آیا زنجیره‌ی تأمین قادر است تولید پایدار و مستمر یک محصول را در شرایط ناپایدار محیطی پشتیبانی کند؟

چرخه‌ی کامل نوآوری؛ شکاف‌ها و ریسک‌ها

قسمت سوم: سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین - SRL

از منظر سیستمی، نوآوری زمانی معنا پیدا می‌کند که سه بُعد TRL، MRL و SRL به‌صورت هم‌زمان، متناسب و هماهنگ توسعه یابند. هدف از این نوشتار، تبیین این چرخه‌ی کامل است. در قسمت نخست این مقاله مفهوم TRL و نقش آن در چرخه‌ی نوآوری تبین شد؛ قسمت دوم ضمن بررسی مفهوم MRL و نقش آن در چرخه‌ی نوآوری، به نقش و جایگاه شرکت‌های دانش‌بنیان، شرکت‌های نوآفرین، دانشگاه‌ها و صنعت در این چرخه پرداخت. قسمت سوم و پایانی این مقاله ابتدا مفهوم «سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین » (SRL) را مورد بررسی قرار خواهد داد و پس از آن بحث از «چیستی و منطق شاخص‌ها» عبور کرده و به «چگونگیِ به‌کارگیری و پیامدهای عملی آن‌ها در پروژه‌های واقعی نوآوری» وارد می‌گردد.

۴. سطوح بلوغ زنجیرهی تأمین یا SRL

تجربه‌های صنعتی نشان داده‌اند که حتی فناوری‌هایی که از نظر عملکرد فنی به بلوغ رسیده‌اند (TRL بالا) و فرآیند ساخت آن‌ها نیز پایدار و صنعتی شده است (MRL بالا)، همچنان ممکن است در عمل با شکست یا توقف مواجه شوند. این شکست‌ها غالباً نه ناشی از ضعف فناوری یا تولید، بلکه حاصل ناپایداری در زنجیره‌ی تأمین هستند. وابستگی به تأمین ‌کنندگان محدود، دسترسی ناپایدار به مواد اولیه، اختلالات لجستیکی، ریسک‌های ژئوپلیتیکی و عدم تاب‌آوری شبکه‌ی تأمین  از جمله عواملی هستند که می‌توانند یک پروژه‌ی فناورانه‌ی موفق را در مرحله‌ی بهره‌برداری زمین‌گیر کنند.

در پاسخ به این چالش، مفهوم «سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین »، به‌عنوان بُعدی مکمل برای TRL و MRL مطرح شده است. SRL چارچوبی نظام‌مند برای ارزیابی میزان آمادگی، پایداری و تاب‌آوری زنجیره‌ی تأمین  یک فناوری یا محصول ارایه می‌دهد.

SRL چارچوبی نظام‌مند برای ارزیابی میزان آمادگی، پایداری و تاب‌آوری زنجیره‌ی تأمین  یک فناوری یا محصول ارایه می‌دهد.

تمرکز اصلی این شاخص بر این پرسش کلیدی است که «آیا زنجیره‌ی تأمین  قادر است تولید پایدار و مستمر این محصول را در شرایط واقعی و ناپایدار محیطی پشتیبانی کند؟»

از منظر مفهومی، سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین ، نگاهی سیستمی و بیرونی به نوآوری دارد. در حالی که TRL عمدتاً بر خود فناوری و MRL بر فرآیند تولید تمرکز دارند، SRL شبکه‌ای از بازیگران، جریان‌ها و وابستگی‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد که خارج از مرزهای سازمان قرار دارند. این شاخص، پیونددهنده‌ی نوآوری فناورانه با اقتصاد سیاسی، لجستیک، بازار و محیط کلان است و از همین رو، نقشی تعیین‌کننده در پایداری بلندمدت نوآوری ایفا می‌کند.

در ادبیات موجود، چارچوب‌های سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین ، گاه در قالب نه سطح و گاه در قالب ده سطح تعریف شده‌اند. در این مطالعه، می‌توانستیم به‌منظور حفظ هم‌ترازی تحلیلی با TRL، SRL در قالب نه سطح مفهومی به‌کار گرفته شود؛ اما با توجه به متون موجود همان ده سطح برای بلوغ زنجیره‌ی تأمین  در نظر گرفته شد که مغایرتی نیز با مراجع نداشته باشد. با این توضیح که هر سطح می‌تواند شامل چند مؤلفه‌ی ارزیابی سیستمی باشد، این انتخاب صرفاً یک ساده‌سازی تحلیلی است و به معنای تقلیل پیچیدگی ذاتی زنجیره‌ی تأمین  نیست.

  • SRL 1، شناسایی عناصر زنجیره‌ی تأمین : در این سطح، عناصر پایه‌ی زنجیره‌ی تأمین شامل مواد اولیه، اجزای کلیدی، تأمین ‌کنندگان بالقوه و مسیرهای لجستیکی به‌صورت مفهومی شناسایی می‌شوند. شناخت کلی از وابستگی‌های اولیه شکل می‌گیرد، بدون آن‌که ارزیابی ریسک یا تحلیل پایداری انجام شده باشد.
  • SRL 2، ترسیم مفهومی زنجیره‌ی تأمین : در این مرحله، ساختار کلی زنجیره‌ی تأمین ترسیم شده و روابط میان تأمین ‌کنندگان، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان نهایی مشخص می‌گردد. نقاط گلوگاهی احتمالی شناسایی می‌شوند، اما هنوز تحلیل کمّی یا سنجش تاب‌آوری صورت نمی‌گیرد.
  • SRL 3، تحلیل اولیه ریسک‌های زنجیره‌ی تأمین : در این سطح، ریسک‌های اصلی زنجیره‌ی تأمین به‌صورت کیفی شناسایی می‌شوند. وابستگی به تأمین ‌کنندگان محدود، حساسیت به نوسانات قیمت، محدودیت‌های لجستیکی و ریسک‌های محیطی به‌طور اولیه مورد بررسی قرار می‌گیرند.

جمع‌بندی مراحل اولیه SRL: در مراحل اولیه‌ی سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین  ریسک غالب، ریسک شناختی و عدم آگاهی از وابستگی‌های پنهان زنجیره‌ی تأمین  است.

در مراحل اولیه‌ی سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین  ریسک غالب، ریسک شناختی و عدم آگاهی از وابستگی‌های پنهان زنجیره‌ی تأمین  است.

  • SRL 4، اعتبارسنجی منابع تأمین کلیدی: در این مرحله، تأمین ‌کنندگان اصلی به‌صورت عملی ارزیابی می‌شوند. قابلیت دسترسی، کیفیت، ظرفیت تأمین  و پایداری نسبی منابع بررسی می‌گردد. این سطح معمولاً هم‌زمان با مراحل میانی MRL اهمیت پیدا می‌کند.
  • SRL 5، آزمون زنجیره‌ی تأمین در شرایط واقعی: در این سطح، زنجیره‌ی تأمین  به‌صورت محدود در شرایط عملیاتی واقعی مورد آزمون قرار می‌گیرد. تأخیرها، نوسانات، اختلالات جزئی و واکنش سیستم به آن‌ها تحلیل می‌شود. بسیاری از ریسک‌های پنهان در این مرحله آشکار می‌گردند.
  • SRL 6، تثبیت زنجیره تأمین اولیه: در این مرحله، منابع تأمین  مشخص و نسبتاً پایدار می‌شوند و قراردادها یا توافق‌های عملیاتی شکل می‌گیرند. اگرچه زنجیره‌ی تأمین  هنوز شکننده است، اما قابلیت پشتیبانی از تولید مستمر محدود را دارد.
  •  

جمع‌بندی مراحل میانی SRL: در مراحل میانی سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین  ریسک غالب، ریسک وابستگی و شکنندگی شبکه تأمین  است و نقش مدیریت زنجیره‌ی تأمین  پررنگ می‌شود.

در مراحل میانی سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین  ریسک غالب، ریسک وابستگی و شکنندگی شبکه تأمین  است و نقش مدیریت زنجیره‌ی تأمین  پررنگ می‌شود.

  • SRL 7، توسعه‌ی زنجیره‌ی تأمین تاب‌آور: در این سطح، تنوع‌بخشی به تأمین ‌کنندگان، مسیرهای جایگزین لجستیکی و برنامه‌های واکنش به بحران طراحی و اجرا می‌شوند. زنجیره‌ی تأمین  توانایی جذب شوک‌های محدود را پیدا می‌کند.
  • SRL 8، یکپارچه‌سازی زنجیره‌ی تأمین با بازار: در این مرحله، زنجیره‌ی تأمین  به‌صورت یکپارچه با تقاضای بازار، برنامه‌ریزی تولید و سامانه‌های اطلاعاتی هم‌راستا می‌شود. هماهنگی میان عرضه و تقاضا افزایش یافته و انعطاف‌پذیری عملیاتی تقویت می‌گردد.
  • SRL 9، پایداری زنجیره تأمین در مقیاس بالا: در این سطح، زنجیره‌ی تأمین  قادر به پشتیبانی از تولید انبوه و حضور پایدار در بازار است. ریسک‌های اصلی مدیریت شده و سامانه در برابر اختلالات متعارف مقاوم شده است.
  • SRL 10، بهینه‌سازی و تاب‌آوری پیشرفته: بالاترین سطح SRL به بهینه‌سازی مستمر، پیش‌بینی ریسک‌ها و افزایش تاب‌آوری اختصاص دارد. در این مرحله، زنجیره‌ی تأمین نه‌تنها پایدار، بلکه یادگیرنده و تطبیق‌پذیر است و می‌تواند خود را با تغییرات محیطی، فناورانه و بازار وفق دهد.

جمع‌بندی مراحل پایانی SRL: در این مرحله زنجیره‌ی تأمین  به بلوغ کامل رسیده و ضمن تاب‌آوری، توانایی مقابله با انواع ریسک‌ها را خواهد داشت.

شکل 4.  نمایش سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین

۱-۴- نقش زنجیره‌ی تأمین، در چرخه‌ی کامل نوآوری

در شاخص سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین ، تمرکز از «بقای فناوری» به «رقابت‌پذیری پایدار برای همان فناوری» تغییر می‌کند. به بیانی، بلوغ زنجیره‌ی تأمین ، بُعد بیرونی و سیستمی نوآوری را نمایندگی کرده و نشان می‌دهد که موفقیت فناورانه و صنعتی بدون زنجیره‌ی تأمین  بالغ، دوام نخواهد داشت. این شاخص، حلقه‌ی نهایی چرخه‌ی نوآوری است که پس از بلوغ فناوری و بلوغ ساخت، پایداری واقعی نوآوری را تضمین می‌کند. از این نگاه، نوآوری تنها زمانی کامل می‌شود که فناوری کارا، تولید پایدار و زنجیره‌ی تأمین  تاب‌آور به‌صورت هم‌زمان و هماهنگ محقق شوند.

جدول 2. مقایسه‌ی مفهومی دو شاخص MRL و SRL

ردیف

بُعد مقایسه

MRL

SRL

1

تمرکز

داخل کارخانه

بیرون کارخانه

2

مسئله‌ی اصلی

چگونه بسازیم؟

از کجا تأمین  کنیم؟

3

ریسک غالب

ریسک فرآیندی

لجستیکی، سیاسی، اقتصادی

4

بازیگران

مهندسی تولید

تولید کنندگان، دولت، بازار

5

افق تصمیم

میان مدت

میان مدت و بلند مدت

از این نقطه به بعد، تمرکز نوشتار از تبیین مفهومی سطوح بلوغ و شاخص‌های مرتبط، به بررسی نحوه‌ی بازتاب این مفاهیم در سیاست‌گذاری، طراحی برنامه‌ها و سازوکارهای اجرایی معطوف می‌شود. به بیان دیگر، بحث از «چیستی و منطق شاخص‌ها» عبور کرده و به «چگونگیِ به‌کارگیری و پیامدهای عملی آن‌ها در پروژه‌های واقعی نوآوری» وارد می‌گردد. این گذار، زمینه را برای تحلیل چالش‌ها و ناکارآمدی‌های رایج در پیوند میان فناوری، تولید و زنجیره تأمین  فراهم می‌کند.

نکته‌ی مهم این هست که حتی اگر در شرایط بالای MRL باشیم، بدون در نظر داشتن شرایط و مفاهیم SRL، این به مفهوم توقف خط تولید است. خوب است در اینجا سه مفهوم «سطوح بلوغ» را به طور خیلی خلاصه و از نظر مفهومی با هم مقایسه ابتدایی کنیم:

  • TRL می‌گوید: فناوری توسعه یافته را می‌شود ساخت؛
  • MRL می‌گوید: فناوری را می‌توان ساخت؛
  • SRL می‌گوید: ساخت و تولید را می‌توان ادامه داد.


اگر بخواهیم در چند سطر ارتباط این سه شاخص را با هم بررسی کنیم، می‌توان گفت «نیاز بازار» شرکت سرمایه‌گذار را مترصد حضور در عرصه‌ی تولید می‌کند، شرکت نوآور برای رسیدن به دانش فنی ساخت به دانشگاه یا پژوهشگاه مرتبط رجوع می‌کند (مراحل TRL) سپس برای رسیدن به مراحل احداث واحد تولیدی کار را به شرکت‌های دانش بنیان می‌سپرد (MRL) و در نهایت برای ثبات زنجیره‌ی تولید باید شبکه‌ی تأمین  (SRL) را شناسایی و فعال کند. در ایران، به‌دلیل شرایط ژئوپلیتیکی و بی‌ثباتی اقتصادی، بسیاری از پروژه‌ها در سطوح بالای TRL و سطوح میانی MRL متوقف می‌شوند، در حالی‌که زنجیره‌ی تأمین  آن‌ها هنوز به بلوغ کافی نرسیده است. این عدم‌توازن، گلوگاه اصلی نوآوری و تولید پایدار محسوب می‌شود.

در اینجا دو سوال مطرح می‌شود:

سوال اول، مرحله‌ی آغازین بلوغ ساخت با کدام مرحله در بلوغ فناوری هم‌پوشانی دارد؟ و آیا اساساً برای تمام پروژه‌های تولید و احداث کارخانه، نسخه‌ی واحد وجود دارد؟

عنایت داشته باشید که این پرسش، یکی از نقاط کلیدی سوء‌برداشت در پروژه‌های صنعتی و نوآورانه است.

پاسخ: برای تمام پروژه‌ها و احداث خطوط تولید، قطعاً فرمول واحد وجود ندارد. اما MRL 1 حتی از TRL 2 به بعد هم می‌تواند شروع شود. اما برای مفید واقع شدن و برای پرهیز از ریسک (و همانگونه که در بخش «سطوح بلوغ فناوری» نیز گفته شد)، MRL 1 یا صنعتگران می‌توانند از TRL 3 به بعد وارد کارزار شوند. یعنی اساساً در دومین فاز از بلوغ فناوری (TRL 4 الی TRL 6) نقش صنعت در مراحل تحقیق و توسعه آغاز شده، و این می‌تواند فعالیت MRL به موازات TRL تلقی شود.

اما سؤال بالا را به روش تشریحی و تحلیلی هم می‌توان پاسخ داد:

  • می‌دانیم در TRL 1 صرفاً در مرحله‌ی مشاهده‌ی اصول پایه بوده و هنوز «چیزی برای ساختن» وجود ندارد، لذا MRL بی‌معنا و بدون کاربرد است.
  • مرحله‌ی TRL 2 مفهوم فناوری شکل گرفته (روی کاغذ) است لذا، ایده‌ی محصول یا فرآیند می‌تواند وجود داشته باشد. در نتیجه، در این مقطع MRL 1 می‌تواند معنا پیدا کند. اما شاید حضور صنعتگر بدون اعمال نقطه‌نظرات صریح وی مطرح باشد. چون در MRL 1 فقط «شناسایی مفاهیم ساخت» داریم و هنوز فرآیند واقعی نوآوری یا تولید تعریف نشده است.
  • اما در مرحله‌ی TRL 3 که اثبات مفهوم در آزمایشگاه به اضافه‌ی ساخت نمونه‌ی اولیه وجود دارد، امکان حضور موثرذی‌نفعان ساخت و تولید در مرحله MRL 1 و حتی MRL 2 (تواماً) می‌تواند فراهم باشد.

از اینجا به بعد که «بحث مواد»، «مسیرهای ساخت» و «تجهیزات مورد نیاز» به طور واقعی و بالقوه مطرح می‌شود، بر اساس منطق هم‌تکاملی، می‌توان هم‌زمانی‌های مراحل MRL در مقابل TRL را به‌صورت تقریبی، اینگونه پیشنهاد داد:

  • هم‌زمانی مرحله‌ی TRL 4 (یا اعتبارسنجی در آزمایشگاه) با MRL 3–4؛
  • هم‌زمانی TRL 5 با MRL 4–5؛
  • هم‌زمانی TRL 6 با MRL 6؛

سؤال دوم، زمان آغاز به فعالیت SRL یا ورود آن  به چرخه‌ی نوآوری از کجا می‌تواند باشد؟

پاسخ: ورود SRL 1 به چرخه‌ی نوآوری می‌تواند از TRL 1 و حتی زودتر از MRL نیز شروع شود. اما بهتر است تحلیلی و با توجه به وظایف هرکدام از مراحل، به سؤال پاسخ داده شود:

می‌خواهیم بدانیم که چرا SRL می‌تواند حتی زودتر از MRL شروع شود؟ چون SRL در سطح یک «هیچ خریدی انجام نمی‌شود»، یا شخص نوآور «هیچ قراردادی نمی‌بندد» چون او «هیچ تولیدی ندارد» بلکه فقط نیازهای بالقوه‌ی زنجیره‌ی تأمین  را شناسایی می‌کند.

با توجه به مفاهیم مراحل مختلف سه شاخص بلوغ فناوری، بلوغ ساخت و بلوغ زنجیره‌ی تأمین ، جدول 3 (هم‌زمانی سه شاخص TRL، MRL و SRL) تا حد زیادی عملیاتی و قابل اجرا است.

جدول 3. هم‌زمانی سه شاخص بلوغ نوآوری

TRL 9

TRL 8

TRL 7

TRL 6

TRL 5

TRL 4

TRL 3

TRL 2

TRL 1

TRL:

MRL 9,10

MRL 7,8

MRL 6,7

MRL 5,6

MRL 4,5

MRL 3,4

MRL 2,3

MRL 1,2

MRL 1

MRL:

SRL 9,10

SRL 7,8

SRL 6,7

SRL 5,6

SRL 4,5

SRL 3,4

SRL 2,3

SRL 1,2

SRL 1

SRL:

نکته‌ی توضیحی: لازم به توضیح است که در این مطالعه، MRL و SRL به‌عنوان یک شاخص سطحی را می‌توان حتی نه‌مرحله‌ای و هم‌تراز با TRL در نظر گرفت.

اگرچه در بسیاری از چارچوب‌ها، TRL، SRL و MRL به‌صورت سطوح هم‌تراز نمایش داده می‌شوند، اما در عمل این شاخص‌ها مسیرهای بلوغ نامتقارن و ناهم‌زمانی را طی می‌کنند. این عدم‌هم‌ترازی نه یک نقص تحلیلی، بلکه بازتابی از تفاوت منطق‌های فناورانه، سیستمی و مدیریتی حاکم بر فرآیند نوآوری است و خود می‌تواند به‌عنوان منشأ شناسایی ریسک‌های پنهان و نقاط مداخله‌ی سیاستی مورد استفاده قرار گیرد. با یادآوری اینکه سه شاخص بلوغ نوآوری دارای «افق زمانی متفاوت»، «ذی‌نفعان گوناگون» و در نهایت «منطق تصمیم‌گیری متفاوت» هستند، این تفاوت‌ها اینگونه و به تفکیک قابل تشریح و قابل بیان است:

  • TRL سریع‌تر عمل می‌کند، چون: «پروژه محور است»، «بودجه پذیر است» و «در آزمایشگاه و پایلوت پیشرفت دارد».
  • MRL دارای محافظه کار‌ترین رفتار است، چون: «وابسته به سرمایه‌گذاری سنگین است»، «حساس به ریسک و عدم قطعیت است» و «به شدت نیازمند استانداردسازی، مقبولیت بازار و ثبات سیاسی است».
  • SRL وابستگی شدیدی به هماهنگی دارد، چون: «نیازمند تعامل با بازیگران متعدد و گوناگون است»، « متأثر از ساختارهای نهادی است» و «کُندتر و در عین حال شکننده‌تر هم هست».

حال با چند مثال از عدم هم‌ترازی یا عدم تقارن شاخص‌ها ببینیم چه ریسک‌هایی به پروژه‌ی نوآوری تحمیل می‌شود:

  • با فرض TRL بالا و SRL پایین، فناوری خوب ولی سامانه‌ی ناپخته داریم (ریسک توقف تولید).
  • با فرض TRL بالا و MRL پایین، ریسک سرمایه‌گذاری پنهان در کمین است.
  • با فرض SRL بالا و TRL پایین، سیستم آماده اما فناوری نابالغ است.
  • با فرض MRL بالا و TRL پایین، فشار تجاری زودهنگام و در نتیجه تحمیل شکست زودهنگام.

جدول 4. مقایسه‌ی مفهومی و کارکردی شاخص‌های بلوغ نوآوری

بُعد مقایسه

TRL

MRL

SRL

موضوع اصلی (عنوان)

بلوغ فناوری

بلوغ ساخت و تولید

بلوغ زنجیره‌ی تأمین

سوال محوری

آیا فناوری کار می‌کند؟

آیا می‌توان آن را ساخت؟

آیا می‌توان آن را پایدار تأمین  کرد؟

ماهیت ارزیابی

فنی/ علمی

صنعتی/ عملیاتی

سیستمی/ لجستیکی

تمرکز اصلی

عملکرد و کارایی

فرآیند، کیفیت، هزینه

مواد، تأمین  کننده، ریسک

محیط غالب

آزمایشگاه و پایلوت

کارخانه و خط تولید

بازار، شبکه تأمین ، لجستیک

شروع معنادار

از شکل‌گیری اصول علمی

از تعریف اولیه مفهوم ساخت

از شناسایی اولیه عناصر تأمین

قبل از شکل‌گیری فناوری

کاملاً معنادار

بسیار محدود

معنادار

پس از شکل‌گیری نمونه اولیه

کاملاً معنادار

کاملاً معنادار

کاملاً معنادار

وابستگی به وجود خط تولید

بسیار محدود

کاملاً معنادار

بسیار محدود

وابستگی به تأمین  کننده

بسیار محدود

بسیار محدود

کاملاً معنادار

تحلیل مواد اولیه

سطحی

کاملاً معنادار

کاملاً معنادار

تحلیل فرآیند تولید

بسیار محدود

هسته‌ی اصلی

بسیار محدود

تحلیل کیفیت و تکرارپذیری

بسیار محدود

کاملاً معنادار

کیفیت تأمین ، کاملاً معنادار

تحلیل هزینه تولید

بسیار محدود

کاملاً معنادار

هزینه‌ی تأمین

تحلیل هزینه‌ی کل[i] (TCO)

بسیار محدود

محدود

کاملاً معنادار

تحلیل لجستیک، حمل و نقل

بسیار محدود

بسیار محدود

کاملاً معنادار

تحلیل زیسک تحریم، ژئوپلیتیک

محدود

محدود

کاملاً معنادار و هسته‌ی اصلی

تحلیل مقیاس‌پذیری[ii]

محدود و مفهومی

کاملاً معنادار و عملیاتی

کاملاً معنادار و شبکه‌ای

تحلیل تاب‌آوری سامانه

بسیار محدود

محدود

کاملاً معنادار

تصمیم در سرمایه‌گذاری

محدود

کاملاً معنادار

کاملاً معنادار

کاربرد در سیاست‌گذاری صنعتی

محدود

کاملاً معنادار

کاملاً معنادار

کاربرد در نوآوری باز

تولید دانش فنی

انتقال به تولید

شبکه‌سازی و هم‌افزایی

علت شکست در تجاری‌سازی

نادر

رایج

بسیار رایج

اگر این شاخص پایین باشد

فناوری شکست می‌خورد

تولید متوقف می‌شود

کسب و کار فرو می‌ریزد

کل فرآیند بلوغ نوآوری را می‌توان به پنج فاز دسته‌بندی کرد. تطابق پنج فاز مرحله‌ی تکامل با شاخص‌های سه‌گانه‌ی بلوغ نوآوری، به اضافه‌ی ریسک‌های بحرانی هر مرحله، در جدول 5 به طور خلاصه آمده است.

جدول 5. فازهای تکاملی ایده تا محصول و هم‌پوشانی سه شاخص بلوغ نوآوری

مرحله‌ی تکامل

TRL

MRL

SRL

وضعیت غالب

ریسک‌های بحرانی

1

فاز مفهومی

1 و 2

1 و 2

1

شکل‌گیری ایده

ریسک علمی

2

فاز اثبات

3 و 4

2 و 3

2 و 3

اثبات مفهوم

شکاف دانشگاه و صنعت

3

فاز انتقال

5 و 6

4 الی 6

4 الی 6

نمونه نیمه صنعتی

ریسک مقیاس و یکپارچگی

4

فاز پایلوت

7 و 8

7 و 8

6 الی 8

پایلوت صنعتی

ریسک سازمانی و عملیاتی

5

فاز بهره‌برداری

9

9 و 10

8 الی 10

تولید پایدار

ریسک بازار و پایداری

 

توجه شود که بلوغ نوآوری به‌عنوان یک پدیده‌ی تک‌بعدی تلقی نمی‌شود، بلکه حاصل تکامل فرآیند هم‌پوشانی و هم‌زمانی سه بُعد «فناوری (TRL)، تولید (MRL) و سامانه/ سازمان (SRL)» است. ماتریس سه‌بعدی بلوغ (جدول 5) نشان می‌دهد که پیشرفت نامتوازن در هر یک از این ابعاد، حتی در صورت بلوغ بالای فناوری، می‌تواند پروژه را در معرض شکست ساختاری قرار دهد. بنابراین، موفقیت نوآوری نه در رسیدن سریع به TRL 9 و رها کردن پروژه توسط پژوهشگر است، بلکه در حفظ تعادل پویا میان این سه مسیر بلوغ و همکاری تنگاتنگ تمام ذی‌نفعان با هم نهفته است.

اما حال بپردازیم به اینکه چرا نتیجه‌ی سیاست‌گذاری‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان را به TRL تقلیل داده است؟ می‌توان دلایل این تقلیل‌گرایی را در چند لایه‌ی نهادی، شناختی و اجرایی بدین‌گونه تحلیل و تبیین کرد:

  • دلیل اول اینکه TRL قابل‌سنجش‌ترین معیار به حساب می‌آید، یعنی «نتیجه به صورت عدد بیان می‌شود»، «ساده و قابل فهم برای همگان است»، «قابلیت ارزیابی سریع دارد» و در نتیجه «سیاست‌گذار آنچه را راحت‌تر می‌سنجد، معیار می‌کند».
  • دلیل دوم، دانشگاه‌محور بودن سیاست‌گذاری‌های کلان کشور است. یعنی طراحان اولیه‌ی سیاست دانش‌بنیان و بنیانگذاران شرکت‌های دانش‌بنیان از دانشگاه آمده‌اند و منطق‌شان پژوهشی صرف می‌باشد، نه مفاهیم صنعتی و شبکه‌سازی زنجیره‌ی تأمین. دغدغه‌ی تولید محصول ندارند، بلکه دغدغه‌ی تولید علم و فناوری صرف را دارند. نکته‌ی جالب و قابل دفاع در وزارت عتف ایران، اینجاست که اگرچه نظام دانشگاهی در تولید علم و ارتقاء رتبه‌های استنادی موفق بوده است، اما این موفقیت الزاماً به معنای کارآمدی چرخه‌ی کامل نوآوری نیست. تمایز میان «برتری علمی» و «مزیت صنعتی پایدار» یکی از نقاط کلیدی در تحلیل سیاست‌گذاری نوآوری است؛ دو هدفی که هم‌پوشانی دارند، اما معادل یکدیگر نیستند.

تمایز میان «برتری علمی» و «مزیت صنعتی پایدار» یکی از نقاط کلیدی در تحلیل سیاست‌گذاری نوآوری است؛ دو هدفی که هم‌پوشانی دارند، اما معادل یکدیگر نیستند.

  • دلیل سوم، فقدان تجربه‌ی صنعتی در نهادهای ارزیاب است. اکثر نهادهای ارزیاب «تولید واقعی را تجربه نکرده‌اند»، «زنجیره‌ی تأمین را به جز در مقاله و کتاب، لمس نکرده‌اند» و «همان بنیانگذاران شرکت‌های دانش‌بنیان هستند».

اما در سطحی عمیق‌تر، می‌توان دلایل نهادی و ساختاری زیر را نیز برای ناکامی‌های فوق شناسایی کرد:

  • دلیل چهارم، پرهیز از مسئولیت شکست تجاری است. اگر معیار فقط TRL باشد، شکست تولید و شکست بازار بر گردن صنعت خواهد بود، چون دانشگاه و سیاست‌های دانشگاه نقشی در صنعت ندارد. به بیانی MRL و SRL، یعنی پذیرش ریسک سیاست‌گذار، بدیهی است پاسخگویی به این ریسک‌ها هم سخت است و هم هزینه‌بر.
  • دلیل پنجم، سهولت تخصیص رانت به‌جای توسعه و تولید به TRL. یعنی به TRL سریع امتیاز می‌دهند و سریع مجوز می‌دهند و بودجه‌ی تحقیق و توسعه تعلق می‌گیرد. اما هدایت MRL/SRL دردسر دارد، پیچیده است، چند رشته‌ای است، نیاز به بازدیدهای میدانی دارد، شفافیت می‌خواهد.

به TRL سریع امتیاز می‌دهند و سریع مجوز می‌دهند و بودجه‌ی تحقیق و توسعه تعلق می‌گیرد. اما هدایت MRL/SRL دردسر دارد، پیچیده است، چند رشته‌ای است، نیاز به بازدیدهای میدانی دارد، شفافیت می‌خواهد.

  • اما سیاست رانتی، شاخص پیچیده را دوست ندارد و جذب دردسر نمی‌شود.
  • دلیل ششم، نبود داده‌ی صنعتی برای MRL و SRL، به لحاظ شرایط فقدان توسعه قطعاً داده‌ی معتبر و قابل اعتنا در حوزه‌ی تولید واقعی (در تمام رشته‌ها) کم است. مسایل پیرامون زنجیره‌ی تأمین شفاف نیست. رانت در حوزه‌ی صادرات و واردات بیداد می‌کند. بنابراین، سیاست‌گذار آنچه که داده ندارد و در عوض دردسر دارد را حذف می‌کند.
  • دلیل هفتم، ترکیب یا آمیزش نادرست «دانش» با «کسب‌وکار»، در سیاست‌گذاری‌ها بحث دانش‌بنیان معادل مقاله و حداکثر تولید نمونه‌ی آزمایشگاهی و شبیه‌سازی دیده می‌شود. اما، به واقع باید دانش‌بنیان معادل «دانش» به اضافه‌ی «تولید» و به اضافه‌ی «تأمین » شناخته شود.

به واقع باید دانش‌بنیان معادل «دانش» به اضافه‌ی «تولید» و به اضافه‌ی «تأمین » شناخته شود.

  • لذا، سیاست‌گذاری، به‌دلیل سهولت سنجش، غلبه‌ی نگاه دانشگاهی و پرهیز از ریسک پاسخگویی، مفهوم شرکت دانش‌بنیان را صرفاً به بلوغ فناوری (TRL) تقلیل داده و از بلوغ ساخت (MRL) و زنجیره‌ی تأمین (SRL) غفلت کرده است.


۵. پیوند چرخه‌ی عمر فناوری با سطوح بلوغ نوآوری

چرخه‌ی عمر فناوری یکی از مفاهیم کلاسیک در مدیریت فناوری است که سیر تحول یک فناوری را از مرحله‌ی ظهور تا افول در بستر زمان و بازار توصیف می‌کند (شکل 5). این مدل، تصویری کلان از رفتار فناوری در تعامل با پذیرش بازار، رقابت و جایگزینی‌های فناورانه ارایه می‌دهد و ابزاری مفید برای تحلیل روندهای بلندمدت محسوب می‌شود. با این حال، چرخه‌ی عمر فناوری ذاتاً توصیفی است و به‌تنهایی نمی‌تواند میزان آمادگی یک فناوری برای عبور موفق از هر مرحله را مشخص سازد.

در این نقطه، سه شاخص سطوح بلوغ فناوری (TRL)، سطوح بلوغ ساخت (MRL) و سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین (SRL) به‌عنوان ابزارهای مکمل وارد تحلیل می‌شوند. این شاخص‌ها امکان می‌دهند تا وضعیت واقعی یک فناوری، فراتر از جایگاه آن در منحنی چرخه‌ی عمر، مورد ارزیابی قرار گیرد. به بیان دیگر، در حالی که چرخه‌ی عمر فناوری نشان می‌دهد یک فناوری «در چه مرحله‌ای از عمر خود قرار دارد»، سطوح بلوغ مشخص می‌کنند که آیا این فناوری «قابلیت عبور موفق از آن مرحله» را دارد یا خیر.

در مراحل اولیه‌ی چرخه‌ی عمر، که فناوری در فاز ظهور یا طفولیت قرار دارد، ریسک غالب از جنس عدم قطعیت فناورانه است و هم‌ترازی با سطوح پایین TRL امری طبیعی محسوب می‌شود. با ورود به فاز رشد، انتظار می‌رود که بلوغ فناورانه تثبیت شده و تمرکز به سمت صنعتی‌سازی و افزایش ظرفیت تولید معطوف گردد. در این مرحله، نقش MRL برجسته می‌شود. در نهایت، در فاز بلوغ چرخه‌ی عمر، پایداری تولید، تاب‌آوری زنجیره‌ی تأمین و توان رقابت بلندمدت تعیین‌کننده هستند و بدون دستیابی به سطوح بالای SRL، فناوری در معرض افول زودهنگام قرار می‌گیرد.

از این منظر، چرخه‌ی عمر فناوری و سطوح بلوغ نوآوری نه رقیب، بلکه مکمل یکدیگرند. چرخه‌ی عمر، مسیر حرکت فناوری را توصیف می‌کند و سطوح بلوغ، قابلیت پیمایش این مسیر را می‌سنجند. عدم هم‌زمانی این دو رویکرد می‌تواند منجر به شتاب‌زدگی در تجاری‌سازی، توقف در صنعتی‌سازی یا افول پیش‌رس فناوری شود.

  1. یکپارچگی سطوح بلوغ و نقشه‌ی ریسک چرخه‌ی کامل نوآوری

نوآوری، برخلاف برداشت‌های ساده‌انگارانه، یک رویداد یا نقطه‌ی عطف منفرد نیست، بلکه فرآیندی چندمرحله‌ای، غیرخطی و ذاتاً پُرریسک است که از ایده‌پردازی اولیه آغاز شده و تا تثبیت پایدار در بازار و محیط عملیاتی ادامه می‌یابد. تجربه‌های گسترده در پروژه‌های فناورانه نشان می‌دهد که شکست نوآوری، اغلب نه در مرحله‌ی ابداع یا توسعه‌ی علمی، بلکه در مراحل گذار میان فناوری، تولید و بهره‌برداری رخ می‌دهد. از همین‌رو، رویکردهای مدرن مدیریت نوآوری، به‌جای تمرکز صِرف بر «خروجی فناورانه»، بر ارزیابی تدریجی میزان آمادگی سامانه‌ی نوآوری تأکید دارند.

در این چارچوب، سطوح بلوغ فناوری (TRL)، سطوح بلوغ ساخت (MRL) و سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین (SRL) به‌عنوان سه شاخص مکمل مطرح می‌شوند که هر یک بُعدی متفاوت از آمادگی نوآوری را می‌سنجند. این سه شاخص، نه به‌صورت مستقل، بلکه به‌عنوان اجزای یک سامانه‌ی به‌هم‌پیوسته معنا پیدا می‌کنند و مجموع آن‌ها «چرخه‌ی کامل نوآوری» را شکل می‌دهد.

TRL بر بلوغ دانش فنی و عملکرد فناوری تمرکز دارد و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا فناوری از نظر علمی و مهندسی کار می‌کند یا خیر. این شاخص، عدم قطعیت‌های فناورانه را به‌صورت مرحله‌ای کاهش می‌دهد و ابزار تصمیم‌سازی در خصوص ادامه یا توقف توسعه‌ی فنی فراهم می‌آورد. با این حال، TRL ذاتاً درون‌نگر است و عمدتاً در محیط‌های کنترل‌شده آزمایشگاهی یا پایلوت تعریف می‌شود. از این‌رو، حتی دستیابی به سطوح بالای TRL تضمینی برای موفقیت صنعتی نیست.

MRL به‌عنوان پاسخ به این محدودیت، بُعد ساخت و تولید را وارد چرخه‌ی ارزیابی می‌کند. این شاخص مشخص می‌سازد که آیا فناوریِ کارا، قابلیت تبدیل شدن به محصولی قابل تولید، تکرارپذیر و اقتصادی را دارد یا خیر. MRL فاصله میان توسعه‌ی فناورانه و صنعتی‌سازی را پوشش می‌دهد و ریسک‌های فرآیندی، کیفی و هزینه‌ای را آشکار می‌سازد. بسیاری از پروژه‌ها دقیقاً در این نقطه متوقف می‌شوند؛ جایی که فناوری از نظر فنی موفق است، اما تولید آن ناپایدار یا غیراقتصادی است.

با وجود این، حتی هم‌زمانی سطوح بالای TRL و MRL نیز پایان مسیر نوآوری محسوب نمی‌شود. تجربه‌های اخیر جهانی نشان داده‌اند که تولید پایدار بدون زنجیره‌ی تأمین  بالغ و تاب‌آور، به‌شدت آسیب‌پذیر است. اینجاست که SRL به‌عنوان حلقه‌ی نهایی چرخه‌ی نوآوری وارد می‌شود. SRL میزان آمادگی، پایداری و تاب‌آوری شبکه‌ی تأمین را ارزیابی می‌کند و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا سامانه‌ی تأمین قادر است در شرایط واقعی، ناپایدار و متغیر محیطی، تولید مستمر را پشتیبانی کند یا خیر.

از منظر سیستمی، TRL، MRL و SRL سه‌ی لایه متفاوت اما وابسته از یک فرآیند واحد هستند. TRL بدون MRL به «دانش بلااستفاده» منجر می‌شود، MRL بدون SRL به «تولید با شرایط شکننده» ختم می‌گردد و SRL بدون دو شاخص دیگر اساساً معنا ندارد. تنها هم‌ترازی و هم‌زمانی این سه شاخص است که نوآوری را از یک دستاورد فناورانه کوتاه‌عمر، به یک ارزش پایدار اقتصادی و صنعتی تبدیل می‌کند.

  • نقشه‌ی ریسک چرخه‌ی کامل نوآوری

بر اساس این سه‌گانه، می‌توان ریسک‌های نوآوری را به‌صورت مرحله‌ای و ساختاری تحلیل کرد. در مراحل اولیه‌ی چرخه‌ی نوآوری، ریسک غالب از جنس ریسک فناورانه است. عدم قطعیت در عملکرد، مقیاس‌پذیری علمی و صحت مفروضات مهندسی، تصمیم‌گیری را دشوار می‌سازد. TRL ابزار اصلی مدیریت این ریسک است و با افزایش سطح بلوغ، دامنه‌ی عدم قطعیت کاهش می‌یابد.

با فرض اینکه این سه شاخص در امتداد هم شکل می‌گیرند و هرچند در عمل اینگونه نیست، با عبور از این مرحله، ریسک فناورانه به‌تدریج جای خود را به ریسک ساخت و تولید می‌دهد. در این نقطه، چالش‌هایی نظیر ناپایداری فرآیند، تغییرپذیری کیفیت، هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده و محدودیت‌های تجهیزات آشکار می‌شوند. MRL امکان شناسایی و مدیریت این ریسک‌ها را فراهم می‌کند و مانع از ورود شتاب‌زده به سرمایه‌گذاری‌های سنگین صنعتی می‌شود.

در مراحل پیشرفته‌تر چرخه، حتی با تثبیت تولید، ریسک غالب به ریسک زنجیره‌ی تأمین  و محیط بیرونی منتقل می‌شود. وابستگی به منابع محدود، اختلالات لجستیکی، نوسانات بازار و شوک‌های محیطی می‌توانند تولید پایدار را مختل کنند. SRL در این مرحله نقش حیاتی ایفا می‌کند و میزان تاب‌آوری سامانه‌ی نوآوری را مشخص می‌سازد.

نکته‌ی کلیدی آن است که این ریسک‌ها به‌صورت خطی حذف نمی‌شوند، بلکه هم‌پوشانی دارند. افزایش TRL بدون توجه به MRL می‌تواند ریسک تولید را تشدید کند و دستیابی به MRL بالا بدون توجه به SRL، ریسک‌های بیرونی را به‌صورت نهفته انباشته می‌سازد. از این‌رو، مدیریت نوآوری نیازمند نگاهی یکپارچه به کل چرخه و تعامل پویای این سه شاخص است.

  1. جمع‌بندی نهایی

یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که نوآوری، برخلاف برداشت‌های رایج، نه یک مداخله‌ی کوتاه‌مدت و نه حاصل یک تصمیم سیاستی منفرد است، بلکه فرآیندی چندمرحله‌ای، وابسته به زمان، و درهم ‌تنیده با ساختارهای نهادی، ظرفیت‌های فناورانه و سازوکارهای یادگیری است. تحلیل چرخه بلوغ نوآوری آشکار می‌سازد که موفقیت یا شکست سیاست‌ها، بیش از آنکه به «شدتِ مداخله» وابسته باشد، به «تناسبِ مداخله با مرحله‌ی بلوغ» بستگی دارد. غفلت از این تناسب، حاصل کار منجر به اتلاف منابع، شکل‌گیری انتظارات نادرست و انباشت ناکامی‌های تکرارشونده در نظام نوآوری خواهد شد.

از منظر مدیریت ریسک، سیاست‌گذاری نوآوری بدون نگاه چرخه‌ای، عملاً به انتقال ریسک از مرحله‌ای به مرحله دیگر می‌انجامد، بی‌آنکه ریشه‌های ساختاری آن شناسایی یا مهار شوند. تمرکز زودهنگام بر تجاری‌سازی، حمایت‌های دیرهنگام از تحقیق و توسعه، یا تقلید سیاستی بدون درک زمینه‌ی نهادی، همگی مصادیقی از تصمیم‌هایی هستند که ریسک فناورانه، نهادی و سرمایه‌گذاری را به‌صورت پنهان تشدید می‌کنند. چنین رویکردی نه‌تنها یادگیری سیستمی را مختل می‌سازد، بلکه مسیرهای ناپایدار توسعه را تثبیت کرده و امکان اصلاح تدریجی سیاست‌ها را نیز کاهش می‌دهد.

در نهایت، این مطالعه استدلال می‌کند که سیاست‌گذاری مؤثر نوآوری، مستلزم پذیرش صریح عدم‌قطعیت، شناسایی آگاهانه ریسک‌ها و هم‌راستاسازی مداخلات با منطق بلوغ نوآوری است. نوآوری زمانی به مزیت پایدار تبدیل می‌شود که سیاست‌گذار، به‌جای واکنش‌های شتاب‌زده و نمادین، به معماری بلندمدت چرخه‌ی نوآوری متعهد باشد. از این منظر، سیاست‌گذاری نوآوری بدون درک چرخه کامل بلوغ، نه‌تنها ناکارآمد است، بلکه به‌طور ساختاری بازتولید کننده‌ی شکست است.

لذا، چرخه‌ی کامل نوآوری زمانی محقق می‌شود که TRL، MRL و SRL به‌صورت هم‌زمان و هماهنگ توسعه یافته و به ریسک‌های کمین کرده در مسیر توسعه عنایت ویژه بشود. بلوغ فناوری، بلوغ ساخت و بلوغ زنجیره‌ی تأمین، ابزارهای مکملی هستند که امکان شناسایی شکاف‌ها، مدیریت ریسک‌ها و تصمیم‌گیری آگاهانه را در طول مسیر نوآوری فراهم می‌کنند. در غیاب این نگاه یکپارچه، نوآوری یا در سطح فناوری متوقف می‌شود، یا در مرحله‌ی تولید از نفس می‌افتد، و یا در مواجهه با ناپایداری‌های محیطی دوام نمی‌آورد. از این منظر، نوآوری نه یک دستاورد مقطعی، بلکه نتیجه‌ی بلوغ هم‌زمان یک سامانه‌ی پیچیده و چندلایه است.

  1. مراجع
  2. Mankins, J. C. (1995). Technology readiness levels: A white paper. NASA Office of Space Access and Technology.

U.S. Department of Defense. (2011). Manufacturing readiness level (MRL) deskbook (Version 2.0)

[i] Total Cost of Ownership

[ii] Scalability Analysis

توانایی یک سامانه، محصول، فرآیند یا سازمان که با افزایش حجم یا اندازه بدون کاهش عملکرد یا افزایش نامتناسب هزینه، بتواند رشد کند.

شکل 5. چرخه‌ی عمر فناوری

در مراحل اولیه‌ی چرخه‌ی عمر، که فناوری در فاز ظهور یا طفولیت قرار دارد، ریسک غالب از جنس عدم قطعیت فناورانه است و هم‌ترازی با سطوح پایین TRL امری طبیعی محسوب می‌شود. با ورود به فاز رشد، انتظار می‌رود که بلوغ فناورانه تثبیت شده و تمرکز به سمت صنعتی‌سازی و افزایش ظرفیت تولید معطوف گردد. در این مرحله، نقش MRL برجسته می‌شود. در نهایت، در فاز بلوغ چرخه‌ی عمر، پایداری تولید، تاب‌آوری زنجیره‌ی تأمین و توان رقابت بلندمدت تعیین‌کننده هستند و بدون دستیابی به سطوح بالای SRL، فناوری در معرض افول زودهنگام قرار می‌گیرد.

از این منظر، چرخه‌ی عمر فناوری و سطوح بلوغ نوآوری نه رقیب، بلکه مکمل یکدیگرند. چرخه‌ی عمر، مسیر حرکت فناوری را توصیف می‌کند و سطوح بلوغ، قابلیت پیمایش این مسیر را می‌سنجند. عدم هم‌زمانی این دو رویکرد می‌تواند منجر به شتاب‌زدگی در تجاری‌سازی، توقف در صنعتی‌سازی یا افول پیش‌رس فناوری شود.

۶. یکپارچگی سطوح بلوغ و نقشه‌ی ریسک چرخه‌ی کامل نوآوری

نوآوری، برخلاف برداشت‌های ساده‌انگارانه، یک رویداد یا نقطه‌ی عطف منفرد نیست، بلکه فرآیندی چندمرحله‌ای، غیرخطی و ذاتاً پُرریسک است که از ایده‌پردازی اولیه آغاز شده و تا تثبیت پایدار در بازار و محیط عملیاتی ادامه می‌یابد.

نوآوری، برخلاف برداشت‌های ساده‌انگارانه، یک رویداد یا نقطه‌ی عطف منفرد نیست، بلکه فرآیندی چندمرحله‌ای، غیرخطی و ذاتاً پُرریسک است که از ایده‌پردازی اولیه آغاز شده و تا تثبیت پایدار در بازار و محیط عملیاتی ادامه می‌یابد.

تجربه‌های گسترده در پروژه‌های فناورانه نشان می‌دهد که شکست نوآوری، اغلب نه در مرحله‌ی ابداع یا توسعه‌ی علمی، بلکه در مراحل گذار میان فناوری، تولید و بهره‌برداری رخ می‌دهد. از همین‌رو، رویکردهای مدرن مدیریت نوآوری، به‌جای تمرکز صِرف بر «خروجی فناورانه»، بر ارزیابی تدریجی میزان آمادگی سامانه‌ی نوآوری تأکید دارند.

در این چارچوب، سطوح بلوغ فناوری (TRL)، سطوح بلوغ ساخت (MRL) و سطوح بلوغ زنجیره‌ی تأمین (SRL) به‌عنوان سه شاخص مکمل مطرح می‌شوند که هر یک بُعدی متفاوت از آمادگی نوآوری را می‌سنجند. این سه شاخص، نه به‌صورت مستقل، بلکه به‌عنوان اجزای یک سامانه‌ی به‌هم‌پیوسته معنا پیدا می‌کنند و مجموع آن‌ها «چرخه‌ی کامل نوآوری» را شکل می‌دهد.

TRL بر بلوغ دانش فنی و عملکرد فناوری تمرکز دارد و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا فناوری از نظر علمی و مهندسی کار می‌کند یا خیر. این شاخص، عدم قطعیت‌های فناورانه را به‌صورت مرحله‌ای کاهش می‌دهد و ابزار تصمیم‌سازی در خصوص ادامه یا توقف توسعه‌ی فنی فراهم می‌آورد. با این حال، TRL ذاتاً درون‌نگر است و عمدتاً در محیط‌های کنترل‌شده آزمایشگاهی یا پایلوت تعریف می‌شود. از این‌رو، حتی دستیابی به سطوح بالای TRL تضمینی برای موفقیت صنعتی نیست.

MRL به‌عنوان پاسخ به این محدودیت، بُعد ساخت و تولید را وارد چرخه‌ی ارزیابی می‌کند. این شاخص مشخص می‌سازد که آیا فناوریِ کارا، قابلیت تبدیل شدن به محصولی قابل تولید، تکرارپذیر و اقتصادی را دارد یا خیر. MRL فاصله میان توسعه‌ی فناورانه و صنعتی‌سازی را پوشش می‌دهد و ریسک‌های فرآیندی، کیفی و هزینه‌ای را آشکار می‌سازد. بسیاری از پروژه‌ها دقیقاً در این نقطه متوقف می‌شوند؛ جایی که فناوری از نظر فنی موفق است، اما تولید آن ناپایدار یا غیراقتصادی است.

با وجود این، حتی هم‌زمانی سطوح بالای TRL و MRL نیز پایان مسیر نوآوری محسوب نمی‌شود. تجربه‌های اخیر جهانی نشان داده‌اند که تولید پایدار بدون زنجیره‌ی تأمین  بالغ و تاب‌آور، به‌شدت آسیب‌پذیر است. اینجاست که SRL به‌عنوان حلقه‌ی نهایی چرخه‌ی نوآوری وارد می‌شود. SRL میزان آمادگی، پایداری و تاب‌آوری شبکه‌ی تأمین را ارزیابی می‌کند و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا سامانه‌ی تأمین قادر است در شرایط واقعی، ناپایدار و متغیر محیطی، تولید مستمر را پشتیبانی کند یا خیر.

از منظر سیستمی، TRL، MRL و SRL سه‌ی لایه متفاوت اما وابسته از یک فرآیند واحد هستند. TRL بدون MRL به «دانش بلااستفاده» منجر می‌شود، MRL بدون SRL به «تولید با شرایط شکننده» ختم می‌گردد و SRL بدون دو شاخص دیگر اساساً معنا ندارد. تنها هم‌ترازی و هم‌زمانی این سه شاخص است که نوآوری را از یک دستاورد فناورانه کوتاه‌عمر، به یک ارزش پایدار اقتصادی و صنعتی تبدیل می‌کند.

۱-۶- نقشه‌ی ریسک چرخه‌ی کامل نوآوری

بر اساس این سه‌گانه، می‌توان ریسک‌های نوآوری را به‌صورت مرحله‌ای و ساختاری تحلیل کرد. در مراحل اولیه‌ی چرخه‌ی نوآوری، ریسک غالب از جنس ریسک فناورانه است. عدم قطعیت در عملکرد، مقیاس‌پذیری علمی و صحت مفروضات مهندسی، تصمیم‌گیری را دشوار می‌سازد. TRL ابزار اصلی مدیریت این ریسک است و با افزایش سطح بلوغ، دامنه‌ی عدم قطعیت کاهش می‌یابد.

با فرض اینکه این سه شاخص در امتداد هم شکل می‌گیرند و هرچند در عمل اینگونه نیست، با عبور از این مرحله، ریسک فناورانه به‌تدریج جای خود را به ریسک ساخت و تولید می‌دهد. در این نقطه، چالش‌هایی نظیر ناپایداری فرآیند، تغییرپذیری کیفیت، هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده و محدودیت‌های تجهیزات آشکار می‌شوند. MRL امکان شناسایی و مدیریت این ریسک‌ها را فراهم می‌کند و مانع از ورود شتاب‌زده به سرمایه‌گذاری‌های سنگین صنعتی می‌شود.

در مراحل پیشرفته‌تر چرخه، حتی با تثبیت تولید، ریسک غالب به ریسک زنجیره‌ی تأمین  و محیط بیرونی منتقل می‌شود. وابستگی به منابع محدود، اختلالات لجستیکی، نوسانات بازار و شوک‌های محیطی می‌توانند تولید پایدار را مختل کنند. SRL در این مرحله نقش حیاتی ایفا می‌کند و میزان تاب‌آوری سامانه‌ی نوآوری را مشخص می‌سازد.

نکته‌ی کلیدی آن است که این ریسک‌ها به‌صورت خطی حذف نمی‌شوند، بلکه هم‌پوشانی دارند. افزایش TRL بدون توجه به MRL می‌تواند ریسک تولید را تشدید کند و دستیابی به MRL بالا بدون توجه به SRL، ریسک‌های بیرونی را به‌صورت نهفته انباشته می‌سازد. از این‌رو، مدیریت نوآوری نیازمند نگاهی یکپارچه به کل چرخه و تعامل پویای این سه شاخص است.

۷. جمع‌بندی نهایی

یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که نوآوری، برخلاف برداشت‌های رایج، نه یک مداخله‌ی کوتاه‌مدت و نه حاصل یک تصمیم سیاستی منفرد است، بلکه فرآیندی چندمرحله‌ای، وابسته به زمان، و درهم ‌تنیده با ساختارهای نهادی، ظرفیت‌های فناورانه و سازوکارهای یادگیری است. تحلیل چرخه بلوغ نوآوری آشکار می‌سازد که موفقیت یا شکست سیاست‌ها، بیش از آنکه به «شدتِ مداخله» وابسته باشد، به «تناسبِ مداخله با مرحله‌ی بلوغ» بستگی دارد. غفلت از این تناسب، حاصل کار منجر به اتلاف منابع، شکل‌گیری انتظارات نادرست و انباشت ناکامی‌های تکرارشونده در نظام نوآوری خواهد شد.

از منظر مدیریت ریسک، سیاست‌گذاری نوآوری بدون نگاه چرخه‌ای، عملاً به انتقال ریسک از مرحله‌ای به مرحله دیگر می‌انجامد، بی‌آنکه ریشه‌های ساختاری آن شناسایی یا مهار شوند. تمرکز زودهنگام بر تجاری‌سازی، حمایت‌های دیرهنگام از تحقیق و توسعه، یا تقلید سیاستی بدون درک زمینه‌ی نهادی، همگی مصادیقی از تصمیم‌هایی هستند که ریسک فناورانه، نهادی و سرمایه‌گذاری را به‌صورت پنهان تشدید می‌کنند. چنین رویکردی نه‌تنها یادگیری سیستمی را مختل می‌سازد، بلکه مسیرهای ناپایدار توسعه را تثبیت کرده و امکان اصلاح تدریجی سیاست‌ها را نیز کاهش می‌دهد.

در نهایت، این مطالعه استدلال می‌کند که سیاست‌گذاری مؤثر نوآوری، مستلزم پذیرش صریح عدم‌قطعیت، شناسایی آگاهانه ریسک‌ها و هم‌راستاسازی مداخلات با منطق بلوغ نوآوری است. نوآوری زمانی به مزیت پایدار تبدیل می‌شود که سیاست‌گذار، به‌جای واکنش‌های شتاب‌زده و نمادین، به معماری بلندمدت چرخه‌ی نوآوری متعهد باشد. از این منظر، سیاست‌گذاری نوآوری بدون درک چرخه کامل بلوغ، نه‌تنها ناکارآمد است، بلکه به‌طور ساختاری بازتولید کننده‌ی شکست است.

لذا، چرخه‌ی کامل نوآوری زمانی محقق می‌شود که TRL، MRL و SRL به‌صورت هم‌زمان و هماهنگ توسعه یافته و به ریسک‌های کمین کرده در مسیر توسعه عنایت ویژه بشود. بلوغ فناوری، بلوغ ساخت و بلوغ زنجیره‌ی تأمین، ابزارهای مکملی هستند که امکان شناسایی شکاف‌ها، مدیریت ریسک‌ها و تصمیم‌گیری آگاهانه را در طول مسیر نوآوری فراهم می‌کنند. در غیاب این نگاه یکپارچه، نوآوری یا در سطح فناوری متوقف می‌شود، یا در مرحله‌ی تولید از نفس می‌افتد، و یا در مواجهه با ناپایداری‌های محیطی دوام نمی‌آورد. از این منظر، نوآوری نه یک دستاورد مقطعی، بلکه نتیجه‌ی بلوغ هم‌زمان یک سامانه‌ی پیچیده و چندلایه است.

۸. مراجع

  1. Mankins, J. C. (1995). Technology readiness levels: A white paper. NASA Office of Space Access and Technology.
  2.  U.S. Department of Defense. (2011). Manufacturing readiness level (MRL) deskbook (Version 2.0)
    Office of the Under Secretary of Defense for Acquisition, Technology and Logistics
  3. Markham, S. K. (2002). Moving technologies from lab to market. Research-Technology Management, 45(6), 31–42

 

[i] Total Cost of Ownership
[ii] Scalability Analysis
توانایی یک سامانه، محصول، فرآیند یا سازمان که با افزایش حجم یا اندازه بدون کاهش عملکرد یا افزایش نامتناسب هزینه، بتواند رشد کند.

0
0
کپی شد

مطالب مرتبط

معرفی محصولات

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *