مقدمه‌ای بر مفهوم ایده تا تولید پایدار

عبور از دره‌ی مرگ فناوری

قسمت اول: گذار از آزمایشگاه به صنعت

مطلب حاضر بخش دیگری از سلسله مقالات پیش‌انتشار و برگرفته از فهرست کتاب در حال نگارش «از ایده تا صنعت» است. پیش از این، در بخش نخست این مجموعه مطلبی تحت عنوان «چرخه‌ی کامل نوآوری، شکاف‌ها و ریسک‌ها»، به تفصیل به تبیین هم‌زمانی و ضرورت هم‌ترازی سه شاخص اصلی بلوغ شامل: سطوح بلوغ فناوری (TRL)، سطوح بلوغ ساخت (MRL) و سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین (SRL) پرداخته شد. نوشتار پیش‌رو با فرض اطلاع مخاطب از مفاهیم و چارچوب‌های ارایه ‌شده در مقاله‌ی «چرخه‌ی کامل نوآوری» تدوین شده است. در این بخش، بر آن هستیم تا گامی فراتر نهاده و مسیر عملیاتی و چالش‌های کلیدی «گذار از آزمایشگاه به صنعت» و «تحقق تولید صنعتی» را مورد تحلیل قرار دهیم. امید است بازخوردهای ارزشمند شما صاحب‌نظران و فعالان عرصه صنعت و فناوری، راهگشای نهایی‌سازی و اصلاح این اثر باشد.

۱. گذار از آزمایشگاه به صنعت

توسعه‌ی یک فناوری در آزمایشگاه، اگرچه گامی اساسی در مسیر نوآوری است، اما به‌تنهایی به معنای آمادگی آن برای ورود به صنعت نیست. بسیاری از فناوری‌ها ممکن است از نظر علمی معتبر و حتی از نظر فنی اثبات‌شده باشند، اما در هنگام انتقال به محیط واقعی تولید یا بهره‌برداری، با چالش‌هایی مواجه شوند که در شرایط آزمایشگاهی آشکار نبوده‌اند. تفاوت میان شرایط کنترل‌شده‌ی آزمایشگاه و محیط پیچیده، پرریسک و اقتصادی صنعت، موجب می‌شود که فاصله‌ای میان «فناوری اثبات‌شده» و «فناوری قابل استفاده‌ی صنعتی» شکل گیرد.

تفاوت میان شرایط کنترل‌شده‌ی آزمایشگاه و محیط پیچیده، پرریسک و اقتصادی صنعت، موجب می‌شود که فاصله‌ای میان «فناوری اثبات‌شده» و «فناوری قابل استفاده‌ی صنعتی» شکل گیرد.

از این منظر، گذار از R&D یا آزمایشگاه به صنعت را باید یک فرآیند تدریجی کاهش عدم‌قطعیت و افزایش آمادگی دانست. در این فرآیند، فناوری باید از نظر عملکرد، مقیاس‌پذیری، قابلیت تولید، قابلیت اطمینان، کیفیت، هزینه، ایمنی و سازگاری با محیط واقعی مورد ارزیابی قرار گیرد. در کنار این عوامل، وجود منابع مالی، توانمندی سازمانی، زیرساخت صنعتی و دسترسی به بازار نیز بر موفقیت این گذار اثرگذار است.

بنابراین، افزایش سطح آمادگی فناوری، اگرچه شرطی ضروری است، اما به‌تنهایی شرط کافی برای موفقیت انتقال به حساب نمی‌آید. هدف نهایی این مرحله، عبور کنترل‌شده‌ی فناوری از محیط آزمایشگاهی و کاهش ریسک آن تا سطحی است که امکان ورود به مراحل بعدی توسعه‌ی صنعتی فراهم شود.

 1.1. شکاف فناوری

شکاف فناوری به فاصله‌ی میان سطح عملکرد و آمادگی فعلی یک فناوری و سطح آمادگی مورد نیاز برای استفاده در محیط واقعی اشاره دارد.

