ترجمه از علیرضا قره خانلو
در گسترهی پهناور سرزمین ایران، جایی که منابع عظیم نفت و گاز چون شریانهای حیاتی در دل خاک جریان دارند، صنعت نفت و گاز تنها یک حوزهی صنعتی نیست؛ بلکه نمایندهی اقتدار ملی، امنیت اقتصادی و آیندهنگری راهبردی این سرزمین است. در چنین بستری، راهبری و مدیریت نهتنها یک توانمندی سازمانی، بلکه ضرورتی حیاتی برای پایداری، نوآوری و تابآوری در برابر تحولات و تحرکات جهانی است.
در سالهای اخیر، بسیاری از نگاهها معطوف به مدیران ارشد و تصمیمسازان کلان بوده است؛ در حالی که نقشآفرینان واقعی در خط مقدم اجرا و پیادهسازی استراتژیها، همان مدیران میانیاند که نه در بالاترین سطح قدرتاند و نه در پایینترین سطح عملیات. آنان در «میانه» قرار دارند؛ جایی که فشار از بالا و انتظار از پایین، هر دو بر دوش آنها سنگینی میکند.
مدیر میانی در صنعت نفت و گاز ایران، تنها یک مجری نیست؛ بلکه حلقهی حیاتی اتصال و پل پیوند میان اندیشه و اقدام، بین استراتژی و عمل، و بین سیاست و نتیجه است. این مدیران با واقعیتهای عملیات روزمره، پیچیدگیهای فنی، محدودیتهای منابع، فشارهای محیطی، و گاه ناپایداری تصمیمات کلان، درگیر هستند و در عین حال باید افقهای بلندمدت و اهداف سازمانی را نیز در ذهن داشته باشند و دنبال نمایند.
هدف من از برگردان این کتاب، نه صرفاً آموزش فنون مدیریت و راهبری از میانه، بلکه گشودن فضایی برای تأمل است:
چگونه میتوان در میانه ماند، اما گرفتار روزمرگی نشد؟
چگونه میتوان حلقهای مؤثر بود میان سیاستگذاری و اجرا، بدون آنکه هویت حرفهای خود را فراموش کرد؟
و چگونه میتوان در دل ساختارهای گاه فرساینده، همچنان الهامبخش، اثربخش و پیوسته پایدار ماند؟
امید دارم ترجمهی این کتاب بتواند بهانهای باشد – هرچند ابتدایی – برای پاسخجویی این پرسشها. نه برای آنکه نسخهای قطعی ارائه دهد، بلکه برای آنکه گفتوگویی آغاز کند و به تدریج و با تکرار بهبودیابنده و گسترشپذیر به گفتمان روز بدل گردد. گفتمانی میان مدیران و راهبران میانی که گاه در سکوت و خلوت خود، بزرگترین بار سازمان را به دوش میکشند .
این کتاب به همت انتشارات قدیس در بهار 1405 منتشر شده.