سایه‌های فراموشی

 روایت‌های از دست رفته در عصر داده‌ها

وقتی خاطره‌ها، هویت‌ها و روایت‌های انسانی به الگوریتم‌ها سپرده می‌شوند، چه چیزی از انسان باقی می‌ماند؟

در جهان پیش از عصر دیجیتال و هوش مصنوعی، حافظه‌ی جمعی و روایت‌های فردی توسط انسان‌ها شکل می‌گرفتند. اما امروز، هوش مصنوعی به طور مستقیم در شکل‌دهی به حافظه‌ی جمعی و فردی در جوامع نفوذ کرده است؛ الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تیک‌تاک، موتورهای جستجو و پلتفرم‌های خبری، تعیین می‌کنند چه چیزی دیده شود و چه چیزی نادیده گرفته شود. در نتیجه، حافظه‌ی جمعی دیگر به طور کامل در اختیار انسان نیست، بلکه در دست کدها و منطق داده‌محور قرار گرفته است.

 

در جهان پیش از عصر دیجیتال و هوش مصنوعی، حافظه‌ی جمعی و روایت‌های فردی توسط انسان‌ها شکل می‌گرفتند. خانواده‌ها خاطرات و داستان‌های زندگی روزمره را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کردند، محله‌ها روایت‌های خود را در مناسبت‌های محلی و مراسم‌ها ثبت می‌کردند و مدارس و کتابخانه‌ها مرکز بازتولید تاریخ و فرهنگ ملی بودند. این روایت‌ها، حتی اگر ناقص یا ذهنی بودند، انسجام اجتماعی و درک مشترکی از عدالت، اخلاق و ارزش‌ها ایجاد می‌کردند. در آن زمان،‌ خاطره‌ها و روایت‌ها ابزار انسان برای فهم جهان و تمرین همدلی، انعطاف و تأمل بودند.

اما امروز، هوش مصنوعی به طور مستقیم در شکل‌دهی به حافظه‌ی جمعی و فردی در جوامع نفوذ کرده است؛ الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تیک‌تاک، موتورهای جستجو و پلتفرم‌های خبری، تعیین می‌کنند چه چیزی دیده شود و چه چیزی نادیده گرفته شود. یک ویدئو از جشنواره‌ی محلی در یک روستا یا روایت معمولی یک زن در نقطه‌ای دورافتاده ممکن است به تشخیص الگوریتم‌های رتبه‌بندی، کمتر دیده شود یا در معرض فراموشی قرار گیرد. در نتیجه، حافظه‌ی جمعی دیگر به طور کامل در اختیار انسان نیست، بلکه در دست کدها و منطق داده‌محور قرار گرفته است.

حافظه‌ی جمعی دیگر به طور کامل در اختیار انسان نیست، بلکه در دست کدها و منطق داده‌محور قرار گرفته است.

در سطح فردی، هوش مصنوعی نحوه‌ی ثبت و بازنمایی خاطره‌ها را تغییر داده است. برنامه‌های دیجیتال مدیریت عکس و ویدئو، تصاویر خانوادگی و خاطرات سفرهای محلی را بر اساس الگوریتم‌های تشخیص چهره، موقعیت مکانی و علایق کاربران سازماندهی می‌کنند. نمونه‌ی آن برنامه‌هایی است که تصاویر مراسم عید نوروز را بر اساس محبوبیت و تعامل کاربران در کلان‌شهر تهران برجسته می‌کنند؛ در نتیجه، تجربه‌های کم‌تعامل یا روستاهای دورافتاده کمتر دیده می‌شوند؛ به‌این ترتیب،‌خاطره‌ها و تجربه‌های انسانی تحت تأثیر پلتفرم‌ها و داده‌ها انتخاب و شکل داده می‌شوند و از حالت چندلایه و پیچیده‌ی انسانی به بازنمایی محدود و الگوریتمیک تقلیل می‌یابند.

پیامدهای اجتماعی این وضعیت بسیار قابل توجه است؛  وقتی حافظه‌ی جمعی تحت کنترل الگوریتم‌ها قرار می‌گیرد، روایت‌های تاریخی، هویت‌های قومی و فرهنگی و حتی خاطرات خانوادگی ممکن است کمتر بازتولید شوند. نسل‌های جوان، که بخش عمده‌ای از تجربه‌های خود را از طریق رسانه‌های دیجیتال ثبت و دریافت می‌کنند، ممکن است به جای درک عمیق از فرهنگ و تاریخ، یک حافظه داده‌محور و انتخابی داشته باشند.

نسل‌های جوان، که بخش عمده‌ای از تجربه‌های خود را از طریق رسانه‌های دیجیتال ثبت و دریافت می‌کنند، ممکن است به جای درک عمیق از فرهنگ و تاریخ، یک حافظه داده‌محور و انتخابی داشته باشند.

برای مثال، نوجوانان شهرهای بزرگ ممکن است تنها نسخه‌ای از تاریخ تهران یا جشن‌های ملی را ببینند که الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی برجسته کرده‌اند و نه تمام تنوع فرهنگی کشور را .

همچنین، این فراموشی دیجیتال نابرابری‌های اجتماعی را بازتولید می‌کند.

این فراموشی دیجیتال نابرابری‌های اجتماعی را بازتولید می‌کند.

روایت‌هایی که با هنجارهای الگوریتمی همخوانی ندارند، کمتر دیده می‌شوند و دسترسی به حافظه‌ی جمعی محدود می‌شود. برای نمونه، داستان‌های زنان سرپرست خانوار در مناطق کم‌برخوردار یا زنان هنرمند در روستاهای کمتر شناخته شده، ممکن است توسط الگوریتم‌ها کمتر منتشر شود یا ارزش آن‌ها به معیارهای کمی تقلیل یابد. این امر نشان می‌دهد فناوری حافظه را به ابزاری تبدیل می‌کند که عدالت اجتماعی و انسانی را به چالش می‌کشد.

از منظر فلسفی، این وضعیت پرسش اساسی درباره‌ی انسانیت مطرح می‌کند: وقتی خاطره‌ها، هویت‌ها و روایت‌های انسانی به الگوریتم‌ها سپرده می‌شوند، چه چیزی از انسان باقی می‌ماند؟ آیا انسان هنوز خالق تجربه و حافظه‌ی خود است، یا صرفاً مصرف‌کننده‌ی بازنمایی داده‌های خود؟ همان‌طور که فیلسوفان معاصر هشدار داده‌اند، «فراموشی دیجیتال، فراموشی انسانیت است».

فراموشی دیجیتال، فراموشی انسانیت است

با این حال، هوش مصنوعی می‌تواند فرصتی نیز فراهم کند، اگر انسان‌ها نقش هدایت‌کننده، ناظر و داور اخلاقی را حفظ کنند، الگوریتم‌ها می‌توانند ابزارهایی برای ثبت و بازنمایی روایت‌های انسانی باشند، به شرط آن‌که سیاست‌گذاری‌های شفاف، معیارهای اخلاقی مشخص و انعطاف انسانی در تصمیم‌گیری‌ها حفظ شود. نمونه‌ی عملی آن پروژه‌های دیجیتال آرشیوی است، مانند پروژه‌های مستندسازی خاطرات سالمندان در یک شهر یا آسایشگاه یا ثبت داستان‌های مردم محلی در یک بندر و …،  که این خاطرات با هوش مصنوعی قابل جستجو و تحلیل می‌شوند و روایت‌های فراموش‌شده را حفظ می‌کنند.

در نهایت، حفظ حافظه‌ی جمعی و روایت‌های انسانی در جوامع یک وظیفه‌ی اخلاقی است که هیچ الگوریتمی به تنهایی نمی‌تواند آن را بر عهده گیرد. هوش مصنوعی می‌تواند ابزار تقویت این وظیفه باشد، اما حفظ انسانیت، عدالت اجتماعی و اصالت روایت‌ها نیازمند هدایت و تصمیم‌گیری انسانی است؛ زیرا وقتی حافظه به کدها سپرده می‌شود، حقیقت در دست انسان نیست؛ بلکه در دست محاسبات بی‌احساس است.

وقتی حافظه به کدها سپرده می‌شود، حقیقت در دست انسان نیست؛ بلکه در دست محاسبات بی‌احساس است.

2
0
کپی شد

مطالب مرتبط

معرفی محصولات

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *