تحلیلی پیرامون پیوند فناوری، زیست‌اقتصاد و امنیت غذایی

دنیای اتوماسیون در صنعت دامپروری شیری

قسمت سوم: هوش ماشینی در خدمت تغذیه و فیزیولوژی دام

از فیدرمیکسرهای اولیه تا فیدرهای خودکششی و الگوریتم‌های تغذیه‌ی هوشمند


تغذیه، به‌عنوان مهم‌ترین و پرهزینه‌ترین عامل در تولید شیر، همواره در کانون توجه دامداران بوده است و با صنعتی‌تر شدن دامپروری و افزایش چشمگیر جمعیت گله‌ها، همچنین پیچیده‌تر شدن فرمول‌های جیره‌نویسی مبتنی بر نیازهای دقیق هر گروه از دام‌ها، نیاز به اتوماسیون در این بخش به یک ضرورت انکارناپذیر بدل شده است. در بخش سوم از این مجموعه مقالات، تحلیلی خواهیم داشت پیرامون تحولات فناوری‌های تغذیه، مدیریت خوراک، حسگرهای وزن و دما و نرم‌افزارهای بهینه‌سازی جیره

 

1. اتوماسیون تغذیه؛ از فیدرمیکسرها تا فیدرهای هوشمند

تغذیه، به‌عنوان مهم‌ترین و پرهزینه‌ترین عامل در تولید شیر، همواره در کانون توجه دامداران بوده است. در سامانه‌های سنتی، توزیع خوراک اغلب به صورت دستی یا با استفاده از تراکتورها و دستگاه‌های ساده انجام می‌گرفت. اما با صنعتی‌تر شدن دامپروری و افزایش چشمگیر جمعیت گله‌ها، همچنین پیچیده‌تر شدن فرمول‌های جیره‌نویسی مبتنی بر نیازهای دقیق هر گروه از دام‌ها، نیاز به اتوماسیون در این بخش به یک ضرورت انکارناپذیر بدل شد. در این مسیر، فیدرمیکسرها[i] نخستین گام بلند در راستای مکانیزاسیون فرآیند تغذیه بودند که امکان مخلوط‌‌سازی یکنواخت و دقیق اجزای مختلف جیره‌ی کامل (TMR)  را فراهم آوردند و از جداسازی اقلام خوراکی جلوگیری کردند. در ادامه، فیدرهای کششی و ثابت توسعه یافتند که مسئولیت پخش جیره آماده شده را در طول آخورها به عهده گرفتند. اوج این تحول را می‌توان در فیدرمیکسرهای خودکششی هوشمند مشاهده کرد که نمونه‌ای درخشان از تلفیق مکانیک، الکترونیک و فناوری اطلاعات در مزرعه هستند. این دستگاه‌های پیشرفته با بهره‌گیری از سامانه‌ی موقعیت‌یاب جهانی (GPS)، حسگرهای وزن فوق‌العاده دقیق و اتصال پیوسته به نرم‌افزارهای مدیریت جیره، قادرند خوراک هر گروه از گاوها را بر اساس دستورالعمل‌های از پیش تعریف شده، با حداقل خطا، آماده و در محل تعیین شده توزیع کنند. در برخی از پیشرفته‌ترین مزارع جهان، حتی مفهوم اتوماسیون تغذیه‌ی فردی نیز محقق شده است؛ جایی که هر گاو با استفاده از شناسه‌ی RFID منحصر به فرد خود، در ایستگاه‌های تغذیه‌ی خاص، جیره‌ای کاملاً سفارشی‌شده و متناسب با وضعیت تولید، مرحله شیرواری و شرایط باروری خود دریافت می‌کند. نتیجه‌ی نهایی این تحولات، کاهش چشمگیر تلفات خوراک، افزایش دقت در تأمین نیازهای غذایی، بهبود ضریب تبدیل غذایی و در نهایت، افزایش سودآوری واحد دامپروری بوده است.

 

۲. اتوماسیون شیردوشی؛ قلب تپنده‌ی فناوری‌های دامپروری

بدون شک، شیردوشی مهم‌ترین و حساس‌ترین بخش در مدیریت گله‌ی شیری محسوب می‌شود که بیشترین حجم سرمایه‌گذاری در حوزه‌ی اتوماسیون نیز به آن اختصاص یافته است. در این عرصه، شاهد تکامل پیوسته فناوری‌ها بوده‌ایم. سامانه‌های پارالل و هرینگ‌بون را می‌توان نمونه‌های پایه‌ای و بسیار رایج سالن‌های دوشش مکانیزه دانست که با استفاده از پمپ‌های خلاء قدرتمند و پانل‌های دیجیتال کنترل، کارایی قابل قبولی را ارائه می‌دهند. در گام بعد، روتاری‌های هوشمند قرار دارند که با استفاده از یک سکوی گردان، امکان دوشش صدها گاو در ساعت را فراهم می‌کنند. نمونه‌های مدرن این سامانه‌ها حتی قادرند با سنجش سرعت جریان شیر هر گاو به صورت مجزا، سرعت گردش سکوی دوشش را به طور هوشمندانه‌ای تنظیم کنند تا از یک سو، زمان کلی شیردوشی بهینه شود و از سوی دیگر، به دام‌های کنددوش فشار وارد نیاید. اما اوج شکوه اتوماسیون در این حوزه را می‌توان در ربات‌های شیردوش کاملاً خودکار[ii] (AMS) مشاهده کرد. در این سامانه‌ها، گاوها به طور داوطلبانه و در طول ۲۴ ساعت شبانه‌روز به کابین شیردوشی مراجعه می‌کنند. سپس ربات با استفاده از یک بازوی رباتیک و به کمک بینایی رایانه‌ای و حسگرهای لیزری، موقعیت دقیق پستان‌ها را شناسایی کرده، لاینرها را به نرمی و دقت متصل می‌کند. در حین دوشش، داده‌های مفصلی از هر گاو شامل حجم شیر تولیدی هر پستان، رسانایی الکتریکی شیر (به عنوان شاخص سلامت پستان)، دمای شیر و همچنین الگوی سرعت جریان شیر ثبت و ذخیره می‌شود. تکمیل کننده‌ی این سامانه‌ها، میلکومترهای فرادقیق هستند که در خط انتقال شیر نصب شده و علاوه بر اندازه‌گیری حجم، قادرند شاخص‌های کیفی مهمی مانند درصد چربی، پروتئین، لاکتوز و شمار سلول‌های بدنی[iii] (SCC) را نیز به صورت لحظه‌ای اندازه‌گیری کرده و به نرم‌افزار مرکزی گزارش دهند. دستاورد کلی این فناوری‌ها، افزایش خیره‌کننده‌ی بهره‌وری نیروی کار، کاهش فشار فیزیکی و روانی بر پرسنل، بهبود سلامت پستان و کاهش بروز ورم پستان، و مهم‌تر از همه، امکان مدیریت کاملاً داده‌محور گله براساس اطلاعات عینی و دقیق است.

 

۳.  سامانه‌های برودت و مدیریت کیفیت شیر

کیفیت شیر خام، بلافاصله پس از دوشش و در اولین دقایق، دستخوش تغییرات می‌شود؛ بنابراین خنک‌سازی سریع و مناسب آن نقشی حیاتی در حفظ کیفیت و ماندگاری آن ایفا می‌کند. در این مسیر، شیرسردکن‌های انبساطی[iv] اولین گام در راستای مکانیزه کردن فرآیند سردسازی بودند. با افزایش حجم تولید و نیاز به کارایی بالاتر، سامانه‌های پیشرفته‌تر مانند آیس‌بانک و چیلر توسعه یافتند که امکان سردسازی سریع‌تر و یکنواخت‌تر شیر را حتی در ساعات پیک مصرف برق فراهم می‌کنند و از فساد میکروبی جلوگیری می‌نمایند. در کنار سردسازی، پایش دیجیتال و لحظه‌ای پارامترهای کیفی نیز حائز اهمیت است. حسگرهای پیشرفته‌ای در خطوط انتقال شیر نصب می‌شوند که به طور مستمر دما، رسانایی الکتریکی و دیگر شاخص‌های مرتبط با سلامت شیر را رصد می‌کنند. در سامانه‌های یکپارچه مدرن، این داده‌های کیفی به همراه حجم شیر تولیدی هر گاو، مستقیماً و به صورت بی‌دریغ به نرم‌افزار مدیریت مرکزی منتقل می‌شوند. توسعه این زیرساخت‌های پیشرفته، نه تنها برای بازار داخلی، بلکه برای حضور موفق در بازارهای صادراتی و رقابت با استانداردهای سختگیرانه بین‌المللی لبنیات کاملاً ضروری و حیاتی است.

 

۴. تهویه‌ی هوشمند و مدیریت تنش گرمایی

تنش گرمایی به عنوان یکی از مخرب‌ترین عوامل تهدیدکننده‌ی تولید و سلامت گله‌های شیری، به ویژه در نژادهای پرتولیدی مانند هلشتاین شناخته می‌شود. سامانه‌های تهویه‌ی خودکار، پاسخ فناوری به این چالش بزرگ هستند. در ابتدا، فن‌های خودکار بر اساس دمای محیط یا شاخص دما-رطوبت (THI) روشن و خاموش می‌شدند. در گام بعد، سامانه‌های مه‌پاش و کولینگ‌پد به این مجموعه افزوده شدند که با هماهنگی کامل با سامانه دیجیتال مرکزی، مصرف آب را بهینه کرده و رطوبت نسبی را کنترل می‌کنند. اما رویکرد کاملاً نوین در این حوزه، اتصال مستقیم سامانه‌ی تهویه به داده‌های بیومتریک گاوها است. در این مدل، داده‌های فیزیولوژیک واقعی گاوها مانند افزایش دمای داخلی بدن، افزایش نرخ تنفس یا کاهش زمان درازکشیدن که توسط حسگرهای پوشیدنی ثبت می‌شوند، به عنوان ورودی اصلی سامانه تهویه عمل می‌کنند. در نتیجه، شدت و مدت عملکرد سامانه خنک‌کننده نه بر اساس شرایط محیطی کلی، بلکه بر اساس واکنش واقعی خود دام‌ها تنظیم می‌شود. این همگرایی عمیق فناوری‌ها، منجر به کاهش قابل توجه تلفات و افت تولید ناشی از گرما، حفظ نرخ باروری در ماه‌های گرم سال و در نهایت، پایداری تولید شیر در تمامی فصول می‌شود.

 

۵. پایش رفتار فیزیکی گاو با حسگرهای پوشیدنی

شاید بتوان یکی از انقلابی‌ترین دستاوردهای اتوماسیون در دهه‌ی اخیر را، استفاده‌ی گسترده از حسگرهای پوشیدنی دانست. این ابزارهای کوچک و کم‌مصرف که به شکل گردنبند، گوشواره، قلاده یا حتی بولوس شکمی (حسگر بلعیدنی) طراحی شده‌اند، چهار حوزه‌ی کلیدی از رفتار دام را به طور مداوم رصد و ثبت می‌کنند:

  • الگوی استراحت و خواب: مدت و کیفیت استراحت، شاخصی بسیار مهم برای ارزیابی رفاه عمومی دام و همچنین تشخیص زودهنگام بیماری‌ها یا ناراحتی‌های فیزیکی است.
  • فعالیت، تغذیه و نشخوار: کاهش غیرعادی در مدت زمان نشخوار، می‌تواند یکی از اولین نشانه‌های هشداردهنده برای بروز بیماری‌های گوارشی مانند اسیدوز یا جابه‌جایی شیردان باشد.
  • شناسایی فحلی و مدیریت تولیدمثل: این حسگرها با رصد افزایش فعالیت حرکتی گاو، الگوی ایستادن برای سوار شدن دیگر گاوها و تغییرات در رفتار، قادرند زمان دقیق فحلی را حتی در موارد «فحلی خاموش» که علائم ظاهری کمتری دارند با دقتی بسیار بالاتر از مشاهده چشمی شناسایی کنند و نرخ باروری گله را به شکل چشمگیری بهبود بخشند.
  • پایش رفتارهای ناشی از استرس گرمایی: افزایش بی‌قراری، کاهش زمان درازکشیدن و کاهش فعالیت نشخوار می‌تواند به عنوان هشدار اولیه برای شروع استرس گرمایی عمل کند.

 

این داده‌های غنی رفتاری، هنگامی که با الگوریتم‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین تلفیق می‌شوند، به دامدار این توانایی را می‌دهند تا تصمیم‌های مدیریتی دقیق، پیش‌دستانه و مبتنی بر شواهد را اتخاذ کند

 

[i] Feed Mixers
[ii] Automatic Milking System
[iii] Somatic Cell Count
[iv] Bulk Tanks

1
0
کپی شد

مطالب مرتبط

معرفی محصولات

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *