چین بر بیش از دو سوم تولید فلزات کمیاب جهان تسلط دارد و این کشور قصد دارد کنترل خود را بر این فلزات و عناصر نادر حفظ نموده و از آن بهعنوان سلاحی در جنگهای تجاری فعلی و آینده بهره ببرد. آمریکاییها نیز در صنعت تولید و فناوری عناصر کمیاب حضور دارند ولی هنوز فاصلهی بسیار زیادی با چین در تولید و فرآوری این مواد راهبردی دارند. آمریکا نیز میتواند با فناوری به جنگ با معدن برود و صادرات تجهیزات و تراشههای پیشرفتهی آمریکایی را به چین محدودتر نموده و سعی کند که در این جنگ، کمتر ببازد.
دونالد ترامپ طبق روال همیشگی خود و بهصورت کاملاً انفجاری، خبر اعمال تعرفهی یکصد درصدی بر روی کالاهای چینی را اعلام کرد و حالا باید ارزیابی کرد که این اتفاق چه تأثیراتی بر روی اقتصاد و تجارت چین و آمریکا خواهد گذاشت.
رئیسجمهور ایالاتمتحده از اعمال تعرفهی ۱۰۰ درصدی بر تقریباً تمام کالاهای وارداتی از چین و از اول ماه نوامبر خبر داده و حالا ترامپ در بیانیهی تهاجمی خود، کنترلهای وارداتی را بر محصولات تولیدی چین، تشدید کرده است.
این تصمیم ترامپ در واکنش به اقدام اخیر چین صورت گرفته شده که طی آن پکن تصمیم گرفت پنج ماده نادر خاکی و کلیدی خود را به فهرست اقلام دارای محدودیت صادراتی اضافه کند.
چین بر بیش از دو سوم تولید فلزات کمیاب جهان تسلط دارد و این کشور قصد دارد کنترل خود را بر این فلزات و عناصر نادر حفظ نموده و از آن بهعنوان سلاحی در جنگهای تجاری فعلی و آینده بهره ببرد.
چین بر بیش از دو سوم تولید فلزات کمیاب جهان تسلط دارد و این کشور قصد دارد کنترل خود را بر این فلزات و عناصر نادر حفظ نموده و از آن بهعنوان سلاحی در جنگهای تجاری فعلی و آینده بهره ببرد.
تأثیر عناصر نادر خاکی بر قدرت دفاعی آمریکا بالاست و عناصر کمیاب، اجزای ضروری فناوریهای نظامی پیشرفته هستند و از درون زیردریاییها گرفته تا داخل ناوها و جنگندهها، این مواد معدنی در فناوریهای مختلف کاربرد داشته و به ارتش و قدرت نظامی ایالاتمتحده برتری استراتژیک میدهند.
این مصارف نشان میدهد که چگونه تجهیزات نظامی مختلف نه تنها به صورت عمده، بلکه برای نقشهای بسیار تخصصی، از سلاحهای هدایت لیزری گرفته تا قابلیتهای پنهانکاری، به عناصر نادر خاکی متکی هستند.
و اما بیشتر عناصر کمیاب مورد نیاز این صنابع از چین تأمین میشود و برای همین این وابستگی به یک رقیب ژئوپلیتیکی، نگرانیهای استراتژیکی را در واشنگتن ایجاد کرده است.
قابلتوجه است که آمریکاییها نیز در این صنعت حضور دارند ولی هنوز فاصله بسیار زیادی با چین و در تولید و فرآوری این مواد راهبردی دارند.
آمریکا فعلا یک معدن رسمی و فعال در این حوزه دارد و کاملاً به واردات وابسته است و در سال ۲۰۲۴، وابستگی آمریکا به واردات اسکاندیوم و ایتریم به ۱۰۰ درصد و وابستگی به لانتانیدها به ۸۰ درصد رسیده است.
در سال ۲۰۲۴، وابستگی آمریکا به واردات اسکاندیوم و ایتریم به ۱۰۰ درصد و وابستگی به لانتانیدها به ۸۰ درصد رسیده است.
چین پیشتر نیز صادرات هفت دسته از عناصر نادر خاکی شامل ساماریوم، گادولینیوم، تربیم، دیسپروزیوم، لوتتیوم، اسکاندیوم و ایتریم را به آمریکا تحت کنترل قرار داده بود و تحریم مواد معدنی چینی در دولت بایدن نیز اتفاق افتاده بود.
طی آن تحریم، یک روز پس از اعمال محدودیتهای گستردهی دولت جو بایدن بر فروش تراشههای پیشرفته به چین، دولت چین صادرات گالیوم، ژرمانیوم و آنتیموان را به ایالاتمتحده ممنوع کرد و همچنین بر ارسال مواد گرافیتی نیز محدودیتهایی اعمال کرد.
