آیا تداوم الگوی فعلی ارتباط دانشگاه و صنعت، قادر به حل گسست ساختاری میان بلوغ فناوری و بلوغ ساخت خواهد بود؟

چرخه‌ی کامل نوآوری؛ شکاف‌ها و ریسک‌ها

قسمت دوم: سطوح بلوغ ساخت - MRL

TRL، MRL و SRL اجزای چرخه‌ی واحد و به‌هم‌پیوسته‌ی «چرخه‌ی کامل نوآوری» را شکل می‌دهند. از منظر سیستمی، نوآوری زمانی معنا پیدا می‌کند که این سه بُعد به‌صورت هم‌زمان، متناسب و هماهنگ توسعه یابند. هدف از این نوشتار، تبیین این چرخه‌ی کامل است. در قسمت نخست این مقاله مفهوم TRL و نقش آن در چرخه‌ی نوآوری تبین شد؛ قسمت دوم ضمن بررسی مفهوم MRL و نقش آن در چرخه‌ی نوآوری، به نقش و جایگاه شرکت‌های دانش‌بنیان، شرکت‌های نوآفرین، دانشگاه‌ها و صنعت در این چرخه پرداخته است.

۳. سطوح بلوغ ساخت یا MRL

همان‌گونه که در بحث سطوح بلوغ فناوری (قسمت نخست این مقاله) بیان شد، دستیابی به بلوغ فناورانه لزوماً به معنای آمادگی برای تولید صنعتی به حساب نمی‌آید. در بسیاری از پروژه‌ها، فناوری از نظر فنی عملکرد قابل قبولی دارد، اما در مرحله‌ی انتقال به تولید با چالش‌هایی نظیر ناپایداری فرآیند، عدم تکرارپذیری، هزینه‌های بالا، ضعف کنترل کیفیت یا محدودیت تجهیزات مواجه می‌شود. این فاصله میان «فناوریِ کارا» و «محصولِ قابل تولید»، یکی از اصلی‌ترین گلوگاه‌های نوآوری در عمل محسوب می‌گردد.

فاصله میان «فناوریِ کارا» و «محصولِ قابل تولید»، یکی از اصلی‌ترین گلوگاه‌های نوآوری در عمل محسوب می‌گردد.

برای پاسخ به این چالش، مفهوم «سطوح بلوغ ساخت» به‌عنوان شاخصی مکمل برای «سطوح بلوغ فناوری» توسعه یافت. سطوح بلوغ ساخت، چارچوبی نظام‌مند برای ارزیابی میزان آمادگی یک فناوری از منظر ساخت، تولید، مونتاژ، کیفیت، هزینه و مقیاس‌پذیری ارایه می‌دهد. تمرکز اصلی این شاخص بر این پرسش بنیادین است که «آیا این فناوری را می‌توان به‌صورت پایدار، تکرارپذیر و اقتصادی تولید کرد؟»

از نظر تاریخی، سطوح بلوغ ساخت، نخستین‌بار در نهادهای صنعتی/ دفاعی ایالات متحده، به‌ویژه وزارت دفاع آمریکا[i]، با هدف کاهش ریسک‌های انتقال فناوری به تولید انبوه توسعه یافت. تجربه‌ی پروژه‌های بزرگ صنعتی نشان داده بود که بسیاری از شکست‌ها نه الزاماً در مرحله‌ی توسعه‌ی فناوری، بلکه در مرحله صنعتی‌سازی رخ می‌دهند.

تجربه‌ی پروژه‌های بزرگ صنعتی نشان داده بود که بسیاری از شکست‌ها نه الزاماً در مرحله‌ی توسعه‌ی فناوری، بلکه در مرحله صنعتی‌سازی رخ می‌دهند.

از این‌رو، سطوح بلوغ ساخت به‌عنوان ابزاری تصمیم‌ساز[ii] برای مدیریت ریسک تولید، تخصیص سرمایه و زمان‌بندی ورود به بازار مطرح شد و به‌تدریج در صنایع پیشرفته، از انرژی و هوافضا گرفته تا نفت، گاز و اتوماسیون صنعتی، مورد استفاده قرار گرفت.

از منظر مفهومی، سطوح بلوغ ساخت ماهیتی صنعتی/ عملیاتی دارد و تمرکز آن بر فرآیند تولید است، نه صرفاً بر عملکرد فنی فناوری. در حالی که سطوح بلوغ فناوری عمدتاً در محیط‌های آزمایشگاهی و پایلوت معنا پیدا می‌کند. سطوح بلوغ ساخت به‌طور مستقیم با کارخانه، خط تولید، تجهیزات، نیروی انسانی، استانداردها و هزینه تمام‌شده در ارتباط است. به بیان دیگر، اگر TRL پاسخ می‌دهد که «فناوری در حال توسعه کار می‌کند» MRL مشخص می‌کند که «چگونه و با چه سطحی از اطمینان می‌توان آن را ساخت».

اگر TRL پاسخ می‌دهد که «فناوری در حال توسعه کار می‌کند» MRL مشخص می‌کند که «چگونه و با چه سطحی از اطمینان می‌توان آن را ساخت»

چارچوب استاندارد سطوح بلوغ ساخت، شامل ده سطح بلوغ است که مسیر گذار از مفاهیم اولیه‌ی ساخت تا تولید انبوه بهینه را پوشش می‌دهد. این سطوح، امکان تحلیل مرحله‌ای ریسک‌های تولید و تصمیم‌گیری آگاهانه در خصوص ادامه یا توقف پروژه را فراهم می‌کنند.

  • MRL 1، شناسایی مفاهیم ساخت: در این سطح، اصول پایه‌ای ساخت و تولید مورد بررسی قرار می‌گیرند. تمرکز بر شناسایی امکان‌پذیری کلی ساخت است، بدون آن‌که انتظار تعریف یک فرآیند مشخص وجود داشته باشد. در این مرحله، شناخت اولیه از مواد، فناوری‌های بالقوه تولید و محدودیت‌های کلی مطرح می‌شود.
  • MRL 2، تدوین مفاهیم ساخت: در این مرحله، مسیرهای بالقوه‌ی تولید شناسایی و ترسیم می‌شوند. نیازهای کلی شامل مواد اولیه، تجهیزات، ماشین‌آلات و فناوری‌های ساخت مورد بررسی مفهومی قرار می‌گیرند. در این مرحله هنوز آزمون عملی انجام نمی‌شود، اما تصویر روشن‌تری از مسیر صنعتی‌شدن شکل می‌گیرد.
  • MRL 3، اثبات آزمایشگاهی فرآیند ساخت: در این سطح، نمونه‌های اولیه با روش‌های آزمایشگاهی ساخته می‌شوند تا امکان‌پذیری فرآیند ساخت بررسی گردد. تمرکز بر اثبات قابلیت ساخت است، نه بر هزینه، کیفیت یا تکرارپذیری. این مرحله معمولاً با سطوح میانی TRL (به‌ویژه TRL 3&4) می‌تواند هم‌پوشانی داشته باشد.
  • MRL 4، اعتبارسنجی فرآیند ساخت در محیط آزمایشگاهی: در این مرحله، فرآیند ساخت به‌صورت مشخص‌تر تعریف می‌شود و پارامترهای بحرانی تولید شناسایی و مستندسازی می‌گردند. اگرچه تولید هنوز در مقیاس آزمایشگاهی انجام می‌شود، اما تمرکز بر درک رفتار فرآیند و شناسایی ریسک‌های بالقوه ساخت است.

 

جمع‌بندی مراحل اولیه سطوح بلوغ ساخت: در مراحل اولیه‌ی سطوح بلوغ ساخت، ریسک غالب، ریسک فرآیندی و عدم قطعیت در امکان‌پذیری ساخت است و تصمیم‌ها هنوز کم‌هزینه و انعطاف‌پذیرند.

 

  • MRL 5، اعتبارسنجی در محیط نیمه‌صنعتی: در این سطح، تولید نمونه‌ها با استفاده از تجهیزات صنعتی یا شبه‌صنعتی و در ابعاد واقعی انجام می‌شود. کیفیت، ضایعات، تغییرپذیری و پایداری فرآیند مورد بررسی قرار می‌گیرد. این مرحله یکی از نقاط بحرانی پروژه‌هاست و بسیاری از فناوری‌ها در این سطح متوقف می‌شوند، زیرا ضعف‌های ساخت و هزینه‌ای آشکار می‌گردد.
  • MRL 6، اثبات عملی بودن فرآیند ساخت در محیط صنعتی اولیه: در این مرحله، فرآیند تولید با تجهیزات صنعتی واقعی و در مقیاس محدود به کار گرفته می‌شود. تولید پایدار اما با ظرفیت یا تیراژ محدود حاصل می‌گردد و تحلیل‌های اولیه هزینه و زمان تولید انجام می‌شود. این سطح معمولاً با TRL 6&7 هم‌راستا بوده و نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم سرمایه‌گذاری صنعتی ایفا می‌کند.

 

جمع‌بندی مراحل میانی سطوح بلوغ ساخت: در مراحل میانی سطوح بلوغ ساخت، ریسک غالب، ریسک تولید و اقتصادی است و نقش صنعت به‌عنوان بازیگر اصلی تثبیت می‌شود.

 

  • MRL 7، توان تولید سیستماتیک: در این سطح، فرآیند تولید پایدار شده و سامانه‌های کنترل کیفیت تعریف می‌شوند. زنجیره‌ی تأمین اولیه شکل می‌گیرد و قابلیت تولید تکرارپذیر حاصل می‌شود. اگرچه تیراژ تولید ممکن است هنوز محدود باشد، اما ساختار صنعتی پروژه تا حد زیادی تثبیت شده است.
  • MRL 8، تولید در تیراژ پایین: در این مرحله، تولید قابل تکرار با رعایت استانداردهای معتبر صنعتی انجام می‌شود. هزینه‌ی تولید به‌صورت واقع‌بینانه برآورد شده و قابلیت پاسخ‌گویی به بازار اولیه فراهم می‌گردد. این سطح، مرز ورود جدی به بازار محسوب می‌شود.
  • MRL 9، تولید در تیراژ بالا: در این سطح، تولید انبوه محقق می‌شود و زنجیره‌ی تأمین بالغ شکل می‌گیرد. دستورالعمل‌های کامل تولید و کنترل کیفیت اجرا شده و محصول قابلیت رقابت در بازار را پیدا می‌کند.
  • MRL 10، بهینه‌سازی و بهبود مستمر تولید: بالاترین سطح بلوغ ساخت، به بهینه‌سازی فرآیند تولید اختصاص دارد. تمرکز بر کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری، انعطاف‌پذیری طراحی و بهبود مستمر است. در این مرحله، تولید نه‌تنها پایدار، بلکه رقابت‌پذیر و قابل توسعه است.

 

جمع‌بندی مراحل نهایی سطوح بلوغ ساخت: در مراحل نهایی سطوح بلوغ ساخت، ریسک‌های ساخت و تولید به حداقل می‌رسند، اما وابستگی به زنجیره‌ی تأمین و محیط بیرونی برجسته‌تر می‌شود.

شکل 3. نمایش سطوح بلوغ ساخت و تولید

۱-۳- نقش MRL در چرخه‌ی نوآوری

تعاریف

در چرخه‌ی کامل نوآوری، تمایز مفهومی میان «شرکت‌های دانش‌بنیان» و «شرکت‌های نوآفرین[iii]» اهمیت بنیادین دارد. در عمل، بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان در سطوح میانی TRL متوقف می‌شوند و صرفاً نقش توسعه‌ی فناورانه ایفا می‌کنند.

در عمل، بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان در سطوح میانی TRL متوقف می‌شوند و صرفاً نقش توسعه‌ی فناورانه ایفا می‌کنند.

با این حال، در الگوی مطلوب چرخه‌ی کامل نوآوری، شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند به‌عنوان حلقه‌ی انتقال از توسعه‌ی فناورانه به آمادگی ساخت عمل کنند؛ مشروط بر آنکه از ظرفیت مهندسی تولید و دسترسی به زیرساخت صنعتی برخوردار باشند. در مقابل، شرکت‌های نوآفرین سازمان‌هایی چابک، ریسک‌پذیر و مسئله‌محور هستند که تمرکز اصلی آن‌ها نه صرفاً بر فناوری، بلکه بر «خلق ارزش بازارپذیر» است و عموماً در فضای عدم قطعیت بالا «مدل کسب ‌و کار، مقیاس‌پذیری و پذیرش بازار» را آزمون می‌کنند.

شرکت‌های نوآفرین سازمان‌هایی چابک، ریسک‌پذیر و مسئله‌محور هستند که تمرکز اصلی آن‌ها نه صرفاً بر فناوری، بلکه بر «خلق ارزش بازارپذیر» است و عموماً در فضای عدم قطعیت بالا «مدل کسب ‌و کار، مقیاس‌پذیری و پذیرش بازار» را آزمون می‌کنند.

از این نگاه، شرکت‌های دانش‌بنیان بیشتر در پی تثبیت قابلیت فناورانه‌اند، در حالی که شرکت‌های نوآفرین نقش کاتالیزور عبور از «فناوریِ ممکن» به «محصولِ مطلوب بازار» را ایفا می‌کنند؛ دو نهادی که مکمل یکدیگرند، نه جایگزین هم.

در فرآیند چرخه‌ی کامل نوآوری، دانشگاه‌ها خاستگاه تولید دانش و توسعه‌ی فناوری در سطوح اولیه‌ی سطوح بلوغ فناوری هستند و بعد از اشراف کامل بر مبانی، تمرکز آن‌ها بر امکان‌پذیری علمی و فنی طرح است.

در فرآیند چرخه‌ی کامل نوآوری، دانشگاه‌ها خاستگاه تولید دانش و توسعه‌ی فناوری در سطوح اولیه‌ی سطوح بلوغ فناوری هستند و بعد از اشراف کامل بر مبانی، تمرکز آن‌ها بر امکان‌پذیری علمی و فنی طرح است.

صنعت، در سوی دیگر، متولی اصلی بلوغ ساخت، تولید پایدار و دستیابی به MRL های بالا بوده و منطق آن بر کاهش ریسک، قابلیت اطمینان و اقتصادی‌بودن استوار است.

صنعت، در سوی دیگر، متولی اصلی بلوغ ساخت، تولید پایدار و دستیابی به MRL های بالا بوده و منطق آن بر کاهش ریسک، قابلیت اطمینان و اقتصادی‌بودن استوار است.

شکاف میان این دو منطق، جایی است که شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآفرین باید نقش پیوند دهنده را ایفا کنند: شرکت‌های دانش‌بنیان با ترجمه‌ی دانش پایه و دانشگاهی به فناوری‌های قابل مهندسی، و شرکت‌های نوآفرین با آزمون هم‌زمان فناوری، مدل کسب‌وکار و پذیرش بازار.

هنگامی که این بازیگران و ذی‌نفعان در قالب یک زیست‌بوم هماهنگ عمل نکنند، نوآوری‌ها معمولاً در سطوح بلوغ فناوری بالا اما بدون آمادگی ساخت، یا در MRLهای میانی بدون توجیه بازار متوقف می‌شوند. بنابراین، موفقیت نوآوری نه حاصل پیشرفت یک‌جانبه در TRL یا MRL، بلکه نتیجه‌ی هم‌ترازی نهادی و زمانی میان دانشگاه، بنگاه‌های دانش‌بنیان، شرکت‌های نوآفرین و صنعت در کل چرخه‌ی نوآوری است.

سطوح بلوغ ساخت، شکاف میان بلوغ فناورانه و تحقق صنعتی را پوشش می‌دهد و نشان می‌دهد که «فناوریِ کارا»، الزاماً «فناوریِ قابل تولید» نیست. این شاخص، مکمل ضروری سطوح بلوغ فناوری است و بدون آن، بسیاری از پروژه‌های فناورانه در مرحله انتقال به تولید متوقف می‌شوند. با این حال، حتی دستیابی به سطوح بالای بلوغ ساخت نیز تضمین‌کننده‌ی پایداری تولید نیست؛ زیرا تولید صنعتی بدون زنجیره‌ی تأمین پایدار و تاب‌آور، در برابر شوک‌های بیرونی آسیب‌پذیر است. از این‌رو، سطوح بلوغ ساخت حلقه‌ای میانی در چرخه‌ی نوآوری است که تنها در پیوند با بلوغ فناوری و بلوغ زنجیره‌ی تأمین معنا و کارکرد کامل خود را می‌یابد.

در صنایع سرمایه‌بر و محصول‌محور، TRL بالا بدون توجه به MRL غالباً به شکست تجاری منجر می‌شود. هرچند در برخی صنایع دیجیتال یا نرم‌افزارمحور که پیچیدگی ساخت فیزیکی (یا سخت‌افزاری) ندارند، این رابطه می‌تواند متفاوت باشد. بنابراین، شدت وابستگی TRL به MRL تابع ماهیت صنعت و نوع فناوری در حال توسعه است. نکته‌ی مهم دیگر اینکه MRL مستقیماً با این مؤلفه‌ها در ارتباط است: «زنجیره‌ی تأمین»، «قابلیت تأمین مواد اولیه و خوراک»، «مهارت نیروی انسانی»، «استانداردها»، «هزینه تمام‌شده»، «لجستیک» و در نهایت «زمان تحویل». پس برای دستیابی به «مزیت رقابتی» بایستی مؤلفه‌های یاد شده (و به‌ویژه استانداردها، هزینه‌ی تمام شده و زمان تحویل) مورد عنایت تولیدکننده و شرکت نوآور قرار گیرد.

می‌دانیم و همان‌گونه که پیش‌تر نیز بیان شد، فعالیت‌های مرتبط با سطوح مختلف بلوغ فناوری، به‌ویژه در مراحل ابتدایی، عمدتاً در بستر دانشگاه آغاز می‌شوند و در صورت تعامل مؤثر با صنعت می‌توانند تا TRL 9 توسعه یابند. در مقابل، بلوغ ساخت ذاتاً صنعتی بوده و بدون زیرساخت، تجربه و منطق تولیدی صنعت امکان تحقق ندارد. شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآفرین نیز به‌طور بالقوه می‌توانند نقش پل ارتباطی میان این دو حوزه را ایفا کنند. با این حال، تجربه نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از نوآوری‌ها در محدوده‌ی TRL 8 یا حتی گاهی MRL 4 متوقف شده و هرگز به تولید انبوه یا ورود موفق به بازار نمی‌رسند؛ وضعیتی که عملاً به اتلاف منابع و کاهش بازده سرمایه‌گذاری در نوآوری منجر می‌شود. پرسش اساسی آن است که آیا تداوم الگوی فعلی و عمدتاً شعارگونه‌ی ارتباط دانشگاه و صنعت، قادر به حل این گسست ساختاری میان بلوغ فناوری و بلوغ ساخت خواهد بود؟

پرسش اساسی آن است که آیا تداوم الگوی فعلی و عمدتاً شعارگونه‌ی ارتباط دانشگاه و صنعت، قادر به حل این گسست ساختاری میان بلوغ فناوری و بلوغ ساخت خواهد بود؟

فرآیند بلوغ تولید، از سطح یک تا سطح ده، اگرچه در ظاهر یک مسیر تدریجی مهندسی و صنعتی‌سازی است، اما در عمل سرشار از نقاط شکست بالقوه‌ و لغزش‌های پنهان و آشکاری است که می‌تواند به فروپاشی کامل طرح یا توقف تولید منجر شود. از مهم‌ترین این لغزش‌ها می‌توان به ناهماهنگی میان طراحی محصول و زیرساخت‌های موجود یا قابلیت‌های واقعی تولید، خوش‌بینی بیش از حد به مقیاس‌پذیری فرآیندهای آزمایشگاهی، نادیده‌گرفتن پایداری کیفیت در تولید انبوه، عدم توجه به بلوغ زنجیره‌ی تأمین، و فقدان کنترل مؤثر بر هزینه‌ها، زمان و ریسک‌های عملیاتی اشاره کرد. در سطوح میانی MRL، به‌ویژه از MRL 4 تا MRL 7، بسیاری از پروژه‌ها به دلیل انتقال زودهنگام به تولید نیمه‌صنعتی بدون تثبیت فرآیندها، یا بالعکس، توقف بیش از حد در فاز توسعه‌ی بدون ورود به تولید واقعی، دچار بن‌بست می‌شوند. همچنین ضعف در استانداردسازی، مستندسازی[iv]، و نظام‌های تضمین کیفیت، حتی در فناوری‌های بالغ، می‌تواند تولید پایدار را غیرممکن سازد. در نتیجه، سطوح بلوغ تولید نه صرفاً یک شاخص فنی، بلکه معیاری تعیین‌کننده برای سنجش آمادگی یک سازمان در مدیریت پیچیدگی‌های تولید صنعتی است؛ معیاری که نادیده‌گرفتن آن، مستقیماً به شکست تجاری، اتلاف سرمایه و از دست رفتن اعتماد بازار منجر خواهد شد.

جدول 1. مقایسه‌ی مفهومی دو شاخص TRL و MRL

ردیف

معیار

TRL

MRL

1

تمرکز

روی عملکرد فناوری

روی توان تولید

2

سؤال اصلی

آیا این ایده جواب می‌دهد (کار می‌کند)؟

آیا قابلیت اطمینان دارد؟

3

ماهیت

فنی/ علمی

صنعتی/ عملیاتی

4

ریسک

فناورانه

تولیدی/ اقتصادی/ لجستیکی

5

بازیگر اصلی

R&D

تولید کننده/ زنجیره‌ی تأمین

 

[i] DoD: Department of Defense
[ii] Decision Maker
[iii] Start-Up
[iv] Documentation

0
0
کپی شد

مطالب مرتبط

معرفی محصولات

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *