با ظهور هوش مصنوعی، بازتعریف ارزشها وارد مرحلهای جدید شده است؛ الگوریتمها، حتی با دقت و توان محاسباتی بالا، نمیتوانند ارزشهای انسانی و اخلاقی را در تصمیمگیری لحاظ کنند. تکیهی صرف بر الگوریتمها، میتواند به بازتولید نابرابریها منجر شود و
داییجان ناپلئون نه صرفاً شخصیتی طنزآمیز، بلکه استعارهای از روح بیمار تاریخی ماست. او در ذهن هر ایرانی نشسته است، پشت میز بانک، پشت کانتر فروش، یا پشت میز وزارتخانه. هرکجا که تصمیم اقتصادی گرفته میشود، سایهی شک و بدگمانی
در جهان معاصر، زمان دیگر به ریتم زیست انسانی پاسخ نمیدهد. شتاب، نه از جنس حرکت طبیعی بلکه از جنس محاسبه است؛ لحظهها دیگر واحد تجربه نیستند، بلکه تبدیل به واحد داده شدهاند. هر ثانیه به میلیونها کنش خُرد تقسیم
در عصری که هوش مصنوعی به هر گوشهی زندگی انسانی رخنه کرده است، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک ابزار پیشرفته نامید. حضور فعال هوش مصنوعی، آن را از یک ابزار صرف به یک «دیگریِ فناورانه» تبدیل میکند؛ موجودیتی که
زنان در قلب تحولات اتوماسیون صنعتی حضور داشتهاند. آنان بنیانگذاران برنامهنویسی، نظریههای کنترلی و طراحی تراشهها بودهاند و اکنون در قرن بیستویکم، زنان نهتنها پژوهشگر بلکه مدیران پروژههای کلان اتوماسیون در سطح جهانی هستند. این مقاله با نگاهی تاریخی و
در جغرافیایی که قانون باید داور منصف رقابت باشد اما به ابزار تخصیص امتیاز بدل میشود، «موفقیت» و «تحرک اجتماعی» نه از مسیر نوآوری که از کانال نزدیکی به قدرت میگذرد. در جغرافیایی که قانون باید داور منصف رقابت باشد
مجموعهی تاسیان که با توجه به زمان داستان خود مورد توجه قرار گرفته، تمام شد ولی داستان سوختن امیدهایی که در ایران بود و هنوز هم هست، ادامه دارد. مجموعهی تاسیان که با توجه به زمان داستان خود مورد توجه
این نوشتار ضمن اشارهی کوتاهی به آنچه طی دو دههی اخیر بر دریاچه ارومیه گذشت به تشریح برخی دلایل ناکامی احیای این دریاچه میپردازد. در شرایطی که میهن عزیزتر از جانمان «ایران» با تهدیدات جدی در حوزهی محیطزیست، آب و
سلامتی تاجی است بر سر انسانها که فقط بیماران آن را میبینند، و اتوماسیون، تاجی است بر سر صنایع که فقط پس از فاجعه، ارزشش درک میشود. چرا اتوماسیون در ایران مهجور مانده؟ شاید چون دیده نمیشود. در این نوشتار
صنعت نفت و گاز، فراتر از اعداد و ارقام و پیشرفتهای فنی صرف ، پیوندی ناگسستنی با زندگی روزمرهی مردم، بافت اجتماعی و سرنوشت محیط زیست دارد. از این رو ضمن توجه به نقش اقتصادی این نمایشگاه، ضروری است این
نگاه نسل z به شغل تعادل بین کار و زندگی، مهمتر از حقوق دریافتی مؤلفههایی که یک شغل را برای کارمندان و شاغلین جذاب میکنند از زمان بیماری کرونا تغییرات زیادی داشته است. از این زمان به بعد تعادل بین
اولین موج هوش مصنوعی از میانهی قرن بیستم آغاز شد. این موج، دورهی محدود و ضریب نفوذ بسیار کمی داشت. دومین موج هوش مصنوعی با توسعهی انواع شبکههای عصبی در دههی هشتاد میلادی آغاز و با تأثیرگذاری بیشتر ولی مجدداً
با عضویت در خبرنامه ما، هیچیک از مقالات و اخبار مهم را از دست نخواهید داد. جدیدترین تحقیقات، نوآوریها بهصورت منظم برای شما ارسال میشود.
فیلد های "*" اجباری هستند