یادداشتی پیرامون نمایشگاه‌های بین‌المللی !!! در ایران

اقیانوسی به عمق یک وجب که کوسه هم دارد

در کشوری که هر هفته یک «نمایشگاه بین‌المللی» برگزار می‌شود و هر بار هیچ‌کس از بیرون مرزها در آن دیده نمی‌شود، می‌توان گفت ما به مرحله‌ای از خودکفایی رسیده‌ایم که حتی در غیاب جهان، جهان را شبیه‌سازی می‌کنیم. این نمایشگاه‌ها، اقیانوسی‌اند به عمق یک وجب؛ اما در همان عمق اندک نیز کوسه‌هایی شنا می‌کنند. کوسه‌هایی که از هر غرفه، بوی بودجه و قرارداد می‌شنوند، دندان تیز می‌کنند.

 

در کشوری که هر هفته یک «نمایشگاه بین‌المللی» برگزار می‌شود و هر بار هیچ‌کس از بیرون مرزها در آن دیده نمی‌شود، می‌توان گفت ما به مرحله‌ای از خودکفایی رسیده‌ایم که حتی در غیاب جهان، جهان را شبیه‌سازی می‌کنیم. نمایشگاه، این آیینه‌ی تمام‌نمای صنعت و بازرگانی، در اینجا به محفلی بدل شده که در آن نه کالا به فروش می‌رسد، نه فناوری مبادله می‌شود، بلکه صرفاً کارت ویزیت رد و بدل می‌گردد و لبخندهایی رسمی، پشت میزهایی براق، در هوایی آکنده از قهوه‌ی فوری و شعار.

راهروهای طویل و چراغ‌های مهتابیِ خسته، غرفه‌هایی را روشن می‌کنند که در هر کدام، چند صندلی، چند بروشور و چند جوان با کت و شلوار تیره در انتظار کسی‌اند که هرگز نخواهد آمد. گویی صحنه‌ای از تئاتر تکرار است: بازیگرها آماده، نمایش‌نامه همان، تماشاگر غایب. در عوض، همکاران و دوستان قدیمی یکدیگر را می‌بینند، احوال می‌پرسند، عکس یادگاری می‌گیرند و در نهایت با حس موفقیتی کاذب از «حضور مؤثر» سخن می‌گویند.

در این میان، نمایشگاه چهره‌ای دیگر هم دارد؛ نوعی فشن‌شوی کاریکاتوری که در آن کت‌ها دو شماره بزرگ‌تر، کفش‌های خاک آلود با راه رفتن طولانی، و کروات‌های شل تا بالای ناف همچون معمایی ناگشوده بر گردن برخی از آقایان آویزان‌اند.

در این میان، نمایشگاه چهره‌ای دیگر هم دارد؛ نوعی فشن‌شوی کاریکاتوری که در آن کت‌ها دو شماره بزرگ‌تر، کفش‌های خاک آلود با راه رفتن طولانی، و کروات‌های شل تا بالای ناف همچون معمایی ناگشوده بر گردن برخی از آقایان آویزان‌اند.

هرکس در تلاش است تا در ظاهرِ حرفه‌ای خود، تصویری از جهان مدرن بیافریند؛ جهانی که شاید تنها در کاتالوگ‌های رنگی و شبکه‌های اجتماعی دیده‌اند. بخش نسوان نیز صحنه‌ای جداگانه است: نمایش آرامِ جست‌وجوی نگاه، امید، و شاید افسانه‌ای از «سوار اسب سپید خوشبختی» که قرار است از دل همین سالن‌های پرنور و خسته سر برآورد ! گرچه اسب، مدت‌هاست در پارکینگ واقعیت جا مانده است.

این نمایشگاه‌ها، اقیانوسی‌اند به عمق یک وجب؛ اما در همان عمق اندک نیز کوسه‌هایی شنا می‌کنند. کوسه‌هایی که از هر غرفه، بوی بودجه و قرارداد می‌شنوند، دندان تیز می‌کنند برای پروژه‌ای که هیچ‌گاه به مرحله‌ی اجرا نمی‌رسد، ولی همیشه وعده‌اش داده می‌شود. گفت‌وگوها در ظاهر حرفه‌ای، در باطن اما آغشته به سیاست صغیر روابط و منفعت‌های شخصی‌اند. هر چیز بویی از «بین‌المللی بودن» دارد جز خود بین‌الملل.

گفت‌وگوها در ظاهر حرفه‌ای، در باطن اما آغشته به سیاست صغیر روابط و منفعت‌های شخصی‌اند. هر چیز بویی از «بین‌المللی بودن» دارد جز خود بین‌الملل

در چنین فضایی، نام کشورها بر پلاکاردها می‌درخشد، اما نه از شرکت‌کننده‌ای خارجی خبری هست و نه از زبان دیگری جز فارسی رسمی پرواژه. غرفه‌ی ایتالیا را یکی از شرکت‌های داخلی اداره می‌کند که «نماینده‌ی انحصاری» است، غرفه‌ی چین را واردکننده‌ای که از سال گذشته تنها با عکس کارخانه کار می‌کند، و غرفه‌ی آلمان را بنری بزرگ از یک لوگوی دانلودشده.

اما با همه‌ی این‌ها، نمایشگاه برقرار است. وزیر می‌آید، روبان قیچی می‌شود، خبرنگارها عکس می‌گیرند، و گزارش‌ها با واژگان باشکوه منتشر می‌شوند: «حضور پرشور فعالان صنعت»، «تعامل سازنده با شرکت‌کنندگان»، «نمایش توانمندی‌های داخلی». در پایان هم، همه با لبخند رضایت به خانه می‌روند؛ چرا که در اقیانوسِ کم‌عمق، شنا کردن آسان‌تر است.

در واقع، نمایشگاه‌های ما نه میدان رقابت اقتصادی‌اند و نه ویترین پیشرفت صنعتی، بلکه آیین اجتماعی تازه‌ای شده‌اند؛ جایی برای دید و بازدید، برای گرفتن عکس و تمدید روابط قدیمی.

در واقع، نمایشگاه‌های ما نه میدان رقابت اقتصادی‌اند و نه ویترین پیشرفت صنعتی، بلکه آیین اجتماعی تازه‌ای شده‌اند؛ جایی برای دید و بازدید، برای گرفتن عکس و تمدید روابط قدیمی.

اگر هدف از برگزاری، نمایش باشد، بی‌تردید موفق‌اند: نمایش شکوهی مصنوعی بر صحنه‌ای محدود.

و ما همچنان ایستاده‌ایم بر ساحل این اقیانوس یک‌وجب‌عمق، خیره به افق‌هایی که در بنرها چاپ شده‌اند. کوسه‌ها هنوز می‌چرخند، آب هنوز کم‌عمق است، و ما هنوز به خود می‌گوییم: «نمایش ادامه دارد».

1
0
کپی شد

مطالب مرتبط

معرفی محصولات

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *