در بسیاری از کارخانههای ایرانی، تصمیمگیری هنوز بر پایهی ترکیبی از دادههای ناقص و تجربهی مدیران انجام میشود؛ دادهها وجود دارند، اما اغلب با تأخیر ثبت میشوند، کامل نیستند یا بهگونهای ذخیره شدهاند که تصویر دقیقی از وضعیت واقعی خط
ایران با یک بحران چند وجهی و همزمان روبهروست؛ بحرانی که نه یکشبه ایجاد شده و نه یکشبه فرو خواهد نشست. کاهش نرخ رشد جمعیت، حرکت شتابان کشور به سوی سالمندی، رکود مزمن در پروژههای عمرانی، تعطیلی یا نیمه تعطیل
در دهههای اخیر، تنهایی بهعنوان یکی از مسائل محوری جوامع انسانی معاصر مورد توجه قرار گرفته است؛ بهویژه آنکه در سالهای اخیر، ماهیت این پدیده دگرگون شده و دیگر نمیتوان «تنهاییِ مدرن» را صرفاً بهمثابه تجربهای فردی یا پیامدی روانشناختی
امروزه الگوریتمها صرفاً ابزار تحلیل داده نیستند؛ آنها به دستگاههایی برای تصویرسازی از آینده بدل شدهاند. از الگوی مصرف و جستوجو گرفته تا سابقهی شغلی، تحصیلی و حتی ریتم زندگی روزمره، همهچیز به دادههایی تبدیل شده که میتوانند «آنچه احتمالاً
در جهان پیشین، تصمیم همواره به یک فاعل انسانی گره خورده بود. حتی در پیچیدهترین ساختارهای بوروکراتیک، امکان ردیابی مسئول وجود داشت. خطا اگر رخ میداد، انسانی بود و درست به همین دلیل، میشد دربارهاش پرسش کرد، اعتراض کرد، توضیح
ما در حال گذار از یک بحران اقتصادی به یک «بحران هستیشناختی» هستیم. مسئله دیگر فقط «گران شدن کالاها» نیست؛ مسئله این است که ریال در ذهن ما دیگر «ابزار سنجش واقعیت» نیست، بلکه یک واسطهی بیاعتبار شده است که
در جهان پیش از عصر دیجیتال و هوش مصنوعی، حافظهی جمعی و روایتهای فردی توسط انسانها شکل میگرفتند. اما امروز، هوش مصنوعی به طور مستقیم در شکلدهی به حافظهی جمعی و فردی در جوامع نفوذ کرده است؛ الگوریتمهای شبکههای اجتماعی
با ظهور هوش مصنوعی، بازتعریف ارزشها وارد مرحلهای جدید شده است؛ الگوریتمها، حتی با دقت و توان محاسباتی بالا، نمیتوانند ارزشهای انسانی و اخلاقی را در تصمیمگیری لحاظ کنند. تکیهی صرف بر الگوریتمها، میتواند به بازتولید نابرابریها منجر شود و
داییجان ناپلئون نه صرفاً شخصیتی طنزآمیز، بلکه استعارهای از روح بیمار تاریخی ماست. او در ذهن هر ایرانی نشسته است، پشت میز بانک، پشت کانتر فروش، یا پشت میز وزارتخانه. هرکجا که تصمیم اقتصادی گرفته میشود، سایهی شک و بدگمانی
در جهان معاصر، زمان دیگر به ریتم زیست انسانی پاسخ نمیدهد. شتاب، نه از جنس حرکت طبیعی بلکه از جنس محاسبه است؛ لحظهها دیگر واحد تجربه نیستند، بلکه تبدیل به واحد داده شدهاند. هر ثانیه به میلیونها کنش خُرد تقسیم
در عصری که هوش مصنوعی به هر گوشهی زندگی انسانی رخنه کرده است، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک ابزار پیشرفته نامید. حضور فعال هوش مصنوعی، آن را از یک ابزار صرف به یک «دیگریِ فناورانه» تبدیل میکند؛ موجودیتی که
زنان در قلب تحولات اتوماسیون صنعتی حضور داشتهاند. آنان بنیانگذاران برنامهنویسی، نظریههای کنترلی و طراحی تراشهها بودهاند و اکنون در قرن بیستویکم، زنان نهتنها پژوهشگر بلکه مدیران پروژههای کلان اتوماسیون در سطح جهانی هستند. این مقاله با نگاهی تاریخی و
با عضویت در خبرنامه ما، هیچیک از مقالات و اخبار مهم را از دست نخواهید داد. جدیدترین تحقیقات، نوآوریها بهصورت منظم برای شما ارسال میشود.
فیلد های "*" اجباری هستند