چرا شکست پروژه‌های هوش مصنوعی، بیشتر شکست معماری سازمان است تا شکست مدل‌های هوش مصنوعی؟

قسمت پنجم: وقتی تصمیم، مهم‌تر از داده می‌شود

امروز دیگر کمتر سازمانی را می‌توان یافت که با مشکلی به نام «کمبود اطلاعات» دست و پنجه نرم کند؛ برعکس، بسیاری از مدیران هر روز با صدها گزارش، نمودار، داشبورد، پیام، ایمیل و تحلیل، روبه‌رو هستند. در بسیاری از سازمان‌ها، اطلاعات بیش از آن چیزی است که بتوان از آن استفاده کرد و البته این روند با نفوذ هوش مصنوعی به سازمان‌ها رو به افزایش است. این یادداشت به ما می‌گوید که چرا باید نگاه خود را از «مدیریت اطلاعات» به «معماری تصمیم» تغییر دهیم.

برای سال‌ها، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مدیران، دسترسی به اطلاعات بود.

اگر به ادبیات مدیریت در دهه‌های گذشته نگاه کنیم، بیشتر تلاش‌ها بر این متمرکز بود که چگونه اطلاعات بیشتری جمع‌آوری شود، چگونه گزارش‌ها دقیق‌تر شوند و چگونه مدیران تصویر کامل‌تری از سازمان در اختیار داشته باشند.

این رویکرد، کاملاً منطقی بود. زیرا بدون اطلاعات، تصمیم‌گیری ممکن نیست.

اما امروز شرایط تغییر کرده است. مشکل بیشتر سازمان‌ها، کمبود اطلاعات نیست. برعکس، بسیاری از مدیران هر روز با صدها گزارش، نمودار، داشبورد، پیام، ایمیل و تحلیل روبه‌رو هستند. در بسیاری از سازمان‌ها، اطلاعات بیش از آن چیزی است که بتوان از آن استفاده کرد.

اگر زمانی مسئله اصلی، کمبود داده بود، امروز مسئله اصلی، فراوانی داده است. و هرچه هوش مصنوعی توسعه پیدا می‌کند، این حجم اطلاعات نیز بیشتر خواهد شد.

هوش مصنوعی می‌تواند در چند دقیقه، صدها صفحه گزارش را تحلیل کند، ده‌ها سناریو پیشنهاد دهد و هزاران متغیر را هم‌زمان بررسی کند.

اما آیا افزایش تعداد تحلیل‌ها، به معنای افزایش کیفیت تصمیم‌هاست؟

تجربه سازمان‌ها نشان می‌دهد که پاسخ، همیشه مثبت نیست. گاهی حتی عکس این اتفاق رخ می‌دهد. هرچه اطلاعات بیشتر می‌شود، انتخاب دشوارتر می‌شود. هرچه تحلیل‌ها دقیق‌تر می‌شوند، مسئولیت تصمیم نیز پیچیده‌تر می‌شود.

به بیان دیگر، سازمان‌ها به تدریج از عصر کمبود اطلاعات وارد عصر فراوانی انتخاب شده‌اند.

سازمان‌ها به تدریج از عصر کمبود اطلاعات وارد عصر فراوانی انتخاب شده‌اند.

و این تفاوت بسیار مهمی است. در چنین شرایطی، مزیت رقابتی دیگر در داشتن اطلاعات بیشتر نیست. مزیت رقابتی در توانایی انتخاب درست است.

دو سازمان ممکن است دقیقاً به یک داده، یک مدل هوش مصنوعی و حتی یک تحلیل دسترسی داشته باشند؛ اما تصمیم‌های کاملاً متفاوتی بگیرند.

چرا؟

زیرا تصمیم، صرفاً نتیجه تحلیل نیست. تصمیم، حاصل ترکیب تحلیل، تجربه، مسئولیت، اولویت، ریسک، زمان، منابع و هدف سازمان است.

تصمیم، حاصل ترکیب تحلیل، تجربه، مسئولیت، اولویت، ریسک، زمان، منابع و هدف سازمان است.

هوش مصنوعی می‌تواند بخش تحلیل را تقویت کند. اما نمی‌تواند به جای سازمان، این ترکیب پیچیده را طراحی کند.

در اینجا تفاوت مهمی میان «اطلاعات» و «تصمیم» وجود دارد. اطلاعات، وضعیت موجود را توصیف می‌کند. اما تصمیم، آینده را شکل می‌دهد.

تفاوت مهمی میان «اطلاعات» و «تصمیم» وجود دارد. اطلاعات، وضعیت موجود را توصیف می‌کند. اما تصمیم، آینده را شکل می‌دهد.

به همین دلیل، سازمان‌ها هرگز با داشتن اطلاعات بیشتر موفق نشده‌اند. آن‌ها زمانی موفق شده‌اند که بتوانند از اطلاعات، تصمیم‌های بهتر بسازند.

شاید به همین دلیل است که در بسیاری از پروژه‌های هوش مصنوعی، مدیران پس از مدتی متوجه می‌شوند مشکل اصلی، کیفیت گزارش‌ها نیست.

مشکل این است که هنوز مشخص نیست:

چه کسی تصمیم نهایی را می‌گیرد؟

کدام تصمیم بر تصمیم دیگر اولویت دارد؟

اگر دو پیشنهاد با یکدیگر تعارض داشته باشند، چگونه باید میان آن‌ها انتخاب کرد؟

چه کسی مسئول پیامدهای آن تصمیم است؟

و مهم‌تر از همه،

آن تصمیم چگونه با مأموریت اصلی سازمان همسو می‌شود؟

این پرسش‌ها، دیگر پرسش‌های فناوری نیستند. این‌ها پرسش‌های معماری سازمان هستند.

شاید مهم‌ترین تغییری که هوش مصنوعی در مدیریت ایجاد کرده، این باشد که ارزش واقعی سازمان‌ها را از «داده» به «تصمیم» منتقل کرده است.

شاید مهم‌ترین تغییری که هوش مصنوعی در مدیریت ایجاد کرده، این باشد که ارزش واقعی سازمان‌ها را از «داده» به «تصمیم» منتقل کرده است.

در گذشته، داشتن اطلاعات مزیت بود. امروز، تقریباً همه می‌توانند به اطلاعات دسترسی داشته باشند. فردا، تقریباً همه به هوش مصنوعی نیز دسترسی خواهند داشت.

اما همه، سازمانی نخواهند داشت که بتواند از این قابلیت‌ها، تصمیم‌های هماهنگ، مسئولانه و اثربخش بسازد.

به همین دلیل، می‌توان گفت که رقابت آینده، نه رقابت بر سر داده است و نه حتی رقابت بر سر هوش مصنوعی.

رقابت آینده، رقابت بر سر کیفیت معماری تصمیم خواهد بود.

رقابت آینده، رقابت بر سر کیفیت معماری تصمیم خواهد بود.

سازمان‌هایی که بتوانند تصمیم‌های خود را هماهنگ، شفاف، مسئولانه و همسو با اهداف راهبردی طراحی کنند، حتی با ابزارهای مشابه نیز عملکردی متفاوت خواهند داشت.

و شاید از همین نقطه باشد که لازم است نگاه خود را از «مدیریت اطلاعات» به «معماری تصمیم» تغییر دهیم.

0
0
کپی شد

مطالب مرتبط

معرفی محصولات

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *