بودجهی کشور برای سال آینده اعلام شد و با تمام همتی که شده، هنوز این همتها به چند ده میلیارد دلار نمیرسند و همین نشان میدهد که باید بودجه هم کمی به دلار برسد و با ریالهای بیشتر و کم صفرتر، تصویر نگردد.
دلاری که هنوز تورم ساخته و میسازد و قیمت تخیلی آن سالهاست که بر ذهنها چیره شده ولی در بودجه، تنها تصوری از قیمت آن ترسیم شده است.
و ریالی که صفرهای آن ریخته است و ظاهراً میخواهد با نبودن صفرهای بیشتر، مدعی ارزش و یا حتی قدرت باشد و نبودن صفر، باعث بالارفتن ریال شود.
ولی قدرت ریال به تعداد صفرها نیست بلکه به قدرت صفرهاست و صفر شدن قدرت آن را نمیشود با کوچکتر کردن اعداد جبران کرد و تومان را هم توأمان به پایین کشید.
و نفتی که اتفاقاً براساس همین دلار است و برآوردهای قیمت آن در سال آینده، کمتر از نصف قیمتی است که بشود به بودجهی کشور سامان داد و حداقلهایی را اجرایی کرد.
حداقلهایی که میشود در فروش نفت به دست آورد و از تحریم و تحریمهای جدیدتر عبور کرد و به حداقل قیمتهای بازار تن داد و نفت و محصولات نفتی را صادر کرد.
و حداقلهایی که بشود کمی تولید و تجارت نموده و اقتصاد را حتی در حالت سکون نگه داشت تا با همین خرده فعالیتها، به عمده مالیاتهای جدید، پاسخ داد.
مالیاتهایی که هر روز بیشتر و پیچیدهتر شده و بر کسبوکارهایی بسته میشوند که دیگر بازدهی خاصی ندارند و هزینهها هرچه درآمد هست را میخورند و میبرند.
و مالیاتهایی که باید به سمت سرمایه و ثروت کوچ کنند و نه فقط درآمد که آنکه در ایران ثروت دارد و کار هم نمیکند، بسیار بیشتر از آنکه ثروت ندارد و به شدت کار میکند، عایدی دارد.
و دستمزدهایی که به اندازه نیمی از تورم رسمی هم افزایش نداشته و ندارند و شاید این آخرین عامل تورم، قربانی همیشگی ترس از تورمی باشد که سالهاست حقوقها را میسوزاند و خاکستر میکند.
و سیاستهایی که گرانی ساخته و میسازند و نمیشود سعی کرد که نسازند که اقتصاد را شاخصها و عوامل میسازند و نه سعی و تلاش عاملین تغییر این متغیرها و نه مردمی که نمیخواهند در زیر این فشار متورم، بیشتر بمانند.
و عمرانی که دیگر نیست و عمر پروژههای تعطیل و نیمه تعطیل هم به سر رسیده و افراد مستقیم و غیرمستقیم این دست پروژهها، به تعطیلات طولانیتری خواهند رفت و اشتغال هم به جدال تازهای خواهد پرداخت.
و اوراقی که شاید فقط قرض نباشند و بدهیهای مختلف دولت و ملت را بیشتر نمایند و تنزیل و تبدیل آنها نیز به سایر روندهای سرمایهگذاری و سرمایهپذیری، لطمه وارد کنند.
و ارزش افزودهای که طی همه این سالها هنوز اصلاح نشده و حالا به اندازهی دستمزدها افزایش داشته و بیشتر از ارزش، افزوده میآفریند و بر درصد خود میافزاید.
و انرژی که بوی نرخهای جدید آن تندتر از قبل شده و اگر چارهای چارهساز صورت نگیرد، انرژی دیگری نخواهد ماند که به تولید و خدمات برسد و هرچه هست در خانهها و خودروهای گران و بیکیفیت، خواهد سوخت.
و بودجههای بزرگی که برای اهداف کوچکی در نظر گرفته و میشود و به جای تولید ثروت، ثروت ملی را هم حیف و هم میل میکنند و پاسخگویی را حذف مینمایند.
بودجههای بزرگی که برای اهداف کوچکی در نظر گرفته و میشود و به جای تولید ثروت، ثروت ملی را هم حیف و هم میل میکنند و پاسخگویی را حذف مینمایند.
و بودجه و بودجههایی که سالهاست تورم پذیرند تا تحقق پذیر و هرچه مصوب شده هم به کسری خورده، نبودها بیشتر بوده و ترازهایشان، ناتراز شده و مانده است.
بودجههایی که سالهاست تورم پذیرند تا تحقق پذیر و هرچه مصوب شده هم به کسری خورده، نبودها بیشتر بوده و ترازهایشان، ناتراز شده و مانده است.
باری، نفت و دلار و مالیات و اوراقی که در پرریسکترین دوران خود به سر میبرند و ریسک صنعت و اقتصاد ایران را هم به پرخطرترین دوران خود رساندهاند و باید دید که چه میشود و چه باید کرد.
باشد که این انقباض، انبساطی هم بسازد و بود و نبودها دیده شود و هرجا که به بودجه نیاز ندارد، به نبودن عادت کند و هرچه و هرکجا که نیاز دارد، با بودنش توسعه یابد.
