توافق، تعامل و حتی تساهل را بیشتر انسانهای دنیا میپسندند و دوست دارند که به جای نزاع و تنش، وفاق را جایگزین کنند و جنگی صورت ندهند.
و در مورد ایران هم، قرار است همین موارد باشد و قراری نیست که جنگ، جایگزین صلح گردد و بجای مذاکره با جنگ، با مذاکره جنگ شود.
ایران در شرایط خوبی نیست و نیست شدن خوبیها را در همه چیز میتوان دید و حالا سختیها از شدت هم گذر کردهاند و حتماً باید چارهای پایدار کرد.
و اما توافقهای سیاسی نیز به اقتصاد مربوط هستند و توافقی که منافع و مطامع بشری را تأمین نکند، دوام چندانی ندارد و حتی از صلح، فانتزی خواهد ساخت.
توافقهای سیاسی نیز به اقتصاد مربوط هستند و توافقی که منافع و مطامع بشری را تأمین نکند، دوام چندانی ندارد و حتی از صلح، فانتزی خواهد ساخت.
ولی توافقی که پوستش در بازی اقتصاد و منفعت درگیر باشد، اقتضا میکند که بیشتر ماندگار شود و سود بیشتری برساند که ایالات هم سر همین موضوعات بود که متحد شدند.
که اقتصاد اصل تفاهم در توافقنامههای آدمیست و ملتها هم بر سر منافع بوده که جنگیدهاند و همهی جنگها برای دسترسی به خدمات و کالاهای بیشتر و بهتر رخ داده و هنوز هم با چنین گرایشاتی واقع میشوند.
ایران طی کل تاریخ جنگیده و جنگ زدگی نیز کشیده و حالا ایرانِ پس از جنگ، در جبهههای دیگری هم جنگیده و باز
میجنگد و بایسته است که از انواع و اقسام جنگهای کلاسیک تا مدرن دوری کرده و برای دوری و زور بیشتر، اینبار با خود اقتصاد معامله کند.
معاملهای که فرجامی بهتر از برجام داشته باشد و جامهای شکسته را ترمیم کند، دولت و ملت را با شکوفایی اقتصادی، نزدیکتر کرده و رفاه بیافریند.
معاملهای که فرجامی بهتر از برجام داشته باشد و جامهای شکسته را ترمیم کند، دولت و ملت را با شکوفایی اقتصادی، نزدیکتر کرده و رفاه بیافریند.
ایرانی که هنوز هم مزیتهای بالایی دارد و ذخایر و منابع سرشارش میتواند جذابیتهای بسیاری بسازد و غرب و شرق را به تکاپو وادارد تا بیایند و اینبار نروند و با همان ابزارهای اقتصادی، مجبور شوند که بمانند.
غرب و شرقی که فعلاً در دعواهای جهانی و جهانیسازی سیر میکنند و در تهدید تعرفهها به تولید هزینههای بیشتر مشغول هستند و ایران میتواند اینبار در شرایط بهتری قرار بگیرد و به زیرساختهای خود بیافزاید و بهصورت واقعی و رسمی، وارد بازار و تجارت جهانی شود.
ایران در نفت و گاز مهمتر شده و مهم بماند، صنعت و معدن بهروز شده را لمس کرده و حضور جهانیان را در تمامی صنایع و معادن خود، بیشتر و بیشتر کند.
شاخصهای خوب کشور بالا برود و شاخصهای بد را کاسته و پایینتر بیاورد و برند ملی را بازآفرینی کرده و در جای بهتری در عالم، نگهداری نماید.
ایران توسعهی بیشتری بخواهد و از در حال توسعه بودن، عبور کند و به توسعهیافتگی واقعی و اجرایی، نزدیکتر و نزدیکتر گردد و از تنشهای جهان فعلی، کنار کشد.
تنشها و جهانی که شاید بوی جنگ میدهند و تنها این بوی پول است که میتواند وقوع این جنگها را به تعویق بیاندازد و سود را به انسانی برساند که تمایل ذاتی به ریختن خون ندارد و جنگیدن نیز بهانهای برای کسب سودش بوده و منهای دفاع از مام و میهن، آرمانی در جنگ ندیده است.
و ایرانی که میخواهد وارد میدان جهانی شود و همانند ورزش اول خود، در ثانیههای واپسین هم شده، خوب کشتی بگیرد و از روی پل بودن نجات یابد و حتی شاید بشود و بتواند فن چند امتیازی و راهبردی زده و مدال رشد و پیشرفت اقتصادی را کسب کند.
باری باید با خود اقتصاد بست و قصد کرد که محکمتر از قبل به موافقتهای دوجانبه و چندجانبه رسید و سیاستها را هم با اقتصاد همراه کرد و به خدمت گرفت.
اقتصادی که میتواند بسیاری از گرههای کور شده را باز کند و خوب است که ایران با اقتصاد و جریانهای اقتصاد جهانی توافق کند و در مذاکره رشد و پیشرفت داشته باشد و باشد که تعاملی شود و عملی صورت گیرد که صنعت و اقتصاد این دیار خسته ولی امیدوار، روی خوش توسعه را ببینند.
