در صنایع بزرگ، فاصله میان «داشتن توانمندی» و «دیدهشدن بهعنوان یک مجموعهی توانمند» گاهی بسیار بیشتر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر میرسد. شرکتهای متعددی در حوزهی اتوماسیون صنعتی، ابزار دقیق، برق، کنترل و هوشمندسازی فعالیت میکنند که از دانش فنی، نیروی انسانی متخصص، تجربهی اجرایی و حتی سوابق قابلتوجه برخوردارند، اما ورود آنها به زنجیرهی تأمین صنایع بزرگ مستلزم عبور از فرآیندهایی است که تنها به ارائهی یک کاتالوگ یا رزومه خلاصه نمیشود.
در سوی دیگر، مجموعههایی در مقیاس فولاد مبارکه با هزاران تجهیز، پروژه، پیمانکار و تأمینکننده روبهرو هستند و طبیعی است که انتخاب طرفهای تجاری و فنی برای آنها بدون یک نظام ارزیابی منسجم و قابل اتکا امکانپذیر نباشد.
در نقطهی تلاقی این دو ضرورت، یک پرسش مهم شکل میگیرد: آیا تشکلهای تخصصی میتوانند بخشی از فاصلهی میان صنایع بزرگ و شرکتهای توانمند را با ایجاد یک زبان مشترک برای ارزیابی کاهش دهند؟
آیا تشکلهای تخصصی میتوانند بخشی از فاصلهی میان صنایع بزرگ و شرکتهای توانمند را با ایجاد یک زبان مشترک برای ارزیابی کاهش دهند؟
نشست هماندیشی میان نمایندگان انجمن اتوماسیون صنعتی ایران و معاونت برنامهریزی خرید مجتمع فولاد مبارکه، که روز سهشنبه ششم مرداد در دفتر مهندسی برنامهریزی خرید این مجتمع برگزار شد، تلاشی برای یافتن پاسخ عملی به همین پرسش بود.
نشستی که شاید در ظاهر درباره «ارزیابی تأمینکنندگان» و «حضور در مناقصات» برگزار شد، اما در سطحی کلانتر میتواند بخشی از گفتوگویی مهم درباره آینده رابطه میان تشکلهای تخصصی و صنایع بزرگ کشور تلقی شود.
وقتی مسئله فقط حضور در یک مناقصه نیست
یکی از مهمترین مسائل شرکتهای فعال در صنایع تخصصی، دسترسی مؤثر به بازار پروژههای بزرگ است.
یکی از مهمترین مسائل شرکتهای فعال در صنایع تخصصی، دسترسی مؤثر به بازار پروژههای بزرگ است.
برای یک شرکت فعال در حوزهی اتوماسیون، ابزار دقیق یا سامانههای کنترل، حضور در یک پروژهی صنعتی صرفاً به توانایی ارائهی قیمت رقابتی وابسته نیست. صنایع بزرگ پیش از ورود یک شرکت به فرآیندهای خرید، معمولاً مجموعهای از شاخصها از جمله ظرفیت فنی، سابقهی اجرایی، توان مالی، کیفیت محصولات و خدمات، ساختار سازمانی، قابلیت پشتیبانی و سوابق عملکردی را بررسی میکنند.
در نظامهای حرفهای خرید نیز «انتخاب تأمینکننده» از «مدیریت عملکرد تأمینکننده» تفکیک میشود؛ به بیان دیگر ورود به فهرست تأمینکنندگان پایان کار نیست و عملکرد شرکتها در ادامهی همکاری نیز باید مورد پایش قرار گیرد. پژوهشهای حوزهی زنجیرهی تأمین نیز نشان دادهاند که کیفیت، قابلیت تحویل، هزینه و کیفیت رابطه با تأمینکننده از مهمترین معیارهای متداول ارزیابی هستند.
فولاد مبارکه نیز ساختار مشخصی برای مدیریت ارتباط با تأمینکنندگان در اختیار دارد و در سامانهها و فرآیندهای خرید این شرکت، شناسایی، ارزیابی و انتخاب تأمینکنندگان جایگاه مشخصی دارد.
وجود چنین ساختاری برای سازمانی در ابعاد فولاد مبارکه یک ضرورت مدیریتی است؛ اما همین ضرورت از سوی دیگر میتواند به فرآیندی زمانبر برای شرکتهای متقاضی تبدیل شود، بهویژه هنگامی که تعداد متقاضیان ارزیابی زیاد باشد و بخشی از ارزیابی نیز مستلزم بررسی اسناد، سوابق یا بازدید کارشناسی باشد.
یکی از موضوعاتی که در نشست مشترک انجمن و فولاد مبارکه نیز بهصراحت مطرح شد، همین مسئله بود: حجم قابلتوجه متقاضیان و زمان مورد نیاز برای انجام فرآیندهای ارزیابی.
یکی از موضوعاتی که در نشست مشترک انجمن و فولاد مبارکه نیز بهصراحت مطرح شد، همین مسئله بود: حجم قابلتوجه متقاضیان و زمان مورد نیاز برای انجام فرآیندهای ارزیابی.
از همین نقطه بود که گفتوگو دربارهی امکان ایفای نقش مؤثرتر انجمن اتوماسیون صنعتی آغاز شد.
انجمن؛ از نمایندگی صنفی تا مرجع تخصصی
انجمن صنفی شرکتهای اتوماسیون صنعتی بیش از سه دهه سابقهی فعالیت دارد و ساختار آن علاوه بر هیئتمدیره و ارکان صنفی، شامل کمیتههای تخصصی و عمومی مختلف است. انجمن همچنین سازوکارهایی برای ارزیابی و تشخیص صلاحیت اعضا در نظر گرفته است.
انجمن صنفی شرکتهای اتوماسیون صنعتی بیش از سه دهه سابقهی فعالیت دارد و ساختار آن علاوه بر هیئتمدیره و ارکان صنفی، شامل کمیتههای تخصصی و عمومی مختلف است. انجمن همچنین سازوکارهایی برای ارزیابی و تشخیص صلاحیت اعضا در نظر گرفته است.
این ظرفیت، نقطهی آغاز بحثی بود که نمایندگان انجمن در جلسهی فولاد مبارکه مطرح کردند.
اگر یک تشکل تخصصی بتواند بر اساس معیارهای شفاف، قابل اندازهگیری و مورد توافق صنعت، شرکتهای عضو خود را ارزیابی و طبقهبندی کند، بخشی از اطلاعاتی که یک صنعت بزرگ برای شناخت اولیه شرکتها به آن نیاز دارد، پیش از ورود آنها به فرآیند خرید گردآوری و اعتبارسنجی شده است.
این موضوع البته به معنای جایگزینی ارزیابی انجمن با ارزیابی داخلی کارفرما نیست. تصمیم نهایی دربارهی صلاحیت یک تأمینکننده یا پیمانکار طبیعتاً در اختیار سازمان خریدار باقی خواهد ماند.
موضوع مهمتر، امکان همراستا کردن معیارهاست.
اگر دو نظام ارزیابی از منطق، شاخصها و استانداردهای نزدیک به یکدیگر استفاده کنند، میتوان از دوبارهکاریها کاست و مسیر ارزیابی شرکتهایی را که قبلاً بخشی از این فرآیند را در یک نهاد تخصصی طی کردهاند، هدفمندتر کرد.
اگر دو نظام ارزیابی از منطق، شاخصها و استانداردهای نزدیک به یکدیگر استفاده کنند، میتوان از دوبارهکاریها کاست و مسیر ارزیابی شرکتهایی را که قبلاً بخشی از این فرآیند را در یک نهاد تخصصی طی کردهاند، هدفمندتر کرد.
این همان ایدهای بود که در بخش مهمی از نشست فولاد مبارکه مورد توجه قرار گرفت.
یک میز مشترک با یک دغدغهی مشترک
در این نشست، مهندس اکبری، رئیس مهندسی خرید مجتمع فولاد مبارکه به همراه یکی از همکاران این مجموعه حضور داشتند.
از سوی انجمن صنفی شرکتهای اتوماسیون صنعتی و کمیتهی معدن و صنایع معدنی نیز امیرنصرت ذوالفقاری، عضو هیئتمدیرهی انجمن، فرشید امیری، رئیس کمیتهی معدن و صنایع معدنی، حسین صفارپور، نایبرئیس این کمیته و جلال کاوندی، عضو هیئترئیسهی کمیته، در جلسه شرکت کردند.
دستور کار جلسه از ابتدا بر سه محور اصلی قرار داشت: معرفی ظرفیتهای انجمن اتوماسیون صنعتی، بررسی وضعیت فعلی همکاری میان شرکتهای عضو انجمن و فولاد مبارکه و در نهایت یافتن راهکاری برای گسترش این همکاری و تسهیل ارزیابی شرکتهای تخصصی متناسب با حوزه فعالیت آنها.
نمایندگان انجمن در ابتدای نشست به معرفی ساختار و سابقهی فعالیت این تشکل و ظرفیت کمیتههای تخصصی آن پرداختند.
اما بخش مهم گفتوگو زمانی شکل گرفت که مهندس اکبری سازوکار ارزیابی شرکتها در فولاد مبارکه، نحوهی ورود به فهرست تأمینکنندگان و همچنین پایش عملکرد آنها پس از ورود به این چرخه را تشریح کرد.
این توضیحات کمک کرد تا دو طرف تصویر روشنتری از نقاط اشتراک و تفاوت فرآیندهای ارزیابی خود به دست آورند.
ارزیابی؛ یک «مانع اداری» یا ابزار مدیریت ریسک؟
از نگاه یک شرکت متقاضی، تکمیل فرمها، ارسال مدارک، ارائهی سوابق و انتظار برای بازدید و تأیید ممکن است گاهی بهعنوان یک مسیر اداری طولانی دیده شود.
اما از زاویهی یک کارخانهی بزرگ، موضوع کاملاً متفاوت است.
هر توقف تولید، انتخاب نامناسب یک تجهیز، ضعف در خدمات پس از فروش یا ناتوانی یک پیمانکار در اجرای تعهدات میتواند هزینهای بهمراتب بالاتر از ارزش اولیهی یک خرید ایجاد کند.
به همین دلیل نظام ارزیابی تأمینکنندگان در صنایع بزرگ اساساً ابزاری برای مدیریت ریسک زنجیرهی تأمین است.
نظام ارزیابی تأمینکنندگان در صنایع بزرگ اساساً ابزاری برای مدیریت ریسک زنجیرهی تأمین است.
در الگوهای مدرن مدیریت تأمینکنندگان نیز ارزیابی دیگر صرفاً به قیمت خرید محدود نمیشود. کیفیت، تحویل، توان فناوری، پایداری، عملکرد لجستیکی و قابلیت همکاری بلندمدت میتوانند بخشی از مدل ارزیابی باشند. حتی در برخی سامانههای صنعتی، تأمینکنندگان بر مبنای امتیازهای دورهای طبقهبندی و مجدداً ارزیابی میشوند.
از این منظر، هدف مذاکرهی انجمن و فولاد مبارکه حذف ارزیابی نیست؛ بلکه میتواند هوشمندتر کردن ارزیابی باشد.
هدف مذاکرهی انجمن و فولاد مبارکه حذف ارزیابی نیست؛ بلکه میتواند هوشمندتر کردن ارزیابی باشد.
یعنی شرکت توانمند سریعتر شناخته شود، شرکت فاقد صلاحیت زودتر از فرآیند کنار گذاشته شود و منابع کارشناسی صنایع نیز به جای بررسی چندبارهی اطلاعات پایه، صرف ارزیابیهای تخصصیتر شود.
استقبال از یک زبان مشترک
در ادامهی نشست، نمایندگان انجمن آییننامهها و چارچوبهای مورد استفاده برای ارزیابی گروههای مختلف شرکتها از جمله تولیدکنندگان، تأمینکنندگان و یکپارچهسازان را تشریح کردند.
نحوهی تدوین این آییننامهها و سازوکار ارزیابی نیز بخشی از مباحث مطرحشده بود.
یکی از مهمترین نتایج جلسه، استقبال نمایندگان فولاد مبارکه از بررسی این آییننامهها بود.
یکی از مهمترین نتایج جلسه، استقبال نمایندگان فولاد مبارکه از بررسی این آییننامهها بود.
بر اساس مباحث مطرحشده، در صورتی که معیارهای ارزیابی انجمن بتواند با الزامات و ساختار ارزیابی فولاد مبارکه همراستا شود، زمینه برای تعریف مدلی از همکاری میان دو مجموعه فراهم خواهد شد؛ مدلی که در آن شرکتهایی که ارزیابی معتبر انجمن را در اختیار دارند بتوانند مراحل بررسی و تعامل با فولاد مبارکه را با سهولت و سرعت بیشتری طی کنند.
نکتهی کلیدی همین «همراستایی» است.
قرار نیست یک گواهی صنفی بهتنهایی مجوز ورود به پروژههای یک صنعت بزرگ باشد. آنچه میتواند ارزش ایجاد کند، نزدیک شدن دو نظام ارزیابی و ایجاد اعتماد متقابل نسبت به روش و کیفیت ارزیابی است.
قرار نیست یک گواهی صنفی بهتنهایی مجوز ورود به پروژههای یک صنعت بزرگ باشد. آنچه میتواند ارزش ایجاد کند، نزدیک شدن دو نظام ارزیابی و ایجاد اعتماد متقابل نسبت به روش و کیفیت ارزیابی است.
در صورت تحقق چنین الگویی، انجمن از یک نهاد صرفاً صنفی فراتر رفته و بخشی از نقش یک «واسط تخصصی اعتماد» میان صنعت و شرکتهای عضو را برعهده میگیرد.
مسئلهای که پیش از این نیز مطرح بوده است
تعامل میان انجمن اتوماسیون صنعتی و فولاد مبارکه موضوع تازهای نیست.
در نشستهای پیشین دو مجموعه نیز موضوعاتی مانند تدوین الزامات فنی، ارائهی فهرست توانمندی شرکتهای عضو، رتبهبندی شرکتها و معرفی برندهای تحت نمایندگی اعضا مورد بحث قرار گرفته بود. همچنین در گزارش عملکرد انجمن در سالهای اخیر، پیگیری ارتباط با فولاد مبارکه، ارسال فراخوانها برای اعضا و یکپارچهسازی پاسخها برای واحد مهندسی این مجموعه بهعنوان بخشی از فعالیتهای انجامشده ذکر شده است.
از این زاویه، نشست اخیر را میتوان ادامهی یک مسیر دانست؛ اما این بار تمرکز گفتگو به یکی از اجراییترین نقاط همکاری یعنی «سازوکار ارزیابی و ورود شرکتها به چرخهی تأمین» نزدیکتر شده است.
نشست اخیر را میتوان ادامهی یک مسیر دانست؛ اما این بار تمرکز گفتگو به یکی از اجراییترین نقاط همکاری یعنی «سازوکار ارزیابی و ورود شرکتها به چرخهی تأمین» نزدیکتر شده است.
اگر گفتوگوهای دو طرف در جلسات آینده به یک چارچوب مشترک منجر شود، رابطه میان انجمن و فولاد مبارکه میتواند از تعامل موردی دربارهی شرکتها و پروژهها، به یک سازوکار سازمانیافتهتر تبدیل شود.
از وندورلیست تا اکوسیستم تأمین
در ادبیات سنتی خرید صنعتی، وندورلیست یا فهرست تأمینکنندگان تأییدشده گاهی بهعنوان یک فهرست ثابت تصور میشود؛ مجموعهای از شرکتهایی که یک بار بررسی شدهاند و امکان حضور در استعلامها و مناقصات را دارند.
اما رویکردهای جدید مدیریت زنجیرهی تأمین نگاه پویاتری دارند.
در این نگاه، شناسایی اولیه، ارزیابی، انتخاب، پایش عملکرد و توسعهی تأمینکننده، حلقههای یک زنجیرهی پیوستهاند.
حتی خود فولاد مبارکه نیز در ادبیات رسمی مرتبط با پیمانکاران بر حرکت از مدیریت روزمره قراردادها به سمت یک نظام حرفهای، قابل سنجش و قابل ارزیابی تأکید کرده است.
این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد.
شرکتی که امروز برای یک پروژه مناسب نیست ممکن است با توسعهی ظرفیت فنی خود در آینده به تأمینکنندهای ارزشمند تبدیل شود. در مقابل، شرکتی که زمانی عملکرد مناسبی داشته نیز نباید بدون پایش مستمر برای همیشه در جایگاه قبلی باقی بماند.
بنابراین وندورلیست مدرن باید بیش از آنکه «فهرست اسامی» باشد، بازتابی از یک «اکوسیستم زندهی تأمینکنندگان» باشد. تشکلهای تخصصی میتوانند در شکلگیری چنین اکوسیستمی نقشی جدی ایفا کنند.
وندورلیست مدرن باید بیش از آنکه «فهرست اسامی» باشد، بازتابی از یک «اکوسیستم زندهی تأمینکنندگان» باشد. تشکلهای تخصصی میتوانند در شکلگیری چنین اکوسیستمی نقشی جدی ایفا کنند.
فرصت ویژه برای شرکتهای اتوماسیون صنعتی
ماهیت صنعت اتوماسیون با بسیاری از حوزههای تأمین متفاوت است.
در خرید یک تجهیز سادهی مکانیکی شاید مشخصات کالا بخش عمدهی تصمیم خرید را تشکیل دهد؛ اما در اتوماسیون صنعتی، موفقیت یک پروژه اغلب ترکیبی از انتخاب سختافزار مناسب، طراحی مهندسی، برنامهنویسی، یکپارچهسازی، راهاندازی، آموزش و پشتیبانی بلندمدت است.
به همین دلیل ارزیابی واقعی شرکتهای این حوزه نیازمند شناخت تخصصی است.
بررسی یک سامانهی کنترل، ابزاردقیق پیشرفته یا پروژهی هوشمندسازی کارخانه صرفاً با شاخصهای عمومی مالی و ثبتی امکانپذیر نیست. سابقهی پروژه، توان تیم مهندسی، دانش محصول، ساختار خدمات، توان یکپارچهسازی و میزان تسلط شرکت بر فناوری مورد استفاده نیز اهمیت دارد.
اینجاست که کمیتههای تخصصی یک انجمن میتوانند ارزش افزوده ایجاد کنند.
اگر ارزیابی تخصصی در نقطهای نزدیک به بدنهی صنعت انجام شود و در عین حال معیارهای آن برای کارفرمایان بزرگ شفاف و قابل اعتماد باشد، بخشی از فاصلهی اطلاعاتی میان خریدار و عرضهکننده کاهش پیدا میکند.
چهار گام برای ادامهی مسیر
نشست ششم مرداد با چند توافق مشخص به پایان رسید.
نخست، مقرر شد انجمن اساسنامه، مدارک ثبتی و آییننامههای ارزیابی خود را برای بررسی در اختیار فولاد مبارکه قرار دهد.
دوم، دو مجموعه، نمایندگانی را برای ادامهی بررسیها و پیشبرد موضوع تا رسیدن به یک چارچوب همکاری مشترک تعیین خواهند کرد.
موضوع سوم، بررسی ارزیابیهای موجود دربارهی شرکتهایی است که هم عضو انجمن هستند و هم در حال حاضر در فهرست تأمینکنندگان فولاد مبارکه قرار دارند. مقایسهی این ارزیابیها میتواند یکی از بهترین روشها برای سنجش میزان تطابق معیارهای دو مجموعه باشد.
و در نهایت، مذاکرات و جلسات کارشناسی تا رسیدن به نقطهای که امکان تنظیم تفاهمنامهی همکاری وجود داشته باشد ادامه خواهد یافت.
این مرحله شاید مهمترین بخش ماجرا باشد؛ زیرا موفقیت ایدهی مطرحشده در این نشست نه در اعلام یک توافق کلی، بلکه در جزئیات مدلی خواهد بود که در ادامه طراحی میشود.
اگر تفاهم شکل بگیرد چه اتفاقی میافتد؟
یک چارچوب موفق میتواند برای هر سه ضلع این رابطه منفعت ایجاد کند.
برای فولاد مبارکه، دسترسی به مجموعهای از شرکتهای تخصصی که بخشی از فرآیند شناسایی و ارزیابی آنها پیشتر انجام شده، میتواند هزینه و زمان بررسیهای اولیه را کاهش دهد و امکان تمرکز بیشتر بر ارزیابیهای فنی و پروژهای را فراهم کند.
برای انجمن اتوماسیون صنعتی، چنین همکاریای میتواند جایگاه ارزیابیهای تخصصی انجمن را تقویت و نقش تشکل را در توسعهی بازار اعضا ملموستر کند.
و برای شرکتهای عضو، مهمترین دستاورد میتواند ایجاد مسیری شفافتر برای اثبات توانمندی باشد.
این موضوع بهویژه برای شرکتهای کوچک و متوسط دانشبنیان یا تخصصی اهمیت دارد؛ شرکتهایی که ممکن است از توان فنی بالایی برخوردار باشند، اما عبور مستقل از تمامی مراحل شناخت و ارزیابی در دهها صنعت بزرگ برای آنها دشوار و پرهزینه باشد.
یک الگو فراتر از فولاد مبارکه؟
اهمیت این گفتوگو فقط به یک کارخانه یا حتی صنعت فولاد محدود نیست.
در بسیاری از صنایع بزرگ کشور، مسئلهی مشابهی وجود دارد: تعداد زیادی شرکت متقاضی از یک سو و محدودیت زمان و منابع برای ارزیابی دقیق آنها از سوی دیگر.
اگر تشکلهای تخصصی بتوانند نظامهای ارزیابی حرفهای، شفاف و قابل حسابرسی ایجاد کنند و صنایع نیز به سطحی از اعتماد نسبت به این سازوکارها برسند، امکان شکلگیری مدلهای مشابه در حوزههای معدن، مس، نفت و گاز، پتروشیمی، آب، نیرو و دیگر صنایع نیز وجود خواهد داشت.
اگر تشکلهای تخصصی بتوانند نظامهای ارزیابی حرفهای، شفاف و قابل حسابرسی ایجاد کنند و صنایع نیز به سطحی از اعتماد نسبت به این سازوکارها برسند، امکان شکلگیری مدلهای مشابه در حوزههای معدن، مس، نفت و گاز، پتروشیمی، آب، نیرو و دیگر صنایع نیز وجود خواهد داشت.
این الگو در واقع تقسیم مسئولیت میان صنعت و تشکل نیست؛ «تقسیم هوشمندانهی کار تخصصی» است.
انجمن، شناخت عمیقتری از ساختار و قابلیتهای شرکتهای حوزهی تخصصی خود دارد و صنعت، شناخت دقیقتری از ریسک، الزامات و شرایط عملیاتی پروژههایش.
کنار هم قرار گرفتن این دو دانش میتواند کیفیت تصمیمگیری را افزایش دهد.
آغاز یک مسیر، نه پایان یک مذاکره
جلسهی هماندیشی انجمن اتوماسیون صنعتی و فولاد مبارکه با امضای تفاهمنامه پایان نیافت و شاید همین موضوع بهنوعی نقطه قوت آن باشد.
طرفین پیش از رسیدن به توافق نهایی، قرار است معیارها، آییننامهها و ارزیابیهای موجود را با یکدیگر مقایسه کنند و دربارهی جزئیات به تفاهم برسند.
این رویکرد میتواند پایهی همکاری واقعبینانهتری ایجاد کند.
اعتماد سازمانی با یک جلسه ساخته نمیشود؛ از تطبیق استانداردها، شفافیت فرآیندها و تجربهی همکاری شکل میگیرد.
اما هر مسیر مهم صنعتی از جایی آغاز میشود.
نشست ششم مرداد را میتوان یکی از همین نقاط آغاز دانست؛ تلاشی برای آنکه رابطهی میان یک صنعت بزرگ و شرکتهای تخصصی اتوماسیون، بهجای اتکای صرف به فرآیندهای مستقل و پراکنده، بر پایهی یک چارچوب مشترک، شفاف و قابل سنجش توسعه یابد.
اگر این مسیر به نتیجه برسد، دستاورد آن تنها کوتاهتر شدن صف ارزیابی شرکتها یا تسهیل حضور تعدادی از اعضای انجمن در مناقصات نخواهد بود.
دستاورد مهمتر میتواند شکلگیری الگویی باشد که در آن تشکل تخصصی، صنعت بزرگ و شرکتهای فناور به جای حرکت در مسیرهای موازی، بخشی از یک زنجیرهی اعتماد مشترک شوند.
دستاورد مهمتر میتواند شکلگیری الگویی باشد که در آن تشکل تخصصی، صنعت بزرگ و شرکتهای فناور به جای حرکت در مسیرهای موازی، بخشی از یک زنجیرهی اعتماد مشترک شوند.
و شاید در صنعتی که هر روز بیش از گذشته به فناوری، تخصص و چابکی زنجیرهی تأمین وابسته میشود، همین «اعتماد ساختاریافته» یکی از زیرساختهای واقعی هوشمندشدن صنعت باشد.