شکاف فناوری به فاصله‌ی میان سطح عملکرد و آمادگی فعلی یک فناوری و سطح آمادگی مورد نیاز برای استفاده در محیط واقعی اشاره دارد.

این شکاف ممکن است حتی در فناوری‌هایی وجود داشته باشد که از نظر علمی یا آزمایشگاهی موفق ارزیابی شده‌اند.

برای نمونه، فناوری ممکن است در مقیاس آزمایشگاهی عملکرد مطلوبی داشته باشد، اما هنگام افزایش مقیاس با کاهش راندمان، افزایش مصرف انرژی، افت کیفیت یا افزایش هزینه تولید مواجه شود. همچنین ممکن است مواد اولیه، تجهیزات یا شرایط مورد نیاز در آزمایشگاه به‌سادگی فراهم باشند، اما تأمین پایدار آنها در مقیاس صنعتی و تولید انبوه امکان‌پذیر یا اساساً اقتصادی نباشد.

از این رو، شکاف فناوری تنها یک شکاف فنی نیست و می‌تواند ابعاد مختلفی به شرح زیر داشته باشد:

  • شکاف عملکردی- تفاوت عملکرد فناوری در شرایط آزمایشگاهی و محیط واقعی؛
  • شکاف مقیاس- دشواری انتقال از مقیاس آزمایشگاهی به پایلوت و مقیاس صنعتی؛
  • شکاف قابلیت تولید- نبود فرآیند، تجهیزات یا زیرساخت لازم برای تولید پایدار؛
  • شکاف کیفیت و قابلیت اطمینان- ناتوانی در دستیابی مستمر به مشخصات مورد نیاز؛
  • شکاف اقتصادی- بالا بودن هزینه سرمایه‌گذاری یا هزینه تولید؛
  • شکاف بازار- عدم انطباق فناوری یا محصول با نیاز واقعی مشتری؛
  • شکاف سازمانی- نبود توانمندی لازم برای جذب، بهره‌برداری و توسعه‌ی فناوری.

بنابراین، یکی از مهم‌ترین وظایف فرآیند بلوغ فناوری، شناسایی و کاهش تدریجی این شکاف‌ها پیش از ورود به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ صنعتی است (شکل 1).

شکل 1. ابعاد مختلف شکاف فناوری

هرچه یک شکاف در مراحل اولیه، زودتر شناسایی شود، امکان اصلاح آن با هزینه و ریسک کمتری وجود دارد. در مقابل، کشف همان مشکل پس از احداث واحد صنعتی یا ورود محصول به بازار می‌تواند پیامدهای مالی و مدیریتی قابل توجهی را تحمیل کند. در نتیجه، ارزیابی فناوری نباید تنها به این پرسش محدود شود که «آیا فناوری کار می‌کند؟»، بلکه باید پرسید: آیا فناوری در شرایط واقعی، در مقیاس مورد نظر و با هزینه‌ی قابل قبول نیز کارایی دارد؟

ارزیابی فناوری نباید تنها به این پرسش محدود شود که «آیا فناوری کار می‌کند؟»، بلکه باید پرسید: آیا فناوری در شرایط واقعی، در مقیاس مورد نظر و با هزینه‌ی قابل قبول نیز کارایی دارد؟

این تغییر نگاه، نقطه‌ی آغاز گذار از ارزیابی صرفاً فناورانه به ارزیابی آمادگی برای صنعت به حساب می‌آید.

 1.2. دره‌ی مرگ فناوری

یکی از مهم‌ترین موانع در مسیر گذار از پژوهش به صنعت، مفهوم «دره‌ی مرگ فناوری»[1] است. این مفهوم به مرحله‌ای از چرخه‌ی نوآوری اشاره دارد که در آن فناوری از مرحله‌ی اولیه‌ی پژوهش و اثبات مفهوم عبور کرده، اما هنوز برای جذب سرمایه، توسعه در مقیاس بزرگ و ورود به بازار از آمادگی و اطمینان کافی برخوردار نیست.

در مراحل اولیه، معمولاً منابع پژوهشی، دانشگاهی یا حمایتی می‌توانند هزینه‌های تحقیق و توسعه را تأمین کنند. اما با حرکت فناوری به سمت پایلوت و صنعتی‌سازی، حجم سرمایه‌ی مورد نیاز افزایش یافته و هم‌زمان ریسک‌های فنی، اقتصادی و بازار نیز همچنان قابل توجه هستند. در چنین شرایطی ممکن است فناوری برای ادامه‌ی مسیر به سرمایه بیشتری نیاز داشته باشد، در حالی که هنوز برای سرمایه‌گذار تجاری جذابیت و اطمینان کافی ایجاد نکرده است.

در این راستا، می‌توان مسیر کلی ایده تا ارزش‌آفرینی را به‌صورت شکل 2 نمایش داد:

شکل 2. از ایده تا ارزش‌آفرینی در بازار

دره‌ی مرگ معمولاً در محدوده‌ی گذار میان توسعه‌ی فناوری، پایلوت و سرمایه‌گذاری برای مقیاس صنعتی آشکار می‌شود. نکته‌ی مهم آن است که فناوری ممکن است در این مرحله نه به دلیل ضعف علمی، بلکه به دلیل عدم توانایی در عبور از مجموعه‌ای از ریسک‌های هم‌زمان متوقف شود. ریسک فنی، نیاز سرمایه‌ای، عدم قطعیت بازار، قابلیت تولید و نبود مشتری اولیه می‌توانند هم‌زمان مانع ادامه مسیر شوند.

یکی از راهکارهای مهم برای عبور از این دره، کاهش تدریجی عدم‌قطعیت از طریق توسعه‌ی پایلوت، آزمون در محیط واقعی، مشارکت صنعت و تأمین مالی مرحله‌ای است. پایلوت در اینجا تنها یک مرحله‌ی مهندسی نیست؛ بلکه ابزاری برای تولید شواهد مورد نیاز جهت تصمیم‌گیری درباره ادامه مسیر فناوری است. به بیان دیگر، هدف اصلی عبور از دره‌ی مرگ آن نیست که تمام ریسک‌ها به صفر برسند؛ بلکه باید ریسک‌ها تا سطحی کاهش یابند که سرمایه‌گذاری و ورود به مرحله‌ی بعدی از نظر فنی و اقتصادی قابل توجیه باشد (شکل 3، نمایش دره‌ی مرگ فناوری).

هدف اصلی عبور از دره‌ی مرگ آن نیست که تمام ریسک‌ها به صفر برسند؛ بلکه باید ریسک‌ها تا سطحی کاهش یابند که سرمایه‌گذاری و ورود به مرحله‌ی بعدی از نظر فنی و اقتصادی قابل توجیه باشد

شکل 3. دره‌ی مرگ فناوری و ریسک‌های هم‌زمان آن

1.3. عوامل موفقیت انتقال فناوری

موفقیت انتقال فناوری حاصل یک عامل منفرد نیست، بلکه نتیجه‌ی تعامل مجموعه‌ای از عوامل فنی، اقتصادی، سازمانی و نهادی است. در ادامه با برخی از این عوامل آشنا خواهیم شد:

1.3.1. بلوغ فنی

فناوری باید از نظر عملکرد، پایداری، قابلیت اطمینان و تکرارپذیری به سطح مناسبی رسیده باشد. افزایش سطح TRL باید با شواهد تجربی و آزمون در شرایط نزدیک به محیط واقعی همراه باشد.

1.3.2. آمادگی تولید

فناوری توسعه یافته باید از وضعیت «قابل ساختن» به وضعیت «قابل تولید تکرارپذیر» نزدیک شود. تجهیزات، مواد اولیه، فرآیندهای ساخت، نیروی انسانی و کنترل کیفیت از عناصر مهم این مرحله هستند.

1.3.3. اعتبارسنجی در محیط واقعی

آزمایش در محیط واقعی می‌تواند بسیاری از عدم‌قطعیت‌هایی را آشکار کند که در آزمایشگاه قابل مشاهده نیستند. به همین دلیل، پایلوت و آزمون میدانی نقش مهمی در کاهش ریسک انتقال دارند.

1.3.4. مشارکت زودهنگام صنعت

ورود صنعت نباید صرفاً پس از پایان پژوهش اتفاق بیفتد. حضور زودهنگام صنعت می‌تواند نیاز واقعی، مشخصات فنی، محدودیت‌های تولید و معیارهای اقتصادی را از همان ابتدا وارد فرآیند توسعه کند. نقطه‌ی عطف و نقطه‌ی طلایی برای اعلام آمادگی و ورود جدی صنعت به پروژه، معمولاً در ششمین سطح آمادگی فناوری (TRL6) یعنی پس از اثبات عملکرد نمونه‌ی اولیه در محیط شبیه‌سازی‌شده یا عملیاتی است.

نقطه‌ی عطف و نقطه‌ی طلایی برای اعلام آمادگی و ورود جدی صنعت به پروژه، معمولاً در ششمین سطح آمادگی فناوری (TRL6) یعنی پس از اثبات عملکرد نمونه‌ی اولیه در محیط شبیه‌سازی‌شده یا عملیاتی است.

1.3.5. تأمین مالی مرحله‌ای

نیاز مالی فناوری در مراحل مختلف یکسان نیست. استفاده از تأمین مالی مرحله‌ای، امکان تخصیص منابع متناسب با سطح ریسک و میزان بلوغ فناوری را فراهم می‌کند.

1.3.6. شناخت بازار و مدل کسب‌وکار

فناوری زمانی می‌تواند در مسیر صنعتی شدن قرار گیرد که مسئله‌ی واقعی مشتری و ارزش اقتصادی راهکار آن مشخص باشد. شناخت بازار، مشتری، رقبا، قیمت و ارزش پیشنهادی باید هم‌زمان با توسعه‌ی فناوری انجام شود.

1.3.7. استاندارد و کیفیت

الزامات استاندارد، ایمنی، کیفیت و مقررات باید از مراحل توسعه‌ی فناوری مورد توجه قرار گیرند و به مرحله‌ی نهایی انتقال موکول نشوند. برای نمونه و علاوه بر استانداردهای کیفیت، توجه به الزامات محیطی (مانند دما، ارتعاش و خوردگی) نیز باید در فاز طراحی لحاظ شده و رعایت استانداردها به مرحله نهایی موکول نگردند.

1.3.8. مدیریت دانش و مالکیت فکری

انتقال موفق فناوری مستلزم انتقال بخش اصلی و مهم از دانش ضمنی و آشکار است. مستندسازی، آموزش، حفاظت از مالکیت فکری و ایجاد سازوکار مناسب انتقال دانش، اهمیت زیادی دارد.

1.3.9. ظرفیت جذب سازمان

سازمان دریافت‌کننده باید توانایی تحلیل (یا فهم)، جذب، استفاده و توسعه‌ی فناوری را داشته باشد. بنابراین، ظرفیت جذب فناوری یکی از حلقه‌های اصلی اتصال فناوری توسعه‌یافته به عملکرد صنعتی است. اما جذب فناوری خود به دوگونه اتفاق می‌افتد، پیکربندی مسیر انتقال به صورت درون‌سازمانی یا برون‌سازمانی.

یعنی، ماهیت گذار از آزمایشگاه به صنعت به ساختار انتقال نیز بستگی دارد. اگر انتقال درون‌سازمانی باشد (انتقال از واحد R&D سازمان به دپارتمان تولیدِ همان شرکت)، چالش‌ها بیشتر از جنس هماهنگی میان‌رشته‌ای، تغییر فرهنگ سازمانی و انطباق سامانه‌های کیفی است. اما اگر انتقال برون‌سازمانی باشد (مانند انتقال دانش فنی از دانشگاه یا شرکت‌های دانش‌بنیان به یک صنعت بزرگ)، علاوه بر ابعاد فنی، مسائلی نظیر ارزش‌گذاری فناوری، نحوه‌ی واگذاری مالکیت فکری (IP)، قراردادهای لیسانس و مدیریت تعارض منافع ذی‌نفعان نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت گذار خواهند داشت.

1.3.10. حمایت نهادی

در فناوری‌های پرریسک، حمایت‌های سیاستی و نهادی (حاکمیت) می‌توانند با ایجاد زیرساخت، تسهیل پایلوت، حمایت از سرمایه‌گذاری و ایجاد بازار اولیه، احتمال موفقیت انتقال را افزایش دهند. شکل 4، عوامل موفقیت در انتقال فناوری را نمایش می‌دهد.

شکل 4. ابعاد و عوامل کلیدی موفقیت در انتقال فناوری به صنعت

1.4. چارچوب گذار از آزمایشگاه به صنعت

با توجه به مباحث مطرح‌شده، می‌توان گذار از آزمایشگاه به صنعت را نه به‌عنوان یک جهش ناگهانی، بلکه به‌عنوان فرآیند عبور از چند دروازه تصمیم در نظر گرفت. در هر دروازه، فناوری باید شواهد کافی برای ورود به مرحله‌ی بعد را ارایه کند. همانگونه که قبلاً در مبحث «چرخه‌ی نوآوری» و «سطوح بلوغ فناوری (TRL)» بیان شد، می‌توان چارچوب ساده، مرحله‌ای و کاربردی زیر را بیان کرد:

  • اثبات علمی؛
  • اثبات عملکرد فنی؛
  • اعتبارسنجی در محیط واقعی؛
  • اثبات مقیاس‌پذیری و قابلیت تولید؛
  • ارزیابی اقتصادی و بازار؛
  • تصمیم برای ورود به صنعتی‌سازی؛

شکل 5 مفهوم از دانش تا محصول صنعتی را نمایش می‌دهد.

شکل 5. از دانش تا محصول صنعتی

در این چارچوب و همانگونه که قبلاً آشنا شدیم، TRL عمدتاً پاسخ می‌دهد که «فناوری تا چه اندازه بالغ شده است؟»، در حالی که MRL به این پرسش نزدیک می‌شود که «آیا امکان تولید آن وجود دارد؟» و SRL بررسی می‌کند که «آیا فناوری در قالب یک سامانه‌ی واقعی آماده کارکردن است؟».

بنابراین، تصمیم نهایی برای عبور از آزمایشگاه نباید صرفاً بر اساس یک شاخص واحد اتخاذ شود، بلکه باید ترکیبی از شواهد فنی، تولیدی و سیستمی مورد توجه قرار گیرد. نکته‌ی اساسی این است که پایان موفقیت‌آمیز این بیان، آغاز صنعتی‌سازی نیست؛ بلکه رسیدن به نقطه‌ای است که فناوری برای ورود به فرآیند صنعتی‌سازی آمادگی کافی پیدا کرده باشد.

به‌طور خلاصه، خروجی این مرحله، دست‌یابی به «آمادگی برای صنعتی‌سازی» است. در واقع، این مرحله متضمن تغییر فاز فناوری از یک دارایی پژوهشی به یک گزینه‌ی عملیاتی کم‌ریسک است؛ نقطه‌ای که در آن، پروژه ورودی‌های لازم را برای ورود به فاز بعدی یعنی «طراحی مهندسی، استقرار خطوط تولید و تجاری‌سازی صنعتی» فراهم می‌سازد.

 

[1]. Valley of Death

0
0
کپی شد

مطالب مرتبط

معرفی محصولات

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *