مقدمه
در شرایطی منحصربهفرد در تاریخ معاصر ایران به سر میبریم. مقادیر شاخصهای مختلف اقتصادی، میزان مشروعیت نظام حکمرانی و دامنهی جنگ و نفوذ خارجی، کشور را در شرایط بسیار وخیم قرار داده است.
در شرایطی منحصربهفرد در تاریخ معاصر ایران به سر میبریم. مقادیر شاخصهای مختلف اقتصادی، میزان مشروعیت نظام حکمرانی و دامنهی جنگ و نفوذ خارجی، کشور را در شرایط بسیار وخیم قرار داده است.
تاریخ، همواره عبرتآموز بوده است و آنانکه از تاریخ درس نمیگیرند و اشتباهات گذشتگان را تکرار میکنند، به عبرتهای بزرگ تاریخ در سالهای بعد تبدیل خواهند شد و بازندگان بزرگ دوران، مردمانی بودهاند که در دوران حکمرانیهای پراشتباه زیستهاند، بر خطاهای بزرگ، سکوت کردهاند و در فروپاشیهای دردناک سرزمینها سهیم شدهاند.
یکی از نقاط ضعف علوم انسانی، غیر قابل اندازهگیری بودن آن است و به همین دلیل است که تحلیلهای علوم انسانی کیفی بوده و تصمیمسازی مناسب را با مشکل مواجه میکند و لذا اشتباهات مکرر در نظامهای حکمرانی جهان بهوفور دیده میشود.
در این مقاله سعی میگردد تا با تعریف شاخصهای مختلف تصمیمساز اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و با تعریف معادلات پارامتریک، به بررسی رفتار این معادلات در کشورهای بحران زدهی جهان در طول 30 سال گذشته پرداخته و بهترین پارامترها برای این معادلات محاسبه گردد. در این بررسی، ایران نیز بهدقت مورد تحلیل قرار میگیرد.
با ترکیب این معادلات، عددی به نام عدد سقوط یا فروپاشی تعریف میگردد و با مشخص نمودن نواحی عادی، هشدار، بحران و در نهایت ناحیهی سقوط یا فروپاشی، وضعیت کشورهای مختلف در طول 30 سال گذشته به دقت بررسی و مقایسه شده است.
در مدلسازیهای مذکور از الگوریتمهای یادگیری ماشین استفاده شده است، اما به دلیل تمرکز مقاله بر تحلیلهای دقیق سقوط بر روی نتایج مدل، از ورود به مبانی ریاضیات مسئله در متن مقاله خودداری شده و تمامی تعاریف مدل و روشهای بهینهسازی و بدست آوردن پارامترهای آن در پیوست اضافه شده است.
تعریف پارامترهای اصلی مدل سقوط
جهت مدلسازی دقیق مسئلهی سقوط، دو دسته داده مورد بررسی قرار میگیرد. دادههای دستهی اول، آنهایی هستند که افزایش آنها باعث افزایش فشار اقتصادی، اجتماعی و یا سیاسی شده و کشورها را به منطقهی خطر یا سقوط وارد میکند. این دادهها در بردار فشار قرار میگیرد.
دادههای دستهی دوم، آنهایی هستند که افزایش آنها باعث دور شدن کشور از شرایط بحران و فروپاشی و ورود به مراحل مراقبت و شرایط عادی میگردد و به همین دلیل به آنها، دادههای مقاومت یا ظرفیت میگویند و در بردار مقاومت قرار میگیرند.
جمع وزن داده شدهی عناصر بردار را بهعنوان مقدار فشار وارد شده به هر کشور با مقدار و جمع وزن داده شدهی عناصر بردار را به عنوان مقدار مقاومت یا ظرفیت آن کشور مینامیم و با نشان میدهیم.
با تقسیم بر و قرار دادن حاصل آن در تابع سیگموید به احتمال سقوط دست مییابیم.
تمام آنچه که در مدلسازی و بهینهسازی به آن پرداخته میشود، بدست آوردن بهترین وزنها یا ضرایب اعمال شده بر عناصر بردارهای و است که بتواند با دقت بالا، توصیف کنندهی شرایط عادی تا فروپاشی تمامی کشورهای جهان در بازهی 1996 تا 2024 باشد و در پیوست این مقاله بهدقت به آن پرداخته شده است. لازم به ذکر است که تمامی دادههای خام این تحقیق از بخشهای مختلف سایت بانک جهانی در دو بخش توسعهای و حکمرانی استخراج شده است.
اما عناصر بردار فشار شامل مقادیر زیر است:
۱- فشار اقتصادی یا E که خود از دادههای خام زیر تشکیل شده است:
- تغییر درصد سالانهی GDP؛
- تورم؛
- فشار مالی دولت؛
- بدهی دولت؛
- کاهش ارزش پول ملی؛
- افت صادرات واقعی؛
- فشار حساب جاری؛
- افت مصرف نهایی واقعی.
۲- ضعف حکمرانی یا G که به مفهوم ناتوانی حاکمیت در کنترل فساد در نظر گرفته شده است.
۳- فشار امنیتی و بیثباتی سیاسی یا S؛
و عناصر بردار مقاومت یا ظرفیت شامل مقادیر زیر است:
- کیفیت مقررات یا A؛
- توان اجرایی و ظرفیت سازگاری و اثربخشی دولت یا H؛
- مشروعیت و پاسخگویی یا T؛
- انسجام نهادی و حاکمیت قانون یا N.
۵ نوع سقوط
۱- سقوط اقتصادی
سقوط اقتصادی حالتی است که کارکرد عادی نظام اقتصادی در سطح ملی بهطور شدید و پایدار مختل شود و اقتصاد، دیگر نتواند از طریق سازوکارهای معمول، ثبات پولی، مالی، بانکی و تولیدی خود را حفظ کند.
نمونهی نشانههای این سقوط، موارد زیر است:
- بحران فراگیر بدهی دولت؛
- فروپاشی نظام بانکی؛
- اَبَرتورم؛
- سقوط بسیار عمیق و چندسالهی تولید؛
- بحران ارزی همراه با کمبود گستردهی کالاهای اساسی؛
- از دست رفتن دسترسی عادی دولت و بخش خصوصی به تأمین مالی.
لازم به ذکر است که تعدادی از نشانههای فوق الذکر باید همزمان اتفاق افتد تا فروپاشی اقتصادی صورت گیرد.
پس از آموزش مدل بر روی کشورهایی که فروپاشی اقتصادی داشتهاند، عناصر E , G, S در سقوط اقتصادی نقش داشته و بیشترین وزن مربوط به عنصر اقتصادی E ست.
۲- سقوط اجتماعی – انسانی
این نوع سقوط زمانی رخ میدهد که توان جامعه برای حفظ امنیت انسانی و شرایط پایهی زندگی بخش بزرگی از جمعیت فرو بریزد؛ حتی اگر دولت رسمی هنوز وجود داشته باشد.
نشانههای اصلی این سقوط موارد زیر است:
- آوارگی داخلی یا مهاجرت اجباری گسترده؛
- ناتوانی در تأمین غذا، آب، درمان یا سرپناه مردم؛
- خشونت سازمانیافته گسترده علیه غیرنظامیان.
بنابراین:
سقوط اجتماعی یعنی سقوط «زندگی اجتماعی و امنیت انسانی»، نه لزوماً سقوط حکومت. برای مثال ممکن است یک رژیم سیاسی همچنان پابرجا باشد، ولی جامعه وارد یک بحران انسانی بسیار عمیق شده باشد.
سقوط اجتماعی یعنی سقوط «زندگی اجتماعی و امنیت انسانی»، نه لزوماً سقوط حکومت. برای مثال ممکن است یک رژیم سیاسی همچنان پابرجا باشد، ولی جامعه وارد یک بحران انسانی بسیار عمیق شده باشد.
پس از آموزش مدل، عنصر فشار امنیتی و بیثباتی سیاسی S با ضریب بسیار زیاد و عنصر اقتصادی E با ضریب بسیار کوچکتر و عنصر مقاومت مشروعیت و پاسخگویی T با ضریب بالا، به عنوان عناصر اصلی شکل دهندهی سقوط اجتماعی- انسانی، شناخته شد.
۳- سقوط سیاسی
پس از آموزش مدل، فشار امنیتی و بیثباتی سیاسی S و فشار ضعف حکمرانی G و نیز ضریب مقاومت مشروعیت و پاسخگویی T، بیشترین ضرایب را به خود اختصاص داده است.
۴- سقوط کارکردی
منظور از این نوع سقوط آن است که دولت دیگر نتواند وظایف اصلی خود، یعنی موارد زیر را انجام دهد:
- کنترل سرزمینی؛
- امنیت؛
- خدمات عمومی؛
- ادارهی کشور؛
- اعمال قانون.
پس از آموزش مدل، فشار امنیتی و بیثباتی سیاسی S و فشار ضعف حکمرانی G و نیز ضریب مقاومت اثربخشی دولت یا H بیشترین ضرایب را به خود اختصاص داده است.
۵- سقوط ترکیبی
این سقوط در زمانی اتفاق میافتد که چند نوع سقوط از میان 4 نوع فوقالذکر همزمان اتفاق افتد و در نتیجه تمامی عناصر مذکور شامل 3 عنصر فشار و 4 عنصر مقاومت با ضرایبی تقریباً همسنگ در مدل قرار میگیرند.
آموزش مدل سقوط
جهت آموزش مدل، نمونههای آموزشی یعنی کشورهایی که حداقل یکی از 5 نوع سقوط بالا در فاصلهی زمانی 1996 تا 2018 در آنها اتفاق افتاده باشد، مورد توجه قرار گرفتهاند که شامل 38 مورد کشور-سال بوده است و نمونههای 2019 تا 2024 جهت تست مدل آموزش دیده، در نظر گرفته شده است.
نکتهی آموزشی این مسئله، آن است که اگر کشوری مثلاً در سال 2010 سقوط کرده باشد، نمونههای سالهای 2008 و 2009 نیز به عنوان نمونههای مثبت آموزشی به الگوریتم وارد میشود. بهعبارت دیگر از این مدلِ آموزش دیده میتوان به عنوان یک مدل هشدار زودهنگام هم استفاده نمود که رفتار هر کشور در افق 2 سال آینده را از روی آن میتوان پیشبینی نمود.
نکتهی مهم دیگر آن است که بررسی نتایج مدلسازی انجام گرفته در این مقاله در کشورهای مختلف نشان میدهد که با سقوط اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی (رژیمی) در کشورها، ممکن است حکومت همچنان باقی بماند و کشور نیز همچنان کار کند ولی با سقوط کارکردی و ترکیبی، حکومتها یا تغییر کردهاند و یا اسماً باقی ماندهاند ولی کارکرد کشور دچار فروپاشی شده و یا شدیداً مختل شده است.
بررسی نتایج مدلسازی انجام گرفته در این مقاله در کشورهای مختلف نشان میدهد که با سقوط اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی (رژیمی) در کشورها، ممکن است حکومت همچنان باقی بماند و کشور نیز همچنان کار کند ولی با سقوط کارکردی و ترکیبی، حکومتها یا تغییر کردهاند و یا اسماً باقی ماندهاند ولی کارکرد کشور دچار فروپاشی شده و یا شدیداً مختل شده است.
بنابراین در ادامه جهت بررسی کشورهای مختلف و مقایسه با ایران، منحنیهای مربوط به سقوط ترکیبی که تمامی عناصر سقوط را در بر می گیرد، مورد بررسی قرار گرفته است.
تحلیل کشورهای منتخب در طول 30 سال گذشته بر مبنای مدل سازی انجام شده در این مقاله
از میان تمام کشورهای جهان، کشورهای آلبانی، آرژانتین، گرجستان، اندونزی، روسیه و صربستان را که در مقاطعی در یک یا چند مرحله از 5 نوع فروپاشی فوقالذکر قرار گرفتهاند و امروز برخی از آنها در مرحلهی عادی و برخی در مراحل هشدار و بحرانی قرار دارند، را به منظور بررسی عناصر 7 گانهی فشار و مقاومت آنها و استفاده از آن درس آموزهها، در یافتن راهکار عبور از فروپاشی ایران، انتخاب کردهایم.
شرایط سقوط این کشورها به صورت زیر است:
- آلبانی: سقوط اقتصادی و کارکردی در سال 1997؛
- اندونزی: سقوط اقتصادی و سقوط رژیم در سال 1998؛
- روسیه: سقوط اقتصادی در سال 1998؛
- صربستان: سقوط اجتماعی در سال 1998 و سقوط رژیم در سال 2000؛
- آرژانتین: سقوط اقتصادی در سال 2001؛
- گرجستان: سقوط رژیم در سال 2003.
شکل 1 منحنی سقوط کشورهای منتخب را نشان میدهد. مشاهده میگردد که از میان کشورهای بررسی شده، 5 کشور صربستان، گرجستان، اندونزی، روسیه و آلبانی هستند که در بین سالهای 1996 تا 2000، وارد منطقهی فروپاشی شده و مقادیر احتمال سقوط ترکیبی آنها از آستانهی فروپاشی گذشته و به اعداد زیر رسیده است:
اندونزی در سال 1998 به احتمال سقوط ترکیبی 80 درصد رسیده و در همان سال سقوط سیاسی اتفاق افتاده است. پس از آن، به سرعت از شرایط فروپاشی و بحران گذشته و هم اکنون در نزدیکی مرز عادی و هشدار قرار گرفته و در مسیر حضور در بین10 اقتصاد برتر جهان گام بر میدارد.
در این مسیر اندونزی از سال 1998 به سرعت عنصر فشار اقتصادی E را کاهش داد ولی این تغییر تا سال 2005 که عناصر موجود در مخرج کسر سقوط یعنی ظرفیتهای نهاد حاکمیت یا A و H و T و N افزایش نیافت، منجر به بهبود قابل توجهی نشد و در سال 2005 با افزایش این 4 ظرفیت نهادی، شرایط بهبود کشور با سرعت بالا ادامه یافت.
صربستان در سال 1999 به احتمال سقوط ترکیبی 90 درصد رسیده و در سال 2000 سقوط سیاسی اتفاق افتاده است. این کشور نیز مانند اندونزی ولی با سرعت بیشتری از شرایط فروپاشی گذشته و از سال 2014 تا کنون در خط مابین شرایط عادی و هشدار به سر میبرد. روش صربستان کاهش فشارهای اقتصادی در کنار افزایش ظرفیتهای حاکمیت با سرعت کمتر ولی بهطور همزمان است که کارایی بالاتری و با سرعت بیشتری نسبت به اندونزی داشته است.
گرجستان در سال 1997 به احتمال سقوط ترکیبی 83 درصد رسیده و در سال 2003 سقوط سیاسی اتفاق افتاده است. این کشور دیرتر از صربستان و اندونزی سقوط کرده ولی زودتر از آن دو کشور به شرایط عادی رسیده است به گونهای که از سال 2010 تا کنون در شرایط بهتر از اندونزی و صربستان به سر میبرد. سیاست گرجستان در این مسیر، از هر دو کشور اندونزی و صربستان کارآمدتر بوده است؛ بدین صورت که گرجستان از سال 2003 تمرکز خود را بر کاهش G (به معنای مبارزه با فساد) و بهطور همزمان، افزایش ظرفیتهای حکمرانی A وH و N یا افزایش ظرفیتهای قانونی و عمل به قانون و انسجام نهادهای حاکمیتی گذاشته است و بهترین نتیجه را نسبت به صربستان و اندونزی گرفته است.
درس بسیار بزرگی که از گرجستان می توان گرفت، آن است که مهم ترین عامل ثبات و کارایی بالای هر کشوری، در مبارزهی قاطع و جدی با فساد نهفته است،
درس بسیار بزرگی که از گرجستان می توان گرفت، آن است که مهم ترین عامل ثبات و کارایی بالای هر کشوری، در مبارزهی قاطع و جدی با فساد نهفته است
چرا که فساد بالا، هزینهی سرمایهگذاری را افزایش میدهد، تخصیص منابع را مختل میکند، کیفیت دولت را پایین می آورد، اعتماد را کاهش میدهد و در نهایت فشار اقتصادی و بیثباتی امنیتی و سیاسی یعنی E و S را هم افزایش میدهد.
بهعبارت دیگر، فساد گرچه ظاهراً یک بُعد دارد ولی در واقع پارامتری چندبُعدی ست و مبارزه با آن منجر به اصلاحی چندجانبه می شود.
بهعبارت دیگر، فساد گرچه ظاهراً یک بُعد دارد ولی در واقع پارامتری چندبُعدی ست و مبارزه با آن منجر به اصلاحی چندجانبه می شود.
آلبانی نیز شرایطی کم و بیش مشابه با صربستان داشته ولی قبل از سقوط سیاسی، اصلاحات جدی را آغاز کرده است بهگونهای که در سال 1997 همزمان با سقوط اقتصادی و کارکردی، بهسرعت بازسازی اقتصادی و کاهش عنصر فشار E را همزمان با افزایش کیفیت تنظیمگری، پاسخگویی، حاکمیت قانون و بخصوص اثربخشی دولت یعنی به ترتیب A و T و N و H آغاز نمود و از سال 2011 تا کنون شرایطی مشابه با صربستان دارد.
اما احتمال سقوط اقتصادی آرژانتین در سال 2002 به عدد بحرانی 75 درصد رسید و در شرایط فروپاشی قرار گرفت و از آن سال تا کنون نیز اکثراً در شرایط هشدار اقتصادی واقع شده است و در سال 2025 با احتمال سقوط اقتصادی 77 درصد مجدداً در شرایط فروپاشی اقتصادی قرار گرفته است و امروز یکی از بالاترین آمارهای تورم جهان را داراست اما احتمال سقوط ترکیبی آن، در نزدیکی منطقهی عادی قرار گرفته و از ناحیهی فروپاشی فاصلهی بسیار دارد، به عبارت دیگر شرایط آرژانتین، علیرغم تورم بالا، نزدیک به یک کشور عادی ست. راز این شرایط، در پاسخگویی حاکمیت، حاکمیت قانون، اثربخشی دولت در کنار کاهش بیثباتی امنیتی و سیاسی یعنی کاهش عنصر فشار S است.
و در نهایت روسیه در سال 1998 به بالاترین احتمال سقوط اقتصادی 30 سالهی اخیر خود یعنی 84 درصد رسید ولی پس از آن مانند آرژانتین، نوسانات فراوان در اقتصاد خود را تجربه کرده است ولی شرایط اقتصادی بهتری نسبت به آرژانتین دارد، به گونهای که در سال 2024، احتمال سقوط اقتصادی روسیه 36 درصد و در منطقهی نزدیک شرایط عادی قرار دارد در حالی که این عدد برای آرژانتین در شرایط هشدار 54 درصد قرار دارد ولی با این حال احتمال سقوط ترکیبی روسیه به مراتب بالاتر از آرژانتین است؛ چرا که عدد روسیه در 2024، 59 درصد و در مرز بحران قرار گرفته است در حالی که این عدد برای آرژانتین، 35 درصد و در نزدیکی ناحیهی عادی قرار دارد.
دلیل این اتفاق در کاهش عنصر پاسخگویی دولت یعنی T و بالا بودن فساد G است. به عبارت دیگر روسیه، کشوری با عنصر اثربخشی بالای حاکمیت یا H بالاست یعنی ارتش قوی دارد، پرداخت ها را انجام میدهد، انرژی را بهتر مدیریت میکند و خدمات دولت را حفظ کرده است ولی در پارامترهای G و A و N و T مشکلات جدی دارد.
روسیه مثال عینی کشوری با قدرت بالای دولت ولی تابآوری کم است.
تحلیل ایران بر مبنای مدل توسعه داده شده در این مقاله
در ارتباط با ایران و شرایط مدل سقوط ترکیبی و اجتماعی آن، منحنی شکل های 1 و 2 را به دقت بررسی میکنیم تا در مقایسه با 6 کشور بررسی شده، به تحلیل شرایط گذشته بپردازیم.
شکل 1 نشان میدهد که در ابتدای منحنی یعنی اواخر سال 1374، مدل سقوط ترکیبی ایران از منطقهی هشدار به سمت ناحیهی بحران نزدیک شده و در سال 1376 به مرز بحران رسیده است. اما با شروع دولت اصلاحات در ایران، منحنی سقوط به سرعت از ناحیهی بحران خارج و به منطقهی هشدار بازگشته است.
اواخر سال 1374، مدل سقوط ترکیبی ایران از منطقهی هشدار به سمت ناحیهی بحران نزدیک شده و در سال 1376 به مرز بحران رسیده است. اما با شروع دولت اصلاحات در ایران، منحنی سقوط به سرعت از ناحیهی بحران خارج و به منطقهی هشدار بازگشته است.
متاسفأنه سیر نزولی منحنی سقوط، ادامه نداشت و دو سال پس از دورهی اول اصلاحات و برآورده نشدن انتظارات جامعه، مجدداً سیر صعودی منحنی سقوطِ ترکیبی، آغاز ولی تقریباً تا پایان دولت دوم اصلاحات، در شرایط میانی ناحیهی بحران قرار گرفته است.
شکل 1 نشان میدهد که دولت نهم و دهم اولین دولتهایی هستند که در 6 سال از کل دوران 8 سالهی حکمرانی خود، کشور را در شرایط فروپاشی ترکیبی قرار داده و در سال 1391، برای اولین بار احتمال سقوط ترکیبی ایران را به عدد 84 درصد رسانده است.
دولت نهم و دهم اولین دولتهایی هستند که در 6 سال از کل دوران 8 سالهی حکمرانی خود، کشور را در شرایط فروپاشی ترکیبی قرار داده و در سال 1391، برای اولین بار احتمال سقوط ترکیبی ایران را به عدد 84 درصد رسانده است.
با شروع به کار دولت یازدهم در سال 1392 حتی قبل از امضای برجام، منحنی سقوط ترکیبی بهشدت کاهش یافت و پس از برجام، وضعیت کشور برای مدتی کوتاه، از شرایط بحران نیز خارج شد. اما در سال 1396، مجدداً به منطقهی فروپاشی برگشت و این وضعیت تا به امروز نیز ادامه دارد، به گونهای که منحنی شکل 1 نشان میدهد که احتمال سقوط ترکیبی ایران در 1404 به احتمال بیسابقهی 86 درصد رسیده که از تمامی کشورهای سقوط کردهای که بررسی شد به جز صربستان، بیشتر و در نزدیکی عدد 90 درصد فروپاشی صربستان در سال 1999 رسیده است.
اما منحنی شکل 2، که سقوط اجتماعی-انسانی را نشان میدهد، بسیار هشدار دهنده است. چنانکه قبلاً گفته شد، سقوط اجتماعی عمدتاً تابع 2 عنصر فشار بیثباتی سیاسی S و عنصر ظرفیت مشروعیت و پاسخگویی T است و از بین 6 کشور سقوط کرده که قبلاً بررسی شد، تنها روسیه است که دقیقاً همزمان با شروع جنگ روسیه و اوکراین وارد منطقهی بحران شده است. ولی با این حال شرایطی به مراتب بهتر از ایران دارد، چرا که احتمال سقوط اجتماعی ایران در سال 2024، 80 درصد و همین احتمال برای روسیه، 57 درصد است. لازم به ذکر است که پیشبینیها برای ایران در سال 2026 با توجه به مقادیر S بالاتر و T پایینتر، بسیار وخیم میباشد.
اما 5 کشورِ دیگرِ سقوط کرده، هم اکنون در میان بهترین کشورهای جهان از لحاظ شرایط اجتماعی-سیاسی قرار دارند و احتمال سقوط اجتماعی تمامی آنها کمتر از 15 درصد است. این عدد برای آرژانتین که احتمال سقوط اقتصادی آن بیش از 76 درصد است و در وضعیت هشدار قرار دارد، کمتر از 9 درصد است و این نشان میدهد که کشورها میتوانند از لحاظ اقتصادی در وضعیت خطر قرار گرفته باشند، اما انسجام اجتماعی و سیاسی خود را حفظ کرده باشند.
کشورها میتوانند از لحاظ اقتصادی در وضعیت خطر قرار گرفته باشند، اما انسجام اجتماعی و سیاسی خود را حفظ کرده باشند.
شکل 2 نشان میدهد که در سال 1374، ایران در شرایط قبل از بحران اجتماعی قرار داشت ولی با شتاب در حال خروج از آن شرایط قرار گرفته بود و با شروع دولت اصلاحات در سال 1376، مجدداً در شرایط پایدار قرار گرفت. ولی از اوایل دولت دوم اصلاحات مجدداً سیر صعود سقوط اجتماعی سرعت گرفت و از آن زمان تا کنون، به جز نزول چشمگیر در دولت اول روحانی، همواره در نواحی فروپاشی و بحران قرار داشته و در سال 2024 به عدد بیسابقه ی 81 درصد رسیده است.
جمع بندی
در این مقاله با استفاده از تعریف مدلهای سقوط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، کارکردی و ترکیبی بر مبنای اطلاعات بانک جهانی برای همهی کشورهای جهان و بر مبنای الگوریتمهای یادگیری ماشین و با تحلیل دقیق آن اطلاعات، به آموزش ضرایب 5 مدل سقوط پرداخته و این مدلهای آموزش دیده برای 6 کشور سقوط کردهی جهان در طول 30 سال گذشته مورد استفاده و تحلیل قرار گرفته و با ورود اطلاعات ایران و مقایسهی آن با 6 کشور فوقالذکر نشان داده شده است که وضعیت کشورمان در سال 1403 از تمامی آن کشورها به جز صربستان در دوران قبل از سقوط کامل، بدتر است و با شرایط صربستان 1999 یعنی یک سال قبل از سقوط کامل، اختلاف چندانی ندارد و قطعاً در 2 سال اخیر که تمامی 7 شاخص اصلی سقوط کشور در شرایط بسیار بدتری نسبت به 1403 قرار گرفته است، وضعیت امروز ایران از اکثریت قریب به اتفاق کشورهای سقوط کردهی جهان بدتر است.
در شماره ی بعد و در ادامهی این مقاله، با تمرکز بر همین مدلهای توسعه داده شده و با تحلیل عددی 7 پارامتر اصلی سقوط یعنی، E,S,G,A,T,N,H ، به پیشنهاد خروج از شرایط فروپاشی کنونی کشور پرداخته میشود.
راهکارهایی که بر مبنای مدلسازیهایی دقیق و غیرقابلانکار و تحلیل دهها هزار داده از کشورهای مختلف جهان ارائه خواهد شد و نشان میدهد که برای جلوگیری از سقوط کامل کشور، راهی جز فروریختن فوری ساختارهای ناکارآمد کنونی نظام حکمرانی، باقی نمانده است.
پیوست:
تعریف دادههای ورودی، معادلات فشار، مقاومت و فروپاشی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی
جهت مدلسازی دقیق مسئلهی سقوط، دو دسته داده مورد بررسی قرار میگیرد. دادههای دستهی اول، آنهایی هستند که افزایش آنها باعث افزایش فشار اقتصادی، اجتماعی و یا سیاسی شده و کشورها را به منطقهی خطر یا سقوط وارد میکند. مجموعهی این دادهها در بردار فشار
قرار گرفته و به صورت زیر تعریف میگردد:

که در آن،
به معنای بردار فشارهای وارد شده به کشور c در زمان t میباشد و این مجموعهی فشار، ناشی از عناصر
تا
میباشد.
دادههای دستهی دوم، آنهایی هستند که افزایش آنها باعث دور شدن کشور از شرایط بحران و فروپاشی و ورود به مراحل مراقبت و شرایط عادی میگردد و به همین دلیل به آنها، دادههای مقاومت میگویند و با بردار
به صورت زیر تعریف میگردد:

که در آن،
به معنای بردار مقاومت یا ظرفیتهای موجود در کشور c در زمان t بوده و این مجموعهی مقاومت ناشی از عناصر
تا
میباشد.
با دو تعریف فوق و به منظور بدست آوردن مجموع فشارهای وارد شده به یک کشور، پارامترهای
به معنای مجموع فشار وارد شده به کشور c در زمان t و
به معنای مجموع ظرفیت یا مقاومت موجود در کشور c در زمان t به صورت زیر تعریف میگردد:


و در نهایت شاخص سقوط یا فروپاشی کشور c در زمان t که با
نشان داده میشود، از رابطهی زیر بدست میآید:

به منظور دستیابی به احتمال سقوط یا فروپاشی، مقدار لگاریتم
را در تابع سیگموید قرار داده و مقدار
یا احتمال سقوط کشور c در زمان t بدست میآید:

با شرط B > 0 و

اما روابط بالا نشان میدهد که جهت مدلسازی دقیق مسئله و دستیابی به احتمال واقعی سقوط، لازم است تا عناصر شکل دهندهی پارامترهای فشار و مقاومت
یعنی مقادیر
و
بهدقت انتخاب و مهمتر از آن، وزنهای
و
نیز با الگوریتمهای مناسب بهینهسازی بدست آیند، اما قبل از شروع مدلسازی لازم است تا دادههای خام مسئله از مراجع معتبر انتخاب گردد.
انتخاب عناصر شکل دهندهی پارامترهای فشار و مقاومت و انتخاب دادههای خام و مرجع هر داده
عناصر پارامتر فشار یا
بهصورت زیر انتخاب شدهاند:
عنصر اول، فشار اقتصادی یا E ست که از دادههای خام زیر تشکیل شده است: (لازم به ذکر است که دادههای اقتصادی از بخش دادههای توسعهای بانک جهانی یا World Development Indicator (WDI) و دادههای حکمرانی از بخش دادههای حکمرانی بانک جهانی یا Worldwide Governance Indicator (WGI) استخراج شده است.
- تغییر درصد سالانهی GDP سرانه (WDI)

- تورم (CPI) یا درصد تغییر سالانهی شاخص قیمت مصرف کننده (WDI)

- فشار مالی دولت (Balance Cash) که عبارت است از تراز نقدی دولت به درصد GDP با این توضیح که کسری مالی شدید میتواند به بدهی، استقراض پولی، کاهش سرمایهگذاری عمومی یا بحران تأمین مالی دولت منجر شود.(WDI)

- بدهی دولت (DOD) که برابر است با بدهی کل دولت نسبت به GDP. در رابطه با این داده، باید در نظر داشت که بدهی بالا در کشوری با پول معتبر، بازار مالی عمیق و نرخ بهرهی پایین، با همین بدهی در کشوری با شرایط فروپاشیده متفاوت است. البته میتوان بهجای سطح بدهی، از دادههایی مانند هزینهی بهره به درآمد دولت و یا بدهی ارزی به صادرات استفاده کرد. (WDI)

- کاهش ارزش پول ملی (NUS) که با دادهی نرخ تغییر سالانهی ارز مشخص میگردد. کاهش ارزش پول میتواند قیمت واردات، تورم، هزینهی بدهی ارزی و نااطمینانی اقتصادی را بالا ببرد. (WDI)

- افت صادرات واقعی (EXP) که با نرخ رشد واقعی صادرات کالا و خدمات تعریف میگردد. افت صادرات میتواند درآمد ارزی، تولید، اشتغال و توان واردات را کاهش دهد.(WDI)

- فشار حساب جاری (CAB) یا ماندهی حساب جاری به درصد GDP. کسری مستمر حساب جاری میتواند وابستگی به تأمین مالی خارجی، کاهش ذخایر، بحران ارزی و محدودیت واردات ایجاد کند. اما باید در نظر داشت که کسری حساب جاری در یک اقتصاد سرمایهپذیر لزوماً منفی نیست. تفسیر آن باید همراه با ذخایر، بدهی خارجی و ترکیب ورود سرمایه انجام شود (WDI)

- افت مصرف نهایی واقعی (CON) شامل کاهش مصرف خانوار و دولت است که میتواند نشانهی کاهش درآمد حقیقی، رکود و یا سیاست ریاضتی باشد.(WDI)

عنصر دوم، ضعف حکمرانی یا G ست که از دادههای خام زیر تشکیل شده است:
- کنترل فساد یا Control of Corruption (CC) به معنای میزان استفاده از قدرت عمومی برای منافع خصوصی، شامل فساد خرد، فساد کلان و تسخیر دولت توسط منافع خاص. CC مستقیمترین دادهی خام برای ضعف حکمرانی و فساد است. (WGI)

عنصر سوم ، فشار امنیتی و بیثباتی سیاسی یا S با دادهی خام زیر است:
- ثبات سیاسی و نبود خشونت Political Stability and Absence of Violence (PV) به معنای احتمال بیثباتی سیاسی، سرنگونی غیرقانونی حکومت، خشونت سیاسی و تروریسم است و به مفهوم شاخص امنیت و ثبات سیاسی ست.(WGI)

عناصر پارامتر مقاومت یاظرفیت کشور c در زمان t یا
بصورت زیر انتخاب شدهاند:
عنصر اول، توان سازگاری و اجرای سیاستها یا A است که از دادههای خام زیر تشکیل میگردد:
- اثربخشی دولت Government Effectiveness (GE) به معنای کیفیت خدمات عمومی، کیفیت دستگاه اداری، استقلال نسبی آن از فشارهای سیاسی، کیفیت تدوین و اجرای سیاست و اعتبار تعهدات دولت است که توان اجرایی و ظرفیت سازگاری دولت را نشان میدهد. (WGI)

- کیفیت مقررات Regulatory Quality (RQ) به معنای توانایی دولت در تدوین و اجرای سیاستها و مقرراتی ست که فعالیت بخش خصوصی و توسعهی اقتصادی را تسهیل میکنند. کیفیت مقررات یکی از ابعاد ظرفیت انطباق و اصلاح سیاست است(WGI)

عنصر دوم، مشروعیت و پاسخگویی یا T ست که از دادههای خام زیر تشکیل میگردد:
- حق اظهار نظر و پاسخگویی Voice and Accountability (VA) که به معنای میزان مشارکت شهروندان در انتخاب حکومت، آزادی بیان، آزادی تشکلها و آزادی رسانه است. این متغیر، نزدیکترین شاخص WGI به پاسخگویی سیاسی و مشروعیت مشارکتی است.(WGI)

عنصر سوم، انسجام نهادی یا N است که از دادههای خام زیر تشکیل میگردد:
- حاکمیت قانون Rule of Law (RL) به معنای اعتماد و تبعیت از قواعد جامعه، اجرای قراردادها، حقوق مالکیت، کیفیت پلیس و دادگاهها و احتمال جرم و خشونت است. این متغیر مستقیماً دوام قواعد، اجرای قرارداد و انسجام نظم نهادی را اندازه میگیرد .(WGI)

تمامی دادههای فوقالذکر قبل از قرار گرفتن در عناصر مربوطه لازم است تا بر روی دادههای دریافت شده از تمام کشورها نرمال شود.
انتخاب تابع هدف و آموزش مدل با انتخاب کشورهایی که در طول 30 سال گذشته، سقوط را تجربه کرده اند و بدست آوردن ضرایب فشار و مقاومت
برای تعیین تابع هدف و آموزش مدل به منظور بدست آوردن وزنهای
و
، از الگوریتمهای دادهمحور و روشهای مختلف یادگیری ماشین استفاده میشود که در تمامی آنها از یک دسته وزنهای اولیهی
و با استفاده از عناصر فوقالذکر، مقادیر فشار و مقاومت P و K و در نهایت
و
یا احتمال سقوط کشور c در زمان t بدست میآید و این احتمال بدست آمده توسط مدل اولیه با واقعیتِ اتفاق افتاده برای کشور C در زمان t یعنی
، از رابطه ی LogLoss زیر مقایسه میگردد:

هدف از بهینهسازی، مینیممسازی
ست.
در رابطهی فوق، n تعداد کل مشاهدات کشور-سال بوده و
بدین معناست که در صورتی که برای کشور c در سال t ، بحران اتفاق افتاده باشد، مقدار یک و در غیر این صورت صفر خواهد بود.
- اگر واقعاً بحران رخ داده و مدل هم احتمال بالایی داده باشد، مقدار
در رابطهی بالا نزدیک به صفر شده و عملکرد ضرایب خوب بوده است. - اگر بحران رخ داده ولی مدل احتمال بسیار کمی داده باشد، در نتیجه خطای بزرگی محسوب میشود.
- اگر بحران رخ نداده ولی مدل احتمال بسیار بالایی داده باشد، در نتیجه باز هم جریمه میشود.
اما در ارتباط با مسئلهی مورد نظر ما، با توجه به آنکه تعداد مشاهدات بحرانهای واقعی برای کشورها نسبت به سایر زمانها، بسیار کمتر است لازم است تا ضریب جدیدی به نام
بهصورت زیر تعریف شود تا وزن بیشتری به زمانهای بحران واقعی اختصاص یابد:

و نکتهی آخر آنکه چنین الگوریتمهایی ممکن است برای رسیدن به جواب، وزنهای هدف یعنی
و
را بهصورت افراطی زیاد کنند در این صورت لازم است تا با در نظر گرفتن یک ضریب
در جمع مربعات وزنها، جریمه و اصلاح لازم صورت پذیرد که با این تغییرات نهایتاً تابع هدف بهینهسازی بهصورت زیر خواهد شد:

