رسانه؛ فراتر از روابط عمومی
تشکلهای اقتصادی نمایندهی منافع بخش خصوصی هستند و وظیفه دارند مطالبات اعضای خود را به سیاستگذاران، افکار عمومی و سایر ذینفعان منتقل کنند. اما این انتقال صرفاً از طریق جلسات، مکاتبات و مذاکرات انجام نمیشود؛ رسانه، حلقهی اتصال میان تشکل، اعضا، دولت و جامعه است.
یکی از اشتباهات رایج در بسیاری از تشکلها، یکسان دانستن «رسانه» و «روابط عمومی» است. روابط عمومی معمولاً بر انتشار اخبار، گزارش فعالیتها و اطلاعرسانی رویدادها تمرکز دارد؛ اما رسانه یک ابزار راهبردی برای شکل دادن به افکار عمومی، ایجاد گفتمان، اقناع تصمیمگیران و تقویت اعتبار تشکل است.
رسانه یک ابزار راهبردی برای شکل دادن به افکار عمومی، ایجاد گفتمان، اقناع تصمیمگیران و تقویت اعتبار تشکل است.
رسانهی تشکل باید بتواند به این پرسش پاسخ دهد که چرا این تشکل برای اقتصاد کشور اهمیت دارد و چرا مطالبات آن باید شنیده شود.
تشکلی که رسانه ندارد، صدای مؤثر ندارد
در فضای رقابتی امروز، تنها داشتن اعضای زیاد یا سابقهی طولانی برای اثرگذاری کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، توانایی تبدیل مسائل تخصصی به روایتهای قابل فهم برای جامعه و مسئولان است
آنچه اهمیت دارد، توانایی تبدیل مسائل تخصصی به روایتهای قابل فهم برای جامعه و مسئولان است
که این مهم از طریق رسانه محقق میشود.
وقتی رسانهای فعال وجود نداشته باشد دستاوردهای تشکل دیده نمیشود؛ مطالبات صنفی بهدرستی منتقل نمیشود؛ اعضا احساس تعلق کمتری پیدا میکنند؛ جایگاه تشکل در فضای تصمیمسازی تضعیف میشود؛ رسانههای دیگر، روایت خود را جایگزین روایت تشکل خواهند کرد.
رسانه؛ ابزار اعتمادسازی
اعتماد یکی از امهمترین سرمایههای هر تشکل اقتصادی است. اعضا زمانی مشارکت بیشتری خواهند داشت که احساس کنند تشکل شفاف، پاسخگو و اثرگذار است.
رسانه با انتشار گزارش عملکرد، تحلیلهای تخصصی، مصاحبه با کارشناسان و انعکاس فعالیت کمیسیونها، میتواند این اعتماد را تقویت کند. در واقع رسانه ویترین عملکرد تشکل نیست؛ بلکه آینهی هویت آن است.
رسانه ویترین عملکرد تشکل نیست؛ بلکه آینهی هویت آن است.
رسانه؛ موتور تولید سرمایهی اجتماعی و ابزار سیاستگذاری غیرمستقیم
یکی از مهمترین کارکردهای رسانه، ایجاد سرمایهی اجتماعی است. تشکلی که بهطور مستمر دانش تولید میکند، تحلیل ارائه میدهد و دربارهی مسائل روز صنعت موضع کارشناسی دارد، بهتدریج به مرجع تخصصی تبدیل میشود.
رسانه، در تبدیل مطالبات صنفی به مطالبات اجتماعی نقشی بیبدیل ایفا میکند. رسانه میتواند با طرح روایتهایی واقعی و منصفانه نقش اعضای تشکل و حوزهی فعالیت ایشان را در رشد اقتصادی کشور و حتی ارتقاء پارامترهای رفاه جامعه برای مردم تبیین کند و از این مسیر آحاد جامعه را متقاعد کند که در مسیر تحقق مطالبات صنفی با تشکل همراه شوند.
بدیهی است این سطح از مرجعیت، قدرت چانهزنی تشکل را در مذاکرات با دولت، مجلس و سایر نهادهای تصمیمگیر افزایش میدهد.
در کشورهای توسعهیافته، بسیاری از انجمنها و اتاقهای بازرگانی از طریق رسانه، فضای کارشناسی ایجاد میکنند. آنها قبل از طرح یک مطالبه، افکار عمومی و تصمیمگیران را با انتشار گزارشها، دادهها و تحلیلهای تخصصی آماده میکنند.
در چنین شرایطی، رسانه صرفاً خبر منتشر نمیکند؛ بلکه زمینهی تصمیمسازی را فراهم میکند.
دولتها فقط به دلیل تعداد اعضای این تشکلها به آنها توجه نمیکنند؛ بلکه به این دلیل که این نهادها مرجع تولید محتوا و تحلیل هستند و از قدرت متقاعدسازی بالایی برخوردارند مورد توجه حاکمیت و دولت قرار میگیرند.
در واقع، رسانه قدرت چانهزنی آنها را چند برابر کرده است.
لزوم تدوین استراتژی رسانهی تشکل
یکی از نشانههای بلوغ سازمانی، داشتن استراتژی رسانه است. این استراتژی باید مشخص کند:
- هدف از تولید هر محتوا چیست؟
- مخاطبان اصلی تشکل چه کسانی هستند؟
- چه پیامهایی باید منتقل شود؟
- از چه رسانههایی باید استفاده کرد؟
- چه شاخصهایی برای سنجش اثربخشی رسانه وجود دارد؟
- نظر به ذائقهی مخاطب و رویکردهای جدید فناورانه در چه حوزههایی میتوان اقدام به نوآوری و بهروزرسانی نمود؟
بدون پاسخ به این پرسشها، فعالیت رسانهای به انتشار پراکنده اخبار محدود خواهد شد.
جمعبندی
تشکل اقتصادی بدون رسانه، مانند کارخانهای بدون برند است؛ شاید فعالیت کند، اما دیده نمیشود و اثرگذاری محدودی خواهد داشت.
در عصر اقتصاد شبکهای، قدرت تنها در اختیار سازمانهایی نیست که منابع بیشتری دارند؛ بلکه متعلق به سازمانهایی است که روایت قویتر، ارتباط مؤثرتر و اعتماد بیشتری ایجاد میکنند.
از این منظر، رسانه دیگر یک واحد سازمانی نیست؛ بلکه بخشی از مزیت رقابتی و سرمایهی راهبردی هر تشکل اقتصادی است. آینده متعلق به تشکلهایی خواهد بود که رسانه را نه بهعنوان بلندگوی اخبار، بلکه بهعنوان موتور تولید اعتبار، دانش و اثرگذاری بشناسند.
آینده متعلق به تشکلهایی خواهد بود که رسانه را نه بهعنوان بلندگوی اخبار، بلکه بهعنوان موتور تولید اعتبار، دانش و اثرگذاری بشناسند.
متولیان تشکلهای اقتصادی باید شرایطی را فراهم کنند تا تشکل بتواند با اتکا به قابلیتها و ظرفیتهای ذاتی رسانه و از طریق تولید و انتشار مستمر محتوای هدفمند، مرتبط و ارزشمند، به عنوان ابزاری کارآمد در راه تحقق اهداف و استراتژیهای کلان تشکل ایفای نقش نماید و در حمایت از رسانه، از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکنند و تمامی مساعی خویش را در راستای اعتلای آن به کار گیرند.