ولی اینبار محدودیتها شدیدتر شده و شرایط صادرات فناوری تولید آهنرباهای ساخته شده از عناصر خاکی کمیاب هم تغییرکرده و حتی تجهیزات بازیافت مواد معدنی کمیاب نیز برای صادرات به مجوز نیاز خواهند داشت.
و این درحالیست که صادرات این نوع از آهنرباها به تازگی افزایش شدیدی داشته و به بیشترین میزان در ۶ ماه اخیر رسیده است و باید دید که قوانین دولت چین در مورد آنها به چه نحوی خواهد بود.
این آهنرباها از آهنرباهای معمولی بسیار قویتر هستند و با استفاده از عناصر خاکی کمیاب همچون نئودیمیم، ساماریوم و پرازئودیمیم تولید میشوند.
این مدل از آهنرباهای ویژه در موتورهای الکتریکی، توربینهای بادی، هدفون، هارددیسک، خودروهای برقی، صنایع هوافضا و تجهیزات نظامی کاربرد دارند.
آهنرباهای ویژه در موتورهای الکتریکی، توربینهای بادی، هدفون، هارددیسک، خودروهای برقی، صنایع هوافضا و تجهیزات نظامی کاربرد دارند.
و حالا دولت چین اعلام کرده که حتی تولیدکنندگان خارجی که از هرگونه قطعه یا ماشینآلات چینی استفاده میکنند، باید برای صادرات اقلام تحت کنترل، مجوز درخواست کنند.
وزارت بازرگانی چین در همین خصوص گفته که کنترل صادرات چین به معنای توقف صادرات نیست و برای درخواستهایی که با ضوابط قانونی مطابقت دارند، مجوز صادر خواهد شد.
همین اخبار یعنی چین علاقهای به بستن مسیر صادراتی این محصولات حیاتی ندارد و راهبرد این کشور در کنترل و بهرهبرداری بیشتر است تا بتواند از این موقعیت برتر در توافقات تجاری استفاده کند.
چین علاقهای به بستن مسیر صادراتی این محصولات حیاتی ندارد و راهبرد این کشور در کنترل و بهرهبرداری بیشتر است تا بتواند از این موقعیت برتر در توافقات تجاری استفاده کند.
ولی باید در نظر داشت که این سلاح تجاری چین میتواند ضربات مهلکتری هم به خود چین وارد کند و با توجه به افزایش شدید تعرفههای ورود کالا به آمریکا، صادرات و تجارت چین با آمریکا را به پایان برساند.
ایالاتمتحده بزرگترین واردکنندهی دنیاست و زمانی چین شریک اول تجاری این کشور بود و با توجه به تراز مثبت چین، شرایط بسیار مطلوبی برای اقتصاد و تجارت خارجی چینیها وجود داشت.
ولی همان چینی که تا سال ۲۰۲۲ مهمترین منبع واردات ایالاتمتحده بود، جای خود را به سرعت به اتحادیهی اروپا، مکزیک و کانادا داد و حضور ترامپ باعث شد صادرات تولیدات چینی به آمریکا افول کرده و چین جای خود را به رقبا بسپارد.
رقبایی که به دنبال فروپاشی تجارت چین و آمریکا هستند و طبق گزارش سازمان تجارت جهانی، این آرزوی دور از دسترسی نیست و این سازمان اعلام کرده که ممکن است در سال جاری، صادرات چین به آمریکا تا ۷۷ درصد سقوط کند و این بدین معناست که یکی از بزرگترین روابط تجاری جهان، فرو خواهد پاشید.
ممکن است در سال جاری، صادرات چین به آمریکا تا ۷۷ درصد سقوط کند و این بدین معناست که یکی از بزرگترین روابط تجاری جهان، فرو خواهد پاشید.
رقبایی که به پیشرفتهای زیادی نیز دست یافتهاند و در سال گذشته، جمع صادرات کشورهای ویتنام، کره جنوبی، تایوان و تایلند، بیشتر از صادرات چین به آمریکا بود.
رقبای جدید چین، مبادلات تجاری بین دو کشور چین و ایالاتمتحده را به کمترین میزان از سال ۲۰۰۶ رساندهاند و صادرات تلفنهای هوشمند چین را به پایان نزدیک کردهاند و حالا هند به بزرگترین صادرکنندهی تلفنهای هوشمند به آمریکا تبدیل شده و چین در ردهی سوم و بعد از ویتنام قرارگرفته است.
تلفنهای هوشمندی که اتفاقاً با مواد معدنی چینی هم تولید میشوند و چین مجبور است برای حفظ بازار و با همهی محدودیتها و حساسیتهای ایجاد شده، به صادرات خود ادامه دهد.
در مورد صادرات پانلهای خورشیدی که چین دارای ظرفیت اول تولید آن در دنیاست نیز شرایط به همین منوال است و شاید هندیها و به اتفاق ویتنام و تایلند، بتوانند جایگزین چین در بازار آمریکا شوند و در افزایش ظرفیت تولید نیز رشد بیشتری داشته باشند.
پانلهایی که مواد معدنی بسیاری را در دل خود دارند و چین تولیدکنندهی عمدهی مقدار زیادی از آنهاست و قابل تأمل است که چین در سایر مواد معدنی مرتبط به انرژیهای نو نیز دست برتر جهانی را دارد.
چین فرآوری کنندهی اول ۱۹ ماده از ۲۰ مادهی معدنی حیاتی برای تولید انرژیهای نو در دنیاست
چین فرآوری کنندهی اول ۱۹ ماده از ۲۰ مادهی معدنی حیاتی برای تولید انرژیهای نو در دنیاست
و فرآوری مواد مهمی چون گالیوم، گرافیت، منگنز، عناصر نادر خاکی، سیلیکون، مولیبدین، کبالت، لیتیوم، آنتیموان، وانادیوم، تنگستن و مس در دست چینیها بوده و فقط نیکل در سیطرهی اندونزی میباشد.
این یعنی چین نبض زنجیرهی تأمین انرژیهای پاک مانند باتری خودروهای برقی، توربینهای بادی و پنلهای خورشیدی را در دست دارد
چین نبض زنجیرهی تأمین انرژیهای پاک مانند باتری خودروهای برقی، توربینهای بادی و پنلهای خورشیدی را در دست دارد
و در صورت افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، ممکن است کشورهای زیادی به مشکل تأمین این مواد حیاتی بخورند.
البته چین در استخراج بسیاری از این مواد معدنی جایگاه برتر را ندارد و تسلط این کشور بر فرآوری مواد است و این امکان وجود دارد که سایر کشورها و بهویژه صاحبان منابع و با سرمایهی آمریکا، در بخش فرآوری نیز سرمایهگذاری کنند و بر تسلط بالای چین پایان دهند.
شایان ذکر است که افزایش شدید تعرفهها یکی از دلایل خروج چین از آمریکا بوده و سیاستهای ایالاتمتحده در کاهش و عدم وابستگی به چین هم مزید بر علت شده و برآورد میشود که حضور چین در بازار بزرگ آمریکا، ضعیفتر نیز خواهد شد.
و چین مجبور است برای جبران از دست رفتن این بازار بزرگ، به سمت بازارهایی چون سایر کشورهای قاره آمریکا، اروپا و خاورمیانه برود و این اتفاق هم رخ داده و صادرات کالاهای ارزان چینی در حال افزایش است.
ولی آیا مواد معدنی کمیاب چینی منهای آمریکا و کشورهایی معدود، مصرفکننده و خریدار دیگری دارند و میشود با همین سلاح، به جنگ با سلاحهای بزرگتر و قدرتمندتر آمریکایی رفت؟
باید در نظر داشت که چین قدرت اول تولید و صادرات کالا در دنیاست ولی نه چین امروز همانند گذشته است که بتواند محصولات را غیرقابل رقابت کرده و صنایع خود را حفظ نماید و نه شرایط بازار جهانی مانند قبل است.
و افزایش فعلی در صادرات چین و جایگزین کردن بازارهای جدید و به جای آمریکا، چالشهای بسیاری نیز دارد و یکی از مهمترینها، افت قیمت کالاهای صادراتی است که باعث شده خیلی از تولیدکنندهها با حاشیهی سود پایین یا حتی ثبت زیان، محصولات خود را صادر کنند و ادامهی این روند به زیان تولیدکنندگان چینی خواهد بود.
به همه اینها باید تورم منفی، کاهش تورم تولیدکننده و مصرفکننده و کاهش شدید تقاضای داخلی و بحرانهای بزرگی چون مسکن را هم افزود که تأثیر مستقیم بر بازدهی کارخانجات تولیدی خواهد گذاشت.
همین روند باعث میشود که شاید تراز تجارتی مثبت بماند ولی شرایط کارخانجات و تولیدکنندگان مثل همیشه نباشد و نماند و انتظار از رشد اقتصادی چین، کمتر شود.
و در آن سو نیز ایالاتمتحده به جنگ بیشتر با سلاح معدنی چین بپردازد و با روشهایی همچون خرید سهام شرکتهای معدنی حیاتی در سطح جهان و نیز سرمایهگذاری در تولید خارجی و داخلی عناصر کمیاب، کارت برنده چین را به تدریج کمرنگ کند.
آمریکا وابستگی خطرناکی به عناصر نادر دارد ولی کشورهای مالزی، ژاپن و استونی نیز تولید داشته و به ایالاتمتحده صادر میکنند و ویتنام، برزیل و استرالیا نیز میتوانند با سرمایهگذاری بیشتر بر روی اکتشاف و استخراج، به داد آمریکاییها برسند.
و آمریکا هم میتواند با فناوری به جنگ با معدن برود و صادرات تجهیزات و تراشههای پیشرفتهی آمریکایی را به چین محدودتر نموده و سعی کند که در این جنگ، کمتر ببازد.
