مقدمه‌ای بر تاریخچه و تکامل مهندسی کنترل صنعتی

قسمت اول: نسل‌های پیشین کنترل در صنعت

علم کنترل و اتوماسیون، ریشه‌ای عمیق در تاریخ تمدن بشری دارد و قصه‌ی پیوسته‌ی تلاش انسان برای تسخیر نیروهای طبیعت و مهار آن‌ها به منظور بهبود شرایط زندگی است. در این نوشتار که طی سه قسمت منتشر خواهد شد، سیر تکامل مهندسی کنترل و اتوماسیون را از نخستین سامانه‌های بازخوردی باستانی تا پیشرفته‌ترین معماری‌های امروزی و آینده مرور خواهیم کرد.

نشان داده می‌شود که هر نسل از فناوری‌های کنترل برای پاسخ به محدودیت‌های نسل قبل پدید آمده است. همچنین خواهیم دید که تئوری‌های کنترل همواره در تعامل تنگاتنگ با یکدیگر پیشرفت کرده‌اند. افزون بر این، مفهوم چرخه‌ی عمر فناوری را معرفی کرده‌ایم تا به مخاطب ابزاری تحلیلی بدهیم تا بتواند در پروژه‌های صنعتی خود تصمیماتی هوشمندانه، آگاهانه و مبتنی بر آینده‌نگری اتخاذ کند. قسمت نخست این مقاله به نسل‌های پیشین کنترل در صنعت خواهد پرداخت.

مقدمه

در این نوشتار، سیر تکامل مهندسی کنترل و اتوماسیون را از نخستین سامانه‌های بازخوردی باستانی همچون ساعت آبی کتزیبیوس و آسیاب‌های بادی خودگردان تا پیشرفته‌ترین معماری‌های امروزی و آینده شامل DCS، FCS، IIoT، AI، دوقلوی دیجیتال مرور خواهیم کرد. نشان داده می‌شود که هر نسل از فناوری‌های کنترل اعم از نیوماتیک، الکترونیک آنالوگ، DDC، DCS، FCS، بی‌سیم برای پاسخ به محدودیت‌های نسل قبل پدید آمد: مشکل سرعت عکس‌العمل سامانه، هزینه‌ی سیم‌کشی، عدم دسترسی به داده‌های تشخیصی، یا خطر خرابی متمرکز.

همچنین خواهیم دید که تئوری‌های کنترل از معادله‌ی دیفرانسیل ماکسول تا فیلتر کالمن و سخت‌افزار صنعتی از شناور ساعت آبی تا میکروکنترلرهای فیلدباس همواره در تعامل تنگاتنگ با یکدیگر پیشرفت کرده‌اند. افزون بر این، مفهوم چرخه‌ی عمر فناوری را معرفی کرده‌ایم تا به مخاطب محترم اعم از تکنسین‌ها و مهندسان کنترل، دانشجویان، مدیران پروژه ابزاری تحلیلی بدهیم تا بتواند در پروژه‌های صنعتی خود تصمیماتی هوشمندانه، آگاهانه و مبتنی بر آینده‌نگری اتخاذ کند. در نهایت، به روندهای نوظهور مانند اینترنت اشیاء صنعتی، هوش مصنوعی، دوقلوی دیجیتال و اهمیت فزاینده‌ی امنیت سایبری پرداخته‌ایم که چشم‌انداز دهه‌های آینده این حوزه را شکل خواهند داد. با مرور تاریخچه‌ی کنترل، ملاحظه خواهد شد که تغییر نسل یا به وجود آمدن فناوری‌های جدید، گاه قرن‌ها (از ساعت آبی تا تنظیم‌کننده‌ی وات) طول می‌کشید، اما امروزه این تغییرات بسیار سریع و با بیان اغراق‌آمیز حتی روزانه شده است. این شتاب فزاینده، مهندسان کنترل و اتوماسیون را ملزم می‌کند که همواره در حال یادگیری و به‌روزرسانی دانش فنی خود باشند.

پس از مطالعه‌ی این مقاله سه قسمتی، مخاطب قادر خواهد بود:

  • مسیر تکامل سامانه‌های کنترل خودکار از ساعت‌های آبی یونان باستان تا سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی امروزی را ردیابی کند؛
  • تفاوت بین نسل‌های مختلف کنترل صنعتی شامل نیوماتیک، الکترونیک، DCS، FCS، IIoT را از نظر معماری، سرعت، قابلیت اطمینان و هزینه تشخیص دهد؛
  • نقش مفاهیم کلیدی مانند بازخورد[i]، پایداری[ii]، و کنترل توزیع‌شده را در طراحی سامانه‌های صنعتی را توضیح دهد؛
  • جایگاه یک فناوری خاص در چرخه‌ی عمر فناوری (پیدایش، رشد، بلوغ، افول) را برای تصمیم‌گیری هوشمندانه در پروژه‌های صنعتی تحلیل کند؛
  • تأثیر روندهای نوین مانند اینترنت اشیاء صنعتی[iii] (IIoT)، هوش مصنوعی و دوقلوی دیجیتال[iv] بر آینده‌ی مهندسی کنترل را ارزیابی کند.


علم کنترل و اتوماسیون، ریشه‌ای عمیق در تاریخ تمدن بشری دارد و قصه‌ی پیوسته‌ی تلاش انسان برای تسخیر نیروهای طبیعت و مهار آن‌ها به منظور بهبود شرایط زندگی است.

علم کنترل و اتوماسیون، ریشه‌ای عمیق در تاریخ تمدن بشری دارد و قصه‌ی پیوسته‌ی تلاش انسان برای تسخیر نیروهای طبیعت و مهار آن‌ها به منظور بهبود شرایط زندگی است.

اگرچه امروزه هنگامی که ما از سامانه‌های کنترل صحبت می‌کنیم، ذهن‌ها به سمت رایانه‌های پیشرفته، ریزپردازنده‌ها و شبکه‌های پیچیده‌ی ارتباطی سوق پیدا می‌کند، اما جوهره‌ی این علم، استفاده از بازخورد برای اصلاح رفتار سامانه، قدمتی به طول تاریخ بشریت دارد. در این مجموعه مقالات با بروز و ظهور اولیه‌ی این علم در زمان باستان آشنا شده و به مرور به انقلاب صنعتی اول می‌رسیم. از این تاریخ به بعد، پیشرفت علم مهندسی کنترل از یک‌طرف و به دنبال آن توسعه‌ی صنعت بسیار چشمگیر و گاه روزانه شده است که در ادامه تا حدودی با این روند آشنا خواهیم شد.

افزون بر جنبه تاریخی، نشان خواهیم داد که هر تحول در معماری سخت‌افزاری (از نیوماتیک تا فیلدباس) چگونه مستقیماً از یک نیاز عملی در صنعت نشأت گرفته و به نوبه‌ی خود، افق‌های جدیدی را برای تئوری کنترل گشوده است. برای نمونه، اختراع تنظیم‌کننده‌ی گریز از مرکز توسط جیمز وات نه تنها مشکل نوسان سرعت ماشین بخار را حل کرد، بلکه ماکسول را بر آن داشت تا نخستین نظریه‌ی ریاضی پایداری را ارایه دهد.

اختراع تنظیم‌کننده‌ی گریز از مرکز توسط جیمز وات نه تنها مشکل نوسان سرعت ماشین بخار را حل کرد، بلکه ماکسول را بر آن داشت تا نخستین نظریه‌ی ریاضی پایداری را ارایه دهد.

در حقیقت، محور اصلی روایت در این مقاله، این دیالکتیک است:

«پیشرفت نظری → نوآوری سخت‌افزاری → نیاز صنعتی»

1.1. ریشه‌های باستان: نخستین سامانه‌های بازخوردی

مهندسی، اختراع و پیدایش اولین سامانه‌های کنترل خودکار، نه در قرن نوزدهم، بلکه در دل تمدن‌های باستانی نهفته است. انسان باستان با مشاهده‌ی نظم در طبیعت و الگو گرفتن از آن، سعی کرد ابزارهایی بسازد که بدون دخالت مستقیم وی، وظایفی را انجام دهند.

مهندسی، اختراع و پیدایش اولین سامانه‌های کنترل خودکار، نه در قرن نوزدهم، بلکه در دل تمدن‌های باستانی نهفته است. انسان باستان با مشاهده‌ی نظم در طبیعت و الگو گرفتن از آن، سعی کرد ابزارهایی بسازد که بدون دخالت مستقیم وی، وظایفی را انجام دهند.

یکی از شاهکارهای مهندسی در دنیای باستان، ساعت آبی[v] یا «کلپسیدرا[vi]» است. این اختراع که حدود ۲۷۰ سال قبل از میلاد توسط دانشمند و مخترع یونانی، «کتزیبیوس[vii]» در اسکندریه‌ی مصر طراحی شد، اولین نمونه‌ی ثبت شده‌ی یک کنترل‌کننده‌ی از نوع بازخوردی است. کتزیبیوس برای اولین بار مکانیزمی طراحی کرد که با تنظیم نرخ جریان آب و استفاده از یک شناور، سطح آب در مخزن را ثابت نگه می‌داشت. این شناور در واقع شامل یک حسگر[viii] و یک عملگر[ix] بود که با تغییر در میزان باز شدن دهانه‌ی خروجی، فشار آب را ثابت نگه می‌داشت تا ساعت با دقت کار کند. این سامانه، ساده‌ترین شکل یک کنترل‌کننده‌ی «روشن- خاموش[x]» یا حتی یک کنترل‌کننده‌ی تناسبی[xi] اولیه محسوب می‌شود. پس از او، دانشمندانی مانند «هرون اسکندرانی[xii]» (10 تا 70 سال پس از میلاد) با اختراع سامانه‌های مختلف خودکار، از جمله درهای معابد که با آتش باز می‌شدند یا فواره‌های خودکار، مرزهای دانش مکانیک و کنترل را در آن دوران گسترش دادند.

شکل 1. ساعت آبی، اولین دستگاه کنترل بازخوری مربوط به 270 سال قبل از میلاد

تحلیل عملکرد ساعت آبی کتزیبیوس: در این دستگاه، آب با نرخ ثابتی وارد مخزن اصلی می‌شد. یک شناور[xiii] (فلوتر) بر روی سطح آب قرار داشت. با بالا آمدن سطح آب، شناور نیز بالا می‌رفت و از طریق یک اهرم، دریچه‌ی خروجی را به مرور باز می‌کرد تا خروجی آب افزایش یابد و سطح آب کاهش پیدا کند. برعکس، با پایین آمدن سطح آب، دریچه خروجی بسته‌تر می‌شد. این مکانیزم ساده اما هوشمندانه، یک حلقه بازخورد منفی را تشکیل می‌داد که بدون نیاز به دخالت انسان، سطح آب (و در نتیجه دقت زمان) را پایدار نگه می‌داشت. اگر امروزه این سامانه را با یک کنترل‌کننده‌ی PID مقایسه کنیم، رفتار آن به یک کنترل‌کننده‌ی تناسبی (P) با بهره ثابت نزدیک است، هرچند که فاقد جمله‌های انتگرال (I) و مشتق (D) بود.

1.2. قرون وسطی و رنسانس: تداوم نوآوری در جهان اسلام و اروپا

گام‌های کوچک اما استوار در طول قرون وسطی، اگرچه پیشرفت علمی در اروپا با کُندی همراه بود، اما در جهان اسلام و چین، شاهد تحولاتی در مکانیزم‌های کنترل بودیم.

گام‌های کوچک اما استوار در طول قرون وسطی، اگرچه پیشرفت علمی در اروپا با کُندی همراه بود، اما در جهان اسلام و چین، شاهد تحولاتی در مکانیزم‌های کنترل بودیم.

دانشمندان ایرانی و اسلامی در طراحی ساعت‌های آبی و مکانیکی پیشرفت‌های چشمگیری داشتند که تا قرن‌ها مورد استفاده قرار گرفتند. به‌عنوان نمونه، «جزری[xiv]» (۱۲۱۵-۱۱۳۶ میلادی)، مهندس مسلمان اهل دیار بکر (ترکیه امروزی)، در کتاب «الجامع بین العلم و العمل النافع فی صناعه الحیَل» سامانه‌های کنترلی پیچیده‌ای شامل ساعت‌های فیل (فیل‌ساعت)، پمپ‌های جابجایی و دریچه‌های خودکار را تشریح کرد. برخی از طرح‌های او، از جمله مکانیزم تنظیم جریان آب براساس سطح مخزن، نشان‌دهنده‌ی درک عمیق از اصول بازخورد است، پیش از آنکه این اصول در اروپا به صورت ریاضی تدوین شوند. نکته‌ی قابل ذکر اینکه بسیاری از مورخان علوم، جزری را «پدر رباتیک» می‌نامند. جزری در کتاب[xv] خود (کتاب الحیل) که در سال ۱۲۰۶ میلادی به پایان رساند، بیش از ۱۰۰ دستگاه مکانیکی

بسیاری از مورخان علوم، جزری را «پدر رباتیک» می‌نامند. جزری در کتاب[xv] خود (کتاب الحیل) که در سال ۱۲۰۶ میلادی به پایان رساند، بیش از ۱۰۰ دستگاه مکانیکی را توصیف و ترسیم کرده است.

شامل ساعت‌های آبی غول‌پیکر همچون ساعت فیل، قفل‌های ترکیبی، و نخستین ربات‌های قابل برنامه‌ریزی (نوازندگان خودکار) را توصیف و ترسیم کرده است.

با آغاز رنسانس در اروپا، تمرکز دوباره بر ماشین‌ها و اتوماسیون معطوف شد. در قرن هفدهم، «کورنلیوس دربل[xvi]» مخترع هلندی (1572- 1633)، توانست دمای کوره را با استفاده از یک سامانه‌ی کنترل بازخوردی تنظیم کند که این سامانه یکی از اولین نمونه‌های کنترل دما محسوب می‌شود.

در قرن هفدهم، «کورنلیوس دربل[xvi]» مخترع هلندی (1572- 1633)، توانست دمای کوره را با استفاده از یک سامانه‌ی کنترل بازخوردی تنظیم کند که این سامانه یکی از اولین نمونه‌های کنترل دما محسوب می‌شود.

او از یک لوله‌ی شیشه‌ای حاوی الکل و جیوه به عنوان حسگر دما و یک سامانه‌ی اهرمی برای باز و بسته کردن دریچه‌ی هوا استفاده کرد. همچنین در همین دوران، توسعه‌ی ساعت‌های پاندولی (کریستیان هویگنس[xvii]، ۱۶۵۶) و مکانیزم‌های تنظیم‌کننده سرعت، زمینه را برای ورود به عصر ماشین‌های بخار فراهم کرد. جالب است بدانید که ساعت پاندولی هویگنس، با خطای کمتر از ۱۰ ثانیه در شبانه‌روز، برای نزدیک به سه قرن دقیق‌ترین زمان‌سنج جهان بود و اصول کنترل فازی اولیه در طراحی زائده‌ی پاندول آن (برای جبران اتلاف انرژی) به کار رفته بود.

ساعت پاندولی هویگنس، با خطای کمتر از ۱۰ ثانیه در شبانه‌روز، برای نزدیک به سه قرن دقیق‌ترین زمان‌سنج جهان بود و اصول کنترل فازی اولیه در طراحی زائده‌ی پاندول آن (برای جبران اتلاف انرژی) به کار رفته بود.

1.3. پیش‌درآمدی بر انقلاب صنعتی اول

قبل از اینکه انقلاب صنعتی اول جهان را دگرگون کند، نیاز به کنترل دقیق‌تر در صنایع اولیه مانند آسیاب‌های بادی و آبی احساس می‌شد. مهندسان هلندی در قرن هجدهم، پره‌های آسیاب‌های بادی را به گونه‌ای طراحی کردند که با تغییر جهت باد، به صورت خودکار چرخش می‌کردند تا بیشترین انرژی را دریافت کنند. این سامانه‌ها، اگرچه مکانیکی بودند، اما اصول اساسی کنترلِ جهت و سرعت را در خود جای داده بودند. یکی از هوشمندانه‌ترین این سامانه‌ها، «بازوی خودگردان[xviii]» نام داشت که یک آسیاب بادی کوچک، عمود بر پره‌های اصلی نصب می‌شد و با وزش باد از جهت جدید، کل کلاهک آسیاب را می‌چرخاند تا پره‌های اصلی رو به باد قرار گیرند.

این پیشینه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که ذهن انسان همواره در جستجوی ابزاری برای خودکارسازی فرآیندها بوده است.

ذهن انسان همواره در جستجوی ابزاری برای خودکارسازی فرآیندها بوده است.

اما نقطه‌ی عطف واقعی و ورود علم کنترل به عصر مدرن، با اختراعی همراه شد که توانست موتور محرکه‌ی دنیای مدرن شود: «ماشین بخار».

یادآوری: از دهه‌ی ۱۷۶۰ تاکنون چهار دوره انقلاب صنعتی را می‌توان نام برد:

  • انقلاب صنعتی اول (۱۷۶۰ ۱۸۴۰): این انقلاب مبتنی بر کشف بخار، مکانیزه کردن صنعت نساجی (مانند دستگاه‌های ریسندگی و بافندگی) و استفاده‌ی گسترده از آهن و ذغال سنگ بود. خط تولید پیوسته و کارخانه به عنوان واحد اصلی تولید در این دوره شکل گرفت.
  • انقلاب صنعتی دوم (۱۸۷۰۱۹۱۴): این دوره با اختراع برق (ژنراتور، موتور الکتریکی)، موتور احتراق داخلی (بنزینی و دیزل)، تولید انبوه به روش خط مونتاژ (هنری فورد، ۱۹۱۳) و ظهور صنایع شیمیایی و فولاد شناخته می‌شود. ارتباطات از طریق تلگراف و تلفن متحول شد.
  • انقلاب صنعتی سوم (۱۹۶۰۲۰۰۰): این انقلاب بر پایه‌ی ساخت «سامانه‌های کنترل مبتنی بر رایانه»، کنترل قابل برنامه‌ریزی[xix] (PLC، ۱۹۶۸) و انتقال از آنالوگ به دیجیتال بود. تمرکز این مقطع بر روی رایانه‌های شخصی، اینترنت اولیه[xx] سپس TCP/IP و رباتیک صنعتی قرار داشت. اینترنت اولیه توسط وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا، در واکنش به پیش‌تازی فناورانه‌ی شوروی (با پرتاب ماهواره‌ی اسپوتنیک) و برای ایجاد یک سامانه‌ی ارتباطی غیرمتمرکز و مقاوم در برابر حملات (که حتی با خرابی بخشی از آن، کل شبکه از کار نیفتد) طراحی شد.
  • انقلاب صنعتی چهارم (۲۰۰۰– تاکنون): انقلاب اینترنت اشیاء[xxi] (IoT) ، هوش مصنوعی، رایانش ابری [xxii] ، چاپ سه‌بعدی، و سامانه‌های سایبرفیزیکال[xxiii] (CPS). در این عصر، مرزهای بین فیزیک، دیجیتال و بیولوژیک محو می‌شود و هر تجهیزی به هر تجهیزی متصل است (ارتباط همه چیز با همه چیز). سامانه‌های سایبرفیزیکال، یکپارچگی عمیق بین محاسبات (لایه‌ی سایبر) و فرآیندهای فیزیکی (یا لایه‌ی فیزیکی) هستند که در آن‌ها حسگرها و کنترل‌کننده‌های توکار[xxiv] شده، به صورت پیوسته با محیط فیزیکی تعامل داشته و بر آن تأثیر می‌گذارند. به بیان ساده، در این سامانه‌ها، یک حلقه‌ی بازخورد تنگاتنگ بین نرم‌افزار (کدها و الگوریتم‌ها) و سخت‌افزار فیزیکی (تجهیزات مکانیکی، موتورها، شیرها، ربات‌ها) برقرار است، به طوری که تصمیمات دنیای دیجیتال در کسری از ثانیه بر روی اشیاء واقعی اثر می‌گذارد و داده‌های دنیای واقعی نیز مدل دیجیتال را به‌روز نگه می‌دارد.

1.4. انقلاب صنعتی و تولد کنترل مدرن: تنظیم‌کننده گریز از مرکز

با آغاز قرن هجدهم و ظهور انقلاب صنعتی، جهان شاهد تحولی عظیم در تولید و صنعت بود. موتور بخار، به عنوان قلب تپنده‌ی این تحول، توانست نیروی بخار را به حرکت مکانیکی تبدیل کند و چرخ‌های کارخانه‌ها را به حرکت درآورد.

با آغاز قرن هجدهم و ظهور انقلاب صنعتی، جهان شاهد تحولی عظیم در تولید و صنعت بود. موتور بخار، به عنوان قلب تپنده‌ی این تحول، توانست نیروی بخار را به حرکت مکانیکی تبدیل کند و چرخ‌های کارخانه‌ها را به حرکت درآورد.

با این حال، ماشین‌های بخار اولیه که بر اساس طراحی توماس نیوکامن[xxv] (1664- 1729) ساخته می‌شدند، با مشکل بزرگی روبرو بودند: نوسان شدید سرعت. این نوسانات نه تنها باعث اتلاف انرژی و مصرف بیش از حد سوخت می‌شد، بلکه خطرات جانی (ترکیدن دیگ بخار) و خرابی ماشین را نیز به همراه داشت.

در سال ۱۷۸۸، «جیمز وات[xxvi]» (1736- 1819)، مخترع اسکاتلندی، با الهام از ایده‌های پیشین (از جمله تنظیم‌کننده‌‌ی آسیاب‌های بادی) و همچنین مشاهدات خود، اختراعی را به صنعت معرفی کرد که تا قرن‌ها به عنوان نماد کنترل صنعتی شناخته شد: «تنظیم‌کننده‌ی گریز از مرکز[xxvii]». این دستگاه که از دو وزنه‌ی چرخان (اغلب از جنس چدن یا برنج) تشکیل شده بود، با چرخش حول محور عمودی، به دلیل نیروی گریز از مرکز به بیرون پرتاب می‌شدند. با افزایش سرعت ماشین، وزنه‌ها بالاتر می‌رفتند و از طریق اهرم‌هایی، شیر ورودی بخار را می‌بستند تا سرعت کاهش یابد. برعکس، با کاهش سرعت، وزنه‌ها پایین آمده و شیر باز می‌شد تا سرعت مجدداً افزایش یابد. این ابزار، ساده‌ترین و در عین حال هوشمندانه‌ترین شکل یک حلقه‌ی کنترل بازخورد منفی بود که بدون دخالت انسان، سرعت ماشین را در یک محدوده‌ی مشخص نگه می‌داشت.

تحلیل ریاضی ساده‌ی تنظیم‌کننده‌ی گریز از مرکز: اگر فرض کنیم وزنه‌ها به فاصله‌ی  از محور چرخش قرار داشته باشند، سرعت زاویه‌ای  (رادیان بر ثانیه) باشد، آنگاه نیروی گریز از مرکز برابر است با . با افزایش ، نیروی  افزایش یافته و وزنه‌ها به بیرون رانده می‌شوند. این حرکت خارج‌شوندگی از طریق یک اهرم، شیر بخار را به اندازه‌ی  می‌بندد. کاهش بازشدگی شیر، گشتاور توربین بخار و در نتیجه  را کاهش می‌دهد. نقطه‌ی تعادل زمانی حاصل می‌شود که  در مقدار نامی خود قرار گیرد. وات به صورت تجربی متوجه شد که اگر سامانه بیش از حد حساس باشد (بهره‌ی بالا)، نوسان ایجاد می‌شود (پیش‌نمایی از مفهوم پایداری که بعدها ماکسول آن را ریاضی‌سازی کرد).

شکل 2. دستگاه گریز از مرکز جیمزوات برای کنترل دور ماشین بخار

اختراع وات، نقطه‌ی عطفی در تاریخ مهندسی کنترل محسوب می‌شود، زیرا برای اولین بار کنترل خودکار به یک جزء حیاتی و جدانشدنی یک ماشین صنعتی تبدیل شد.

اختراع وات، نقطه‌ی عطفی در تاریخ مهندسی کنترل محسوب می‌شود، زیرا برای اولین بار کنترل خودکار به یک جزء حیاتی و جدانشدنی یک ماشین صنعتی تبدیل شد.

تأثیر این اختراع چنان بود که تا دهه‌ی ۱۹۲۰، بسیاری از کارخانه‌ها از همین اصل و همین روش برای کنترل سرعت توربین‌های آبی و ژنراتورهای برق استفاده می‌کردند.

1.5. گذار از شهود به ریاضیات: تولد تئوری کنترل

اگرچه تنظیم‌کننده‌ی وات به خوبی کار می‌کرد، اما مهندسان قرن نوزدهم با پدیده‌ای عجیب روبرو شدند: در برخی شرایط (بار کم، اصطکاک کم)، به جای اینکه سامانه به حالت پایدار برسد، شروع به نوسان با دامنه‌ی فزاینده می‌کرد (پدیده‌ای که بعدها به عنوان ناپایداری در ماشین‌های دوار[xxviii] شناخته شد). این مشکل نشان می‌داد که شهود مهندسی برای طراحی سامانه‌های پیچیده کافی نیست و نیاز به ابزارهای دقیق‌تر، یعنی ریاضیات، احساس می‌شود.

در سال ۱۸۶۸، «جیمز کلرک ماکسول[xxix]» (1831- 1879)، فیزیکدان مشهور (همان کسی که معادلات الکترومغناطیس را یکپارچه کرد)، مقاله‌ای بنیادین با عنوان «درباره‌ی تنظیم‌کننده‌ها» (1868) منتشر کرد. او با استفاده از معادلات دیفرانسیل خطی، توانست رفتار دینامیکی تنظیم‌کننده‌ی گریز از مرکز را به صورت یک معادله‌ی دیفرانسیل مرتبه دوم مدل‌سازی کند:

و سپس شرایط پایداری سامانه (بدون نوسان خودبه‌خودی) را به صورت نامعادلات جبری بر روی ضرایب معادله بیان نمود. کار ماکسول، راه را برای دانشمندانی مانند «راوث[xxx]» (1831- 1907) و «هرویتز[xxxi]» (1859- 1919) هموار کرد تا معیارهای جبری دقیقی (معیار راث- هرویتز) برای تشخیص پایداری سامانه‌های خطی هر مرتبه‌ای ارایه دهند. این معیارها امروزه نیز در نرم‌افزارهای طراحی کنترل مانند «متلب[xxxii]» به کار می‌روند.

1.6. عصر طلایی کنترل کلاسیک: تحلیل در حوزه‌ی فرکانس

با ورود به نیمه‌ی اول قرن بیستم و نیاز به سامانه‌های دقیق‌تر در صنایع نظامی همچون هدایت توپ‌های ضدهوایی، رادار و مخابرات همچون تثبیت کننده‌ی بهره در تقویت کننده‌های تلفنی دوربرد، علم کنترل وارد فاز جدیدی شد. در دهه‌ی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، با معرفی تبدیل لاپلاس و مفهوم تابع انتقال[xxxiii]، مهندسان توانستند معادلات دیفرانسیل پیچیده را به جبر ساده توابع گویا در حوزه‌ی متغیر مختلط  تبدیل کنند.

در این دوره، روش‌های تحلیل در حوزه‌ی فرکانس توسط دانشمندانی مانند «هری نایکوئیست[xxxiv]» (1889- 1976) از آزمایشگاه بل، «هندریک بود[xxxv]» (1905- 1982) و «نیتین نیکولز[xxxvi]» (1914- 1997) توسعه یافت. روش نایکوئیست برای تحلیل پایداری سامانه‌های دارای تأخیر زمانی (که معادلات جبری راث- هرویتز به راحتی روی آن‌ها اعمال نمی‌شد) یک پیشرفت بزرگ بود. «نمودار بود» نیز به مهندسان اجازه می‌داد تا با نگاه به دو نمودار لگاریتمی (بهره بر حسب فرکانس و فاز بر حسب فرکانس)، حاشیه پایداری[xxxvii] از طریق حاشیه‌ی بهره[xxxviii] و حاشیه‌ی فاز[xxxix] محاسبه و در نهایت و پهنای باند سامانه را به‌سادگی تعیین کنند.

مثال کاربردی: فرض کنید یک کنترل‌کننده‌ی تناسبی (P) با بهره‌ی  برای یک کوره‌ی صنعتی طراحی کرده‌اید. با افزایش ، پاسخ سریع‌تر می‌شود. اما ممکن است سامانه وارد نوسان شود. با رسم نمودار بود سامانه‌ی حلقه باز، به‌راحتی می‌توانید بیشینه‌ی  مجاز پیش از ناپایداری را بخوانید. این دوران به عنوان «عصر طلایی کنترل کلاسیک» شناخته می‌شود که در آن سامانه‌ها عمدتاً به صورت تک‌ورودی- تک‌خروجی[xl] (SISO) و با مدل‌های خطی و کم‌بُعد تحلیل می‌شدند.

1.7. انقلاب فضایی و ظهور کنترل مدرن: فضای حالت

در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، با آغاز برنامه‌های فضایی (اسپوتنیک ۱، ۱۹۵۷؛ برنامه‌ی آپولو، ۱۹۶۱-۱۹۷۲) و نیاز به کنترل سامانه‌های پیچیده‌ی چندمتغیره (مانند موشک‌ها و فضاپیماها با ۵۰ تا ۱۰۰ متغیر حالت)، روش‌های کلاسیک (SISO و فرکانسی) دیگر پاسخگو نبودند. این نیاز منجر به پیدایش «کنترل مدرن» شد. در سال ۱۹۶۰، «رودولف کالمن[xli]» (1930- 2016) روش تحلیل فضای حالت[xlii] را معرفی کرد. در این رویکرد، سامانه با یک معادله‌ی دیفرانسیل ماتریسی مرتبه‌ی اول توصیف می‌شود:

x(t) = A(t)x(t)+B(t)u(t)
y(t) = C(t)x(t)+D(t)u(t)

که در آن  بردار حالت (با ابعاد ، اغلب  بزرگ)،  بردار ورودی‌های کنترلی،  بردار خروجی‌های اندازه‌گیری شده است. این روش امکان کنترل سامانه‌های چندورودی- چندخروجی[xliii] (MIMO )، غیرخطی و متغیر با زمان را فراهم کرد. در همین دوران، تئوری‌های کنترل بهینه[xliv] (آثار کالمن در مسئله‌ی فیلتر و تخمین، ۱۹۶۰-۱۹۶۱)، کنترل مقاوم[xlv] (معیارهای پایداری نامعین) و کنترل تطبیقی[xlvi] (تنظیم خودکار پارامترها در حین کار) نیز پایه‌گذاری شدند که دقت و قابلیت اطمینان سامانه‌ها را به شدت افزایش دادند.

امروزه، علم کنترل با ترکیب این تئوری‌های قدرتمند با فناوری‌های دیجیتال و هوش مصنوعی، به مرزهای جدیدی رسیده است. اما تمام این پیشرفت‌ها، بر پایه‌ی همان اصول اولیه‌ای است که کتزیبیوس با ساعت آبی و جیمز وات با تنظیم‌کننده گریز از مرکزش بنا نهادند: «بازخورد».

مراجع

الف) منابع فارسی

  1. خاکی صدیق، علی (۱۳۹۴) تاریخ مهندسی کنترل، انتشارات دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی
  2. تقوی‌فر، محسن (۱۳۸1) ابزاردقیق و کنترل فرآیند، انتشارات اشراقی
  3. کاتسوهیکو اوگاتا، مترجم دکتر علی خاکی صدیق و دکتر پرویز جبه‌دار (1388) سامانههای کنترل دیجیتال، انتشارات دانشگاه تهران
  4. موحدی، محمد حسن (1388)، مقدمه‌ای بر کنترل صنعتی، انتشارات شرکت ملی نفت ایران


ب) منابع انگلیسی

  1. Bennett, S. (1993),  A History of Control Engineering, 1930-1955, London: IET (Institution of Engineering and Technology)
  2. Lipták, B. G. (Ed.). (2018). Instrument Engineers’ Handbook, Volume 2: Process Control and Optimization (5th ed.). CRC Press
  3. Mayr, O. (1970). The Origins of Feedback Control. Cambridge, MA: MIT Press
  4. Ogata, K. (2010). Modern Control Engineering (5th ed.). Prentice Hall.
  5. Strogatz, S. H. (2018). Nonlinear Dynamics and Chaos: With Applications to Physics, Biology, Chemistry, and Engineering (2nd ed.). CRC Press
  6. Thomesse, J. P. (1999). “Fieldbuses and Interoperability”. Control Engineering Practice, 7(1), 81-94. doi:10.1016/S0967-0661(98)00160-1
  7. MacDougall, R. (2021). The Digital Twin: The Industrial Internet of Things and the Future of Manufacturing. Wiley
  8. NIST Special Publication 800-82 Rev. 3 (2023). Guide to Operational Technology (OT) Security. National Institute of Standards and Technology

 

 

[i] Feedback
[ii] Stability
[iii] Industrial Internet of Things
[iv] Digital Twin
[v] Water clock
[vi] Clepsydra
[vii] Ctesibius
[viii] Sensor
[ix] Actuator
[x] On- Off Control
[xi] Proportional Control
[xii] Heron of Alexandria
[xiii] Floater
[xiv] Ismail al-Jazari
[xv] The Book of Knowledge of Ingenious Mechanical Devices
[xvi] Cornelis Jacobszoon Drebbel
[xvii] Christian Huyghens
[xviii] Fantail
[xix] Programmable Logic Controller
[xx] ARPANET: Advanced Research Projects Agency Network
[xxi] Internet of Things
[xxii] Cloud Computing
[xxiii] Cyber-Physical Systems
[xxiv] Embedded Controller
[xxv] Thomas Newcomen
[xxvi] James Watt
[xxvii] Centrifugal Governor
[xxviii] Rotary Machine
[xxix] James Clerk Maxwell
[xxx] Edward John Routh
[xxxi] Adolf Hurwitz
[xxxii] MATLAB
[xxxiii] Transfer Function
[xxxiv] Harry Theodor Nyqvist
[xxxv] Hendrik Wade Bode
[xxxvi] Nathaniel Braxton Nichols
[xxxvii] Stability Margin
[xxxviii] Gain Margin
[xxxix] Phase Margin
[xl] Single Input Single Output
[xli] Rudolf Emil Kalman
[xlii] State Space
[xliii] Multi Input Multi Output
[xliv] Optimal Control
[xlv] Robust Control
[xlvi] Adaptive Control

0
0
کپی شد

مطالب مرتبط

معرفی محصولات

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *